تبليغاتX
از دماوند تا علم کوه - نقد عوام فريبانه (!)
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388

http://rezafathi.persiangig.ir/image/WEBLOG/88/irAn-labe-part-gAh.jpg


نقدی بر "نقد بی مطالعه"


شايد تا سالهای سال من به جايگاهی که آقای رضا زارعی در هيماليانوردی ايران دارن نرسم. شايد تا سالهای سال خيلی ها هم مثل من نتونن به اون جايگاه برسن. شايد تجربه اين صعودها به ارتفاعات بلند هيماليا چيزهايي را برای ايشون مشخص کرده که من و امثال من از درک اون عاجزيم. شايد چيزهايي هست که من نمی دونم و ايشون می دونن. اما اون چه که من از رفتار و گفتار و عملکرد حاکمان (!) فدراسيون کوهنوردی از نزديک ديدم و از دور شنيدم به من اين اجازه رو می ده که نقد ايشون رو يک جور از سر باز کردن بدونم. به نوعی آدرس غلط دادن و از زير بار مسئوليت (البته اگه ايشون نماينده فدراسيون باشن) شونه خالی کنن. نقدی که خالی از اشکال و ايراد نيست. نقدی عوام فريبانه. گرد و خاکی برای نشاندن خاک بر حقيقت.

وقتی نقد ايشون رو با عنوان "نقد بی مطالعه" خوندم يه چيزی رو نتونستم درک کنم. اينکه آيا مضمون نقد روزنامه اعتماد ملی به عملکرد غير شفاف و غير صادقانه مسئولين فدراسيون بود يا مفايسه آماری کشته ها بود و يا چيز ديگری بود.

درک اين موضوع که نقد اصلی اون نوشته چيست به نظرم کار پيچيده ای نيست. و باز هم به نظرم نقد اصلی اون نوشته مقايسه آمار کشته نبوده. من متوجه نشدم که ايشون اين بند اون نوشته رو قبول دارن يا نه که :

" نگاه ابزاري فدراسيون نشينان به اين ورزش ريشه در مديريت انحصاري حاکم دارد؛ کاهش شديد هزينه‌هاي تيم‌هاي باشگاهي در صعود‌هاي هيماليا و کيفيت بسيار متفاوت صعود‌ها به جهت فني و اجرايي دليل اصلي مقابله با تلاش‌هاي باشگاهي و از عوامل اصلي مانع‌تراشي‌ها در گسترش فعاليت‌هاي باشگاهي اين رشته ارزيابي مي‌شود. "

به نظرم نقد اصلی اون نوشته به عملکرد غيرحرفه ای آدمهايي است که از ديگران انتطار رفتار حرفه ای را دارند اما خودشان زير بار اين مسئوليت نمی روند که حرمت امام زاده را متولی آن بايد نگه دارد. نمی توان رفتار يک بام و چند هوا داشت و از ديگران انتظار داشت که اين رفتار را بپذيرند و دم بر نياورند.

من به يک جمله از نوشته ايشون استناد می کنم که " ضمن آنكه شايد بزرگترين ايراد كميسيون و فدراسيون در تحليل حوادث عدم ارائه آن به جامعه كوه نوردي بوده و ذكر استفاده ابزاري براي سركوب افكار كوه نوردان حكايت از نقد بي مطالعه نويسنده دارد."

اساسا اين کمسيون چرا و توسط چه کسی و با چه هدفی تشکيل شده؟!!!!

چرا عملکرد اين کمسيون گزارش نمی شه؟!!!

آيا اين کمسيون يک کميته حقيقت ياب نيست؟؟؟

کميته حقيقت يابی که به حقيقتی نمی رسد و آنرا منتشر نمی کند و مسئولين آنرا مجازات نمی کند پس برای چه تشکيل جلسه می دهد؟

به نظر شما اين کمسيون نقش خود رو به خوبی ايفا کرده است؟

آيا اين کمسيون يک ابزاری برای درپوش نيست؟ (در پوشی برای رفع بوی نامطبوع آنچه بر سر کوهنوردی ايران آمده است؟)

به استناد کدام مدعی نبايد بپذيريم که منافع مادی زيادی نصيب افراد معدودی در طول صعود های گذشته شده است؟

آيا گزارشی شفاف از عملکرد مالی و غير مالی فدراسيون منتشر شده است که بتوان با استناد به آن نقدی با مطالعه انجام داد؟

به استناد کدام مدعی نبايد عملکرد و مصاحبه های رييس و دبير فدراسيون را سودجويانه دانست؟

آيا بزرگ کردن تنها يک بخش غير مهم از يک نقد و بی جواب گذاشتن بخش هايي ديگر نشانه پذيرفتن اون بخش هاست يا نپذيرفتن اونها؟

و آياهای ديگر ........


اما در مورد حوادث کوهستان به نظرم باز هم آقای زارعی نظر درستی ندادن.


