







سئوال:
فرض کنيد بابک سرپرست برنامه (صعود زمستانی)
دماوند از مسير جنوبی است. به بارگاه سوم می رسيد. برنامه فردا صعود قله است. بابک
ساعت حرکت تيم را 5 صبح اعلام می کند. صبح که بيدار می شويد هوای بيرون خيلی سرد
است. دما سنج ساعتتون دما را 15- نشان می دهد. بابک تصميم می گيرد تا طلوع آفتاب و
گرم شدن هوا منتظر بمانيد. ساعت 7 صبح بالاخره به سمت قله حرکت می کنيد. هوا عالی
است. اما شهاب حالش خوب نيست و بی نهايت کند حرکت می کند. ساعت 12 ظهر است و شما
هنوز به تپه گوگردی نرسيده ايد. بابک همه را تشويق می کند که به صعود ادامه دهند.
شهاب همچنان کند و آرام صعود می کند. ساعت 1:45 است و شما ابتدای تپه گوگردی
هستيد. شدت باد زياد شده است. شهاب ديگر توانايي صعود ندارد. حالش بهم می خورد.
بابک 2 نفر از اعضای تيم را به همراه شهاب به پايين می فرستد. مابقی تيم (5 نفر
ديگر) به صعود ادامه می دهند. ساعت 2:45 قله را صعود می کنيد. تا ساعت 3 برای
گرفتن عکس معطل می شويد. ساعت 3 به پايين حرکت می کنيد.
- تا اينجا به نظر شما بابک تصميم اشتباهی داشته است؟
- بدترين سناريويي که
ممکن است برای اين تيم در هنگام فرود (ساعت 3 تا 7 شب) پيش بيايد را بنويسيد.
- اگر به جای بابک
سرپرست بوديد چه تجهيزات گروهی و فردی را در اين روز همراه تيم (8نفر) بالا می
برديد؟
جواب:
الف) در ابتدا بايد گفت كه بيشتر تصميم گيری ها در اينگونه موارد بستگي به شرايط تيم و آب و هوا در منطقه دارد. اما به طور كلي مي توان به موارد اشتباه زير اشاره كرد: تاخير در زمان حركت - دير بازگرداندن شهاب به پايين- دير رسيدن به قله - از دست دادن زمان زياد در قله - در صورت تقسيم تيم، تيم به 4 به 4 تقسيم شود نه 3 به 5 .
ب) بدترين سناريو ممكن گم كردن مسير اصلي و انحراف به دره هاي چپ و راست و شايد انتظار تا بهار آينده برای آنها !
پ) روكش چادر، طناب انفرادي، پك امداد و پتوی نجات، ...
{منبع: سئوالات کتبی آزمون دماوند 1385}
شما به اين سئوال چه جوابی می دين؟!
2:
وقتی تيم انجمن دانشگاه تهران در زمستان 1385 به دماوند صعود کرد، شرايطی رو که دو هفته قبل از صعود، تو آزمون کتبی براشون طرح کرده بودم تجربه کردن. يکی از اعضای تيم که تا قبل از اون در پيش برنامه ها و روز قبل برنامه خوب بود دچار مشکل شده و سرپرست تيم هم اون رو بدون تجهيزات (مثل بی سيم، روکش چادر يا کيسه بی واک و کت پر و آب گرم) حوالی آبشار يخی از تيم جدا کرده بود و تنها به سمت پايين و به طرف بارگاه سوم فرستاده بود. اون نفر هم با کمی خوش شانسی!! تونسته بود خودش رو به بارگاه برسونه و تو مسير يکی دوجا سرخوردده بود که زخمهای جدی برنداشت.
وقتی برگه جوابهای نفرات تيم رو بررسی کردم تقريبا تمامشون به اين که اعضای يک تيم 8 نفری رو بايد به 4+4 يا در 3+5 نفر تقسيم کرد تاکيد کرده بودن . جواب اونها در عمل و در شرايط برنامه اين بود : 7+1 .
وقتی بعدها اين برنامه رو به عنوان يک Case Study در کلاس آموزش سرپرستی بررسی کرديم اين جواب رو شنيديم که تحت شرايط اون موقع اين تصميم رو گرفتيم جون به نظر صحيح ترين تصميم بود. هوا خيلی خوب بود، مابقی اعضای تيم برای رسيدن به اونجا بيشتر از 2 فصل تمرين کرده بودن و هزينه کرده بودن، بارگاه ديده می شد، نفری که از تيم جدا شد تجربه خوبی داشت و می تونست خودش رو جمع و جور کنه و وضعيتش اصلا بد نبود، هوشيار بود و ....
3:
جلسه انجمن کوهنوردان در هفته گذشته همراه با سئوال و جوابهايي بود که تمام اعضای اکسپديشن نانگاپاربات
در اون حضور داشتن. (بايد از اين به بعد به اونها اعضای اکسپديشن
نانگاپاربات بگيم و نه تيم! چون بر اساس تئوری که ارايه دادن شکل و شمايل
اجرای يک برنامه در هيماليا با ارتفاعات ايران خيلی فرق می کنه.تيم و
سرپرست و ... مفهوم خودش رو از دست می ده و جای خودش رو به اکسپديشن می
ده). اگر تا امروز تنها يک نفر به عنوان کسی بود که نظريه پرداز اين تئوری
شناخته می شد و از اون به دليل رفتارهايي که کرده بود، انتقاد های زيادی
می شد، در جلسه هفته قبل تمام اعضای اون اکسپديشن در حضور جمع زيادی از
کوهنوردای ايران روی اون تتئوری تاکيد کردن و در واقع نه تنها مدافع بلکه
مجری اون تئوری معرفی کردن.
مهمترين ويژگی اين تئوری که اعضای اکسپديشن ايرانی نانگاپاربات بر اون تاکيد کردن به طور خلاصه اين بود:
- خطرپذيری در برنامه های هيماليانوردی حرف اول و آخر رو می زنه و اون فرد يا افرادی که خطرپذيری بيشتری داشته باشن موفقيت رو هم در آينده دارن.
-
رقتار و کردار تيم های خارجی و مقايسه اکسپديشن نانگاپاربات با اونها قياس
غير منطقی و اشتباهی. چون اونها پول به اندازه کافی دارن و از هر جا که
بخوان بر می گردن. و در تصميم گيری اونها شرايط و ضوابطی حاکمه که برای ما
دور از دسترسه. پس شرايط اين اکسپديشن کاملا منحصربفرد بوده.
- اصولی رو نمی شه برای صعودهای بلند در نظر گرفت. بلکه تصميماتی که در منطقه و براساس شرايط اونجا گرفته می شه تعيين کننده است نه اين قوايد و اصولی که بر روی کاغذ نوشته می شن.
- در جاهايي که تصميمهای گرفته شده توسط اعضای اکسپديشن نتجيه بسيار تلخی به همراه داره، اين تصميم نبوده که اشتباه بوده بلکه اين ذات اون فعاليت که منجر به اين نتيجه شده. اين مورد رو تمام اعضای تيم می دونستن و با علم به اون در منطقه حاضر شدن و به فعاليت ادامه دادن.
4:
در جلسه هفته قبل انجمن کوهنوردان وقتی آقای عباس محمدی به روی سن اومدن در واکنش به گزارش برنامه که اون روز تو جلسه انجمن ارايه شد فرمودن که چه خوب شد که به اين خانم (اشاره به کوهنوردی که اون روز گزارش صعود به قله خانتانگری رو به صورت انفرادی ارايه داد) طناب هديه داده شد تا بدونن در کوهنوردی طناب هم هست و بايد بعضی از جاها رو با طناب هم عبور کنن و تنها نرن. و بعد هم رو به جمع فرمودن که اصولی در کوهنوردی وجود داره و قابل دسترسه (مثلا از طريق کتابها) که رعايت اين اصول می تونه به ايمنی بيشتر برنامه منجر بشه. وقتی در اواخر جلسه از ايشون سئوال کردم که آيا جای خالی رعايت اين اصول قابل دسترسی رو در برنامه نانگاپاربات می بينيد يا نه؟ با صراحت گفتن که نظر شخصی خودشون رو بعدا در مورد اين برنامه اعلام می کنن و الان چيزی در مورد اين برنامه ارايه نمی کنن.
5:
سئوال :
- از روی رفتار تيمهای مشابه در موقعيت مشابه
- از روی نظر خبرگان کوهنوردی ايران و جهان
- ....
********
- الان يک پيامک گرفتم که آقای خليل نکويي در غار پرو مرد. روحش شاد.
اسفند ماه تو برنامه الوند ديدمش که اسکی می کرد. همين عکسی که اينجا هست....

و الان هم ....
Last year I upgraded from Girlfriend 7.0 to Wife 1.0 . I soon noticed that the new program began unexpected child processing that took up a lot of space and valuable resources. In addition, Wife 1.0 installed itself into all other programs and now monitors all other system activity. Applications such as Poker Night 10.3 , Football 5.0 , Hunting and Fishing 7.5 , and Racing 3.6 no longer run , crashing the system whenever selected.
I can't seem to keep Wife 1.0 in the background while attempting to run my favorite applications. I'm thinking about going back to Girlfriend 7.0 , but the uninstall doesn't work on Wife 1.0.
Please help!
Thanks,
______________________ _________ _________ ________
REPLY:
Dear Troubled User:
This is a very common problem that men complain about.
Many people upgrade from Girlfriend 7.0 to Wife 1.0 , thinking that it is just a Utilities and Entertainment program. Wife 1.0 is an OPERATING SYSTEM and is designed by its Creator to run EVERYTHING !!!
It is also impossible to delete Wife 1.0 and to return to Girlfriend 7.0. It is impossible to uninstall, or purge the program files from the system once installed. You cannot go back to Girlfriend 7.0 because Wife 1.0 is designed to not allow this. Look in your Wife 1.0 manual under Warnings-Alimony - Child Support. I recommend that you keep Wife1.0 and work on improving the situation. I suggest installing the background application 'Yes Dear' to alleviate software augmentation.
The best course of action is to enter the command C:\ APOLOGIZE because ultimately you will have to give the APOLOGIZE command before the system will return to normal anyway.
Wife 1.0 is a great program, but it tends to be very high maintenance. Wife 1.0 comes with several support programs, such as Clean and Sweep 3.0 , Cook It 1.5 and Do Bills 4.2.
However, be very careful how you use these programs. Improper use will cause the system to launch the program Nag Nag 9.5. Once this happens, the only way to improve the performance of Wife 1.0 is to purchase additional software. I recommend Flowers 2.1 and Diamonds 5.0 !
WARNING!!! DO NOT, under any circumstances, install Secretary With Short Skirt 3.3. This application is not supported by Wife 1.0 and will cause irreversible damage to the operating system.
Best of luck,
Tech Support

....
- پيامی برای جوونا داری؟
+ {مکث} نياين کوه! {لبخند}
....
دريافت فايل صوتی اينجا
:)
و همان داستان هميشگی؛ داستان کوهها و آدمها :
يادم افتاد، صبح آن من ديگر، آن تنبل تن پرور، خودش را به گرماي پتو پيچانده بود و در من زمزمه مي كرد: «بگير بخواب، يك روز راحت و بي دغدغه؛ از دست نده اين فرصت طلايي را. چاي داغ ،موسيقي و كتاب و تلفن!!! ديوانه اي مگر تو؟»"
(پزشکی که می تونسته دوره طرح رو نگذرونه، به خواست خودش رفته به يکی از روستاهای محروم همدان و به جرم رابطه نامشروع با نامزدش دستگير شده و بعد هم جنازه اش رو به خانواده اش تحويل دادن. خواهر من تو دبيرستان سال بالايي زهرا بود. و اون هم پزشکی خوند و تو يکی از روستاهای همدان طرحش رو گذروند. وقتی فکرش رو می کنم اين اتفاق می تونست برای اون هم بيافته و يا هر لحظه و هر روز و هر جای ديگه امکان داره دوباره برای يک آدم ديگه تکرار بشه .... )
محسن از رفع نيازهای اوليه گفته بود و اينکه چه تاثيری بر روی عملکرد دانشجوها در سوئد داره و ...
ياد هفته پيش افتادم. قرار بود جمعه تو دانشگاه تربيت مدرس 3 نفر شهيد گمنام دفن کنن. از اول هفته کلی اطلاعيه و پارچه نوشته سياه از در و ديوار آويزون کرده بودند. يکی از کارمندهای جانباز دانشگاه هم مرده بود و کلا روضه و نوحه و ... پخش می شد. خلاصه فضايي بود. چه عملکردی دارن اين دانشجويان تربيت مدرس :)
2 ماه پيش 2 تا از دوستان رفتن کانادا برای ادامه تحصيل.
چند وقت پيش تو سايت دانشگاه اونها داشتم می گشتم ديدم يه مطلبی نوشته که يک ايرانی ساکن کانادا 4 ميليون دلار به اين دانشگاه برای فعاليتهای تحقيقاتی کمک مالی کرده. يکی از اين دوستان می گفت که از حدود 40 نفر وردی امسال اونها بيش از 30 نفر از ايرانن. باورم نمی شد. اينجا ليست دانشجويان دوره فوق ليسانس اين دانشگاه رو می تونيد ببيند. حدود 40 نفرشون از ايران هستن.


نتيجه گيری اخلاقی و غير اخلاقی اين نوشته رو خودتون انجام بدين!!
پ. ن :
1- به قول دوستان در Mtv که اين کليپ رو تهيه کردن : Life is sh** , without music
3- دوباره پاييزه و دوباره قراره بريم جنگل و دوباره زيیايي پاييز....
