
گاهی اوقات اندوهِ سنگپارهی خُردی
وَرایِ تحملِ کوه در خوابِ کبوتر است.
درست است که اين حرفِ ساده
سهمی از امضای آينه بُرده است،
اما گاه که میآيم از پنجره
کسی را به آواز بلند بخوانم
تازه به ياد میآورم
کوچه تاريک است
حواسَم پَرت
دلم شکسته
راهم دور ...!
يک لحظه تحمل کن
الان میروم چراغ میآورم.
بعضی چيزها ورای درک و فهم ما هستند ...
وقتی نوزادی با ايدز به دنيا می آيد، وقتی که يک مادر جوان در جريان يک سرقت
مسلحانه به قتل می رسد، وقتی که سيل يک دهکده را با خود می برد، ما می مانيم و
پرسشی که برای آن گويي پاسخی وجود ندارد: "چرا؟".
در زندگی هر کسی درس مخصوص به خود را می گيرد.
ما می توانيم در برابر زندگی و رويدادهای آن به سه روش واکنش نشان دهيم :
- زندگی من مجموعه ای از درسهايي
است که به آنها نياز دارم، درسهايي که با نظم و ترتيب تمام در زندگی ام روی می
دهند. (اين سالمترين برخورد است و حداکثر آرامش ذهن را تضمين می کند.)
- زندگی يک مسابقه بخت آزمايي است،
اما من از هر اتفاقی که روی دهد نهايت استفاده را می برم. (اين دومين انتخاب است و
کيفيت متوسطی به زندگی می بخشد).
- چرا هميشه همه بلاها سر من نازل
می شود؟ (اين طرز برخورد نهايت ناکامی و بدبختی را تضمين می کند).
ما در تمام طول زندگی مرتبا با درسهاي تازه مواجه می شويم و تا زمانی که درسی
را ياد نگيريم مجبور به گذراندن دوباره آن هستيم.
مهم نيست چه اسمی برايش می کذاريد. مشيت الهی، ظهور طبيعی رويدادها يا هر اسم
ديگری. مهم نيست که آنرا می پسنديد يا از آن متنفريد، در هر حال اين واقعيت زندگی
است. چه مسئوليت بپذيريد و چه نقش يک قربانی را بازی کنيم، چه بجنگيد و چه از
کنارش رد شويد، در هر حال اين واقعيت زندگی است. واقعيتی که اتفاق می افتد.
واقعيتی که در تمام طول زندگی تان اتفاق افتاده است. هر بار که همسايه ای از شما
سو استفاده کرده، هر بار که فروشنده ای کلاه سرتان گذاشته و هر بار که دوستی
ناجوانمردانه رهايتان کرده است، درسی در پيش روی شما قرار داشته است. اگر هفت روز
هفته احساس ناخوشايندی می کنيد، احتمالا در درسی مردود شده ايد. اگر مرتبا شغل و
پول و دوستان خود را از دست می دهيد اين نشانه آن است که که به درسهای زندگی توجه
نکرده ايد.
ما برای تنبيه شدن به اين دنيا نيامده ايم. برای درس گرفتن آمده ايم. هر رويدادی در زندگی ما توان بالقوه
آن را دارد که ما را متحول کند و از ميان همه آن رويداد ها سختيها و مصيبت ها
بيشترين توان را برای تغيير تفکر ما دارا هستند.