آيامی توان مرگ مهدی اعتمادفر رو با حادثه ای که منجر به مرگ اوراز شد مقايسه کرد؟

آيا حادثه تيلوچيپيک و مرگ پزشک تيم با حادثه ای که برای آقای داوود خادم اتفاق قابل مقايسه است؟

آيا حادثه ای که برای خانم ليلا بهرامی اتفاق افتاد (و مجموعه رفتار و عملکرد کادر سرپرستی و پزشک تيم) با حادثه ای که برای سامان نعمتی پيش اومد قابل مقايسه اند؟

به نظرم بين صعود انفرادی داوود خادم و مهدی اعتمادی فرد به قله های بلند دنيا با هزينه شخصی و پذيرش خطرات اونها توسط اونها و صعود يک ارگان دولتی با بودجه کلان از بيت المال فرق های زيادی وجود داره.

اينکه تيمی باکلی تمرينات و بودجه و ... با عنوان يک تيم ملی به قله ای صعود کنه و حادثه ای مثل مرگ اوراز را داشته باشه در حاليکه سرپرست مشخصی داره و از اون مهمتر تجربه انباشته ای رو با خودش همراه داره( که اين تجربه انباشته ارزون به دست نيومده و بايد در جای مناسب از اون استفاده بشه) قابل مقايسه با تلاش انفرادی يک نفر و تصميم های اون که منجر به حادثه شده نيست.

اگر مهدی اعتمادی فر با يک همنورد ديگه در اين صعود بود به احتمال زياد اين حادثه براش اتفاق نمی افتاد (به نظر من البته). اما شما فرض کنيد شرايطی رو که يک تيم ملی با سرپرست و چندين نفر منتخب و تجهيزات کامل و شيوه صعود کلاسيک و شرپا و سردار و ... به زير قله ای می رسه که خطر بهمن کاملا مشخص بوده اما سرپرست تصميم بر صعود می گيره و دستور (!) صعود رو صادر می کنه و بهمن اتفاق می افته و .......

يا تيمی که به اندازه کافی مهارتها و شايستگی صعود يک مسير رو نداشته به هزار و يک دليل صعودش منوط به نصب طناب ثابت توسط شرپاهای کند می شه و در نهايت بسيار دير به قله می رسه و ... و به راحتی پزشک تيم که صلاحيت صعود رو نداشته بعد 14 ساعت صعود و فرود به دليل کم بودن طناب ثابت روی مسير و نبودن اون و خستگی و ... سقوط می کنه و .... آيا به ابهامات اين صعود که توسط خانواده دکتر بهالو عنوان شده به طور کامل پاسخ داده شد؟

به نظرم بين اتفاقاتی که درصعودهای ملی منجر به حادثه شده (و خواهد شد) و اونچه در صعود کوهنوردان مستقل اتفاق افتاده تفاوت های زيادی وجود داره:

- هيچ وقت به طور شفاف اون چه که در برنامه ها منجر به حادثه شد از طرف فدراسيون مستند نشد و منتشر نشد (بجز موفقيت ها)

- هيچ وقت کادر مديريتی فدراسيون که از قضا معمولا سرپرست برنامه ها بودن (صادق آقاجانی، اقبال افلاکی) حاضر به پذيرش مسئوليت اين اشتباهات نشدن و اونها رو به خطرات کوهستان نسبت دادن

- هيچ وقت هيچ رييس فدراسيونی به دليل کشته دادن تيم ملی حاضر به پذيرش مسئوليت اين مرگ و اشتباهات بارز استعفا و غذر خواهی نکرد

- هيچ وقت تلاش های آدم های مستقل در جمع آوری و ثبت و ظبط اشتباهات عملکرد تيم ملی (مثل اين وبلاگ درباره صعود اوست 84 و اين وبلاگ درباره صعود گاشرپروم) به شکل جامع و مانع پاسخ داده نشد.

- هيچ وقت به صورت شفاف هيچ کدوم از هزينه های صورت گرفته برای يک صعود ملی اعلام نشد

و مواردی از اين دست.


به نظرم اگر قرار باشه کسی در جايي بتونه نقدی با مطالعه رو به عملکرد فدراسيون کوهنوردی داشته باشه نياز به حداقل اطلاعات و آمار از برنامه های فدراسيون کوهنوردی داره. جناب زارعی از کجا می شه اين آمار و عملکرد رو به دست آورد تا بشه نقدی با مطالعه رو نوشت؟

من مدتها به دنبال برنامه پنج ساله فدراسيون گشتم اما هميشه جايي در دوردستها بود. انگار که کسی نبايد از اون اطلاع داشته باشهو سندی محرمانه که افرادی نامعلوم با اهداف نامعلوم و برای ارگانی نامشخص تهيه کردن.

شما چه راهکارهايي برای نقد با مطالعه عملکرد فدراسيون کوهنوردی پيشنهاد می کنيد؟

چطور می شه به بودجه فدراسيون و نحوه هزينه کردن اون دسترسی داشت؟

چطور می شه به صورت جلسات نشتسهای هيت رييسه فدراسيون دسترسی داشت؟

چطور می شه به شاخص های انتخاب اعضای تيم های ملی و سرپرستان اونها دسترسی داشت؟

چطور می شه شما رو نقد کرد؟

و ....


آيا نقد شما بر انتقادی که از شما می شه نقدی عوام فريبانه نيست؟!!



نوشته شده توسط رضا در 10:20 با موضوع: | لینک ثابت |

اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات