پاهای گرم ؛ چطور مانع سرمازدگی پاهایيمان شويم؟
بخش اول:
هنر
محافظت از پا و تكنيك هايي براي صعودهاي سخت و طولاني:
تا چندي پيش
شركت در يك اردوي (expedition) كوهنوردي
واقعأ كار سختي بود. عضويت در يك تيم كوهنوردي و قرار گرفتن در شرايط سخت،
خواسته همه كوهنوردان بود، آرزويي كه
يکبار تحقق مي يافت و شانسي بود كه شايد ديگر تكرار نمي شد. در آن روزها كوههايي چون چو آيو،
دنالي يا آمادابلام، تداركات زيادي نياز داشتند كه يك سال برنامه ريزي و هماهنگي
قبل از صعود را طلب مي كرد. يكي از بزرگترين كارها تهيه و جمع آوري لوازم تخصصي
صعود بود. اگر تيم ميخواست شانسي براي صعود به ارتفاعات بالا داشته باشد، تلاش
وسيعي براي يافتن تجهيزات لازم بود. وسايلي نظير لباسهاي پر، كيسه خوابهاي
خاص و كفشهاي تخصصي. جمع آوري اين تجهيزات
در كنار هم، نياز به ماهها تلاش داشت. اولويت اول در تهيه تجهيزات كوهنوردي (مانند
حالا در گذشته نيز)، كفش كوهنوردي بود. پوشهاي داخلي در كفشهاي دوپوش و سه پوش (Inner Boot) بايد از محلي پيدا مي شد و سپس با كفش هاي قديمي سايز مي شد و
رويه هايي (Over
Boot) از جنس نئوپرن سفارش داده مي شد تا
كفش به موقع آماده شود.
كساني كه به
كفش هاي گرم اهميت نمي دادند و با همان
كفشهاي سطح پايين خود اقدام به صعود مي كردند، مجبور بودند كه از نزديك قله هايي
كه راههايي دوري را با قيمت گزاف براي رسيدن به آنها طي كرده بودند، برگردند، تا
ارزش محافظت از انگشتان خود را درك كنند.
کفشها :
کفشها به دليل تناسب نامناسب با پاها و اندازه نبودن در بسياری موارد عامل
سرمازدگی می شوند. کفشهای شما مهمترين عامل دفاعی شما در برابر سرماست، پس يک
برنامه صعود مهم خود را با استفاده از يک جفت کفشهاي کوفلاخی که مربوط به 10 سال
قبل هستند، به خطر نياندازيد. البته اگر کمی خسيس هستيد يک جفت پوش داخلی نو برای
کفشهای قديمی خود فراهم کنيد، تا هم ارزانتر باشد و هم بتوانيد با استفاده از آنها
از کفشهای قديمی خود استفاده کنيد.
خوشبختانه اين روزها کفشهای پلاستيکی دوپوش در مقايسه با کفشهای قديمی تر
بسيار مقاوم تر هستند و نمونه های عمومی آنها را می توان با کفشهايي که در گذشته
برای صعودهای هيماليا نوردی مورد استفاده قرار می گرفت مقايسه کرد. اگر برنامه شما
صعود در ارتفاعات بلند است (بالای 7000 متر) و يا به دنبال صعودهای زمستانی در
هيماليا، آلاسکا هستيد به دنبال کفشهای تخصصی اين صعودها باشيد. شرکت های توليد
کننده کفش مثل Asolo،
Lowa، Scarpa کفشهاي مناسبی برای هر نوع کوهنوردی (حتی
مازوخيست ها) توليد می کنند. بايک کفش Millet Everst پاهايتان را برای دماهای کمتر از
40- درجه سانتيگراد گارانتی کنيد.
از کفشهايي که پوش داخلی آنها از فوم های سلول باز است پرهيز کنيد. اگر برنامه
ای چند روزه را در پيش داريد اين فوم ها آب را به خود جذب کرده و کفشهايتان خاصيت
عايق بودنشان را از دست می دهند.
برای پيدا کردن بهترين کفش و مناسبترين آنها با افرادی که می شناسيد مشورت
کنيد، مغازه های زيادی را برانداز کنيد و کفشهای زيادی را پايتان کنيد و در نهايت
بهترين را انتخاب کنيد. اگر از کفشهای فعلی تان استفاده می کنيد سعی کنيد با تعويض
کفی های کفشتان خاصيت عايق بودن آنها را افزايش دهيد.
گتر و سوپر گتر:
يک سوپر گتر تمام کفش و بخشهايي از زيره کفشتان را هم می پوشاند و عايق بسيار
خوبی برای کفشتان خواهد بود. يک سوپر گتر خوب می تواند کفشتان را به اندازه يک کفش
ويژه ارتفاع گرم کند. برای اين منظور سوپر گترهايي که از نئوپرن (Neoperen) توليد شده اند هنوز بهنترين انتخاب
است. هرچند که مقاومت آن کم است اما برای چند برنامه می تواند کاملا مفيد باشد.
گترهايي که رويه کفش رو هم می پوشانند می توانند بسيار مفيد باشند اما به اندازه
سوپر گترها که تمام کفش را شامل می شوند مفيد نيستند.
جوراب
کفشتان را با استفاده از يک جفت جوراب پلی پروپيلن / پشمی ضخيم و يک جوراب پلی
پروپيان داخلی اندازه کنيد. و اگر به يک برنامه خيلی سرد می رويد از 2 جفت يا 3
جفت جوراب استفاده کنيد.
منظور از
يك كفش ويژه ارتفاع چيست؟
در گذشته نه چندان دور، تنها كفشهاي پلاستيكي مد
نظر بودند. اما در حال حاضر كفشهاي متنوعي داريم. كفشهايي بدون زيره كه به كرامپون
متصل مي شوند، دو پوشهاي چرمي كه شبيه پلاستيكي ها هستند و حتي كفشهاي پلاستيكي كه
در آنها "پلاستيك" وجود ندارد! براي آنكه بدانيم كفشهاي مختلف، براي چه
شرايطي مناسب هستند،آنها را به چهار گروه اصلي تقسيم مي كنند:
1
–كفشهاي چرمي: اين كفشها براي حداكثر كارايي در صعود طراحي شده اند. استفاده از چرم،
مقاومت حرارتي کفش را قرباني صرفه جويي در وزن و حجم كفش و بعبارتي راحتي آن مي
كند. كفشهاي چرمي براي صعود هاي كوتاه مدت در سرما مناسب اند اما نه براي توقفهاي
طولاني. زيرا عايق هاي خيلي خوبي نيستند حتي لايه تينسولايت (Thinsulate). بنابراين اگر كسي بخواهد از اين كفشها در سرماي شديد استفاده
كند، بايد آنها را به اندازه كافي بزرگ انتخاب كند تا با چند جفت جوراب و يك كفي ضخيم پوشيده شود.

Scarpa Cumber / Sportiva Nepal Extreme /Salomon
Pro Ice/
كفشهاي دو
پوش چرمي متنوعي نيز در بازار وجود دارند كه عايق هاي بهتري هستند، اما شخصأ
معتقدم كه اين كفشها بدتر از هر دو نوع ديگر است. هم مانند كفشهاي پلاستيكي سنگين
و حجيم هستند و هم مانند كفشهاي چرمي سرد. البته چند نوع از اين كفشها مانند Sportiva Trango Comp
وScarpa Freney xt در
بازار وجود دارد که از منسوجات مصنوعي استفاده كرده اند و چندان تحت تاثير سرما
قرار نمي گيرند اما شما در پايان يک روز کوهنوردي، يك جفت كفش يخ زده داخل كيسه
خوابتان نمي خواهيد و برايتان هم مهم نيست كه كفش از چه جنسي ساخته شده است. اين
كفشها براي صعود هاي زمستاني يك روزه و يا صعودهاي آلپي گرم و خشك بهترين انتخاب
هستند.
2
–كفشهاي پلاستيكي آلپي: اين كفشها حد وسطي بين كفشهاي سبك چرمي و كفشهاي حجيم ويژه
ارتفاع هستند و بنابراين مزايا و معايب هر دو نوع را دارند. با توجه به اينكه پوش
داخلي جدا مي شود، مي توان آن را درون كيسه خواب گرم نگه داشت و اگر دما خيلي
پايين نباشد اين كفشها براي هر ارتفاعي قابل استفاده هستند. پوش داخلي عمومأ از
فوم هاي سلول باز ساخته مي شوند. اين فومها پاها را خشك تر نگه مي دارند و عرق را
جذب مي كنند. تا چندي پيش كفشهاي پلاستيكي،كفشهاي استاندارد صعودهاي طولاني در
ارتفاع بودند.
Asolo Super
Soft / Lowa carpa / Scarpa Vega and
Alpha
در مسير هاي
بسيار سرد و ارتفاعات بالا با يك جفت رويه عايق استفاده مي شوند تا كارايي كفش
مخصوصأ مقاومت حرارتي زيره كفش افزايش يابد. گزينه ديگر در شرايط بسيار سرد،
استفاده از يك جفت پوش داخلي ساخته شده از فوم هاي سلول بسته است كه جداگانه
خريداري مي شود و قيمتي در حدود نصف قيمت كل كفش دارد.
3-
كفشهاي پلاستيكي فوق آلپي: اين كفشها شامل يك پوسته پلاستيكي و يك پوش سلول بسته است.
پوش سلول بسته رطوبت را به خوبي جذب نمي كند، در نتيجه مقاومت حرارتي خود را بيشتر
حفظ مي كند.
Scarpa
High Altitude Vega / Koflach Artic
Extreme
بنابراين
اگر نتوانيد پوش داخلي را خشك كنيد در برنامه هاي طولاني دچار مشكل مي شويد.
پوشهاي اين دسته از كفشها عمومأ به گونه اي طراحي مي شوند كه به راحتي پوشيده مي
شوند و به جاي بند معمولأ چسب يا بستهاي پلاستيكي دارند. اين ويژگي در شرايطي كه
مغز شما به خوبي كار نمي كند بسيار مهم است! اگر مي خواهيد يك مسير فني را در شرايط زمستاني صعود كنيد، اين كفشها
بهترين گزينه براي شما هستند و توازن خوبي بين كارايي در صعود و گرما در آنها وجود
دارد.
كوهنورداني
كه عازم ارتفاعات سرد هستند، معمولأ يك رويه ديگر نيز براي گرمتر كردن اين كفشها
استفاده مي كنند كه در اين صورت با كفشهاي بسيار گرم خاص ارتفاع رقابت مي كند. به
اين ترتيب با اين تركيب، صعود در ارتفاعات بالا، صعودهاي آلپي و صعودهاي سبكتر با
يك جفت كفش امكان پذير است. اين كفشها در صعود هاي فني در زمستان بسيار خوب عمل مي
كنند به شرطي كه از جورابها مراقبت شود اما اگر دما به شدت كاهش يابد ممكن است آزار دهنده باشند.
4
–كفشهاي تخصصي ارتفاع : اين كفشها مناسبترين گزينه براي سرماي شديد است. گرماي فوق العاده آنها به دليل
استفاده از بهترين مواد عايق بدون توجه به قيمت تمام شده آنهاست. موادي نظير فومهاي پلي اتيلن (PE)، پلاستيكهاي لانه زنبوري، لايه هاي منعكس كننده حرارت و
فيبرهاي كربن، كه هم در پوش داخلي و هم در لايه خارجي استفاده شده است. پوسته اين
كفشها به تنهايي گرمايي برابر بهترين كفشهاي پلاستيكي دارد. اين كفشها براي مسيرهاي
غير فني در ارتفاعات بالا طراحي شده اندكه چند نمونه از آنها معرفي مي شود:
La Sportiva-Olympus Mons / Millet Everest / Vasque Ice 9000
اين اولين
كفش تخصصي ارتفاع بود كه به بازار آمد و به سرعت كفشي شد كه همه در هيماليا به پا
داشتند. تا (40 -) درجه مقاومت دارد. در اين كفش براي اولين بار حفظ گرماي پا مقدم
بر كارايي و راحتي صعود و گام برداري در نظر گرفته شد و در حال حاضر گرمترين كفش
در بازار است . گتر عايق آن نيز در مقاومت حرارتي كفش نقش قابل توجهي دارد .گتر،
اين امكان را فراهم مي كند كه كفش بدون پوش داخلي هم قابل استفاده باشد. شما مي
توانيد با جوراب پر خود اين كفش را بپوشيد و از چادر خارج شويد.
پوسته خارجي
از لايه هاي فوم سلول بسته ساخته شده است . زيره كفش از لايه هاي ضخيم فيبركربن
است كه خود عايق بسيار خوبي است. پوش داخلي از مواد منعكس كننده حرارت ساخته شده و
با فوم هاي سلول بسته پوشيده شده است. همان طور كه گفته شد اين كفش براي صعودهاي
فني طراحي نشده است و لبه گيري با آن خيلي مشكل است. زيره كفش بسيار نرم و قابل
انعطاف است. انتخاب سايز مناسب اين كفشها نيز دشوار است و حتما بايد آنرا براي
مدتي طولاني امتحان كنيد. قبل از صعودهاي مهم نيز حتمأ بايد كفش نو را براي مدتي
استفاده كنيد تا فوم داخلي شكل پايدار خود را پيدا كند.
کفش کمپانی lasportiva را
مي توان اين طور توصيف كرد: يك "Millet Everest" كه براي
صعودهاي فني طراحي شده است. به اين ترتيب از حجم كفش و بنابراين از گرماي آن نيز
كاسته شده است. با اين حال يكي از گرمترين كفشهاي بازار است و شخصأ مي توانم آن را
به هر كسي كه به ارتفاعات بسيار سرد صعود مي كند پيشنهاد كنم. تمام جزييات در
طراحي اين كفش در نظر گرفته شده است. از گتر ضد گلوله تا زبانه هاي كفش و تسمه
هايي كه براي پوشيدن كفش در نظر گرفته كه حتي با دستكش قابل استفاده هستند. چيزي
كه خيلي نظر مرا جلب كرده است، نحوه ورود پوش داخلي به
كفش است كه حسادت همنوردان شما را بر مي انگيزد. از نظر ساختمان مشابه "Millet Everest " است. پوسته خارجي
از داخل با يك لايه پلاستيكي پوشيده شده كه از نفوذ رطوبت از پوش داخلي به پوسته و
يخ زدن آن جلوگيري مي كند. يك اشكال اين كفش استفاده از بند در رويه خارجي است كه
در صورت يخ زدن،كار با آن مشكل مي شود و نمي توان به خوبي بندها را محكم كرد. مزيت
قابل توجه پوش داخلي، قابليت تنفس بالاي آن است به طوري كه مي توان هنگام خواب نيز
آنها را به پا داشت. كف کفش با يك لايه 6 ميليمتري با ساختار لانه زنبوري از فيبر
كربن و PE عايق بندي شده است و با
توجه به استحكام اين لايه، لبه گيري روي سنگ و استفاده از كرامپون با اين نوع كفش
راحت تر است .
ظاهر سنتي آن ساختار هنرمندانه و مزاياي متعدد آن را پنهان مي كند با اين حال بسيار گرمتر از كفشهاي پلاستيكي فوق آلپي است. پوش داخلي تركيبي از فومهاي سلول باز و بسته است. بسيار سبك و نرم اما مناسب براي صعود هاي زمستاني .قسمت جلوي كفش تركيبي از لايه هاي پلاستيكي و مواد ديگري است كه لبه گيري و صعودهاي فني را لذت بخش مي سازد. وقتي كفش را براي اولين بار مي بينيد، از وزن بسيار كم آن تعجب خواهيد كرد.
چرا براي
كفش اين قدر هزينه كنيم؟
قوانينی برای داشتن پاهاي گرم
در پايان
روز كفشها را از پا در آوريد و اگر برف يا يخ داخل كفش رفته، تميز كنيد. پوش خارجي
كفشها را هيچ وقت بيرون چادر نگذاريد، آنها را به جاي بالشت زير سر خود گذاشته و
يا در كوله پشتي جا دهيد تا بيش از حد سرد نشود. زيرا فردا صبح پوش داخلي هم
همانقدر سرد خواهد شد.
اگر بند كفشها
يخ زده است، حتمأ يخ ها را تميز كنيد. سپس در حاليكه پوش كفش را به پا داريد، داخل
كيسه خواب برويد و بندهاي آن را شل كنيد. شما بايد يك كيسه نايلوني زيپدار حاوي حداقل يك جفت جوراب اضافي داشته
باشيد. اين جوراب ها را خارج كرده و در مجاورت بدن خود قرار دهيد تا گرم شود. سپس
يكي از پوشها را در آورده، جوراب ها را از پا در آوريد، سپس پاي خود را خشك كرده و
براي دقايقي ماساژ دهيد تا كاملأ خشك شود و جريان خون نيز در آن بيشتر به گردش
بيفتد، سپس جوراب خشك را بپوشيد. همين عمل را براي پاي ديگر نيز تكرار كنيد.
اگر جوراب
پر نيز در اختيار داريد آن را نيز بپوشيد، اما هميشه اول آنها راهم گرم كنيد، من
هميشه اين كار را با چندبار دميدن در آنها انجام مي دهم. فراموش نكنيد كه جوراب ها
را هميشه كاملأ بالا بكشيد. سپس داخل پوش كفش را خشك كنيد، كفي آن را هم خارج
كنيد. اگر جوراب پر نداريد مي توانيد دوباره پوش كفش را بپوشيد.
من معمولأ
پوش كفشها را در داخل كيسه خواب و زير پاهايم مي گذارم، هم به عنوان زير پايي و هم
يك عايق بين پا و سطح زمين. بطري آب خود را قبل از خواب پر از آب جوش كرده و بين
پاهاي خود قرار دهيد، البته بين ران پاها. به اين ترتيب خون گرم به سوي پاهايتان
سرازير خواهد شد. قبل از خواب، جوراب هاي خيس خود را به صورت كاملأ پهن روي قسمتي
از پوست بدن خود قرار دهيد، من معمولأ آنها را روي شكم، سينه يا رانها مي گذارم
(آزار دهنده است اما ارزشش را دارد).
راه ديگر آن
است كه جورابها را به دست پوشانده و دستها را مستقيمأ روي پوست بدن يا در جيب ها
قرار دهيد. هنگام صبح اين جورابها بايد خشك شده باشند. آنها را داخل كيسه زيپ دار
گذاشته، براي شب بعد نگه داريد. پوش كفش و جورابها هم گرم هستند و تنها بايد پوش
خارجي را به پا كنيد و كار را شروع كنيد. اگر چراغ گاز روشن است، مي توانيد پوش
خارجي و حتي داخلي را روي آن گرم كنيد و روز را با كفشهاي داغ آغاز كنيد.
اكثر موارد سرمازدگي قابل پيشگيري است، اگر كوهنوردان به همين مسائل ابتدايي توجه كنند. شروع روز با جورابها و پوش خيس، كه به حال خود رها شده و يخ زده است، و يا پوشهاي خارجي برفك زده، مانند اين است كه براي سياه شدن انگشتان خود التماس كنيد.
- مراقب پاهايتان باشيد چرا که آنها
مقدار عضله کمتری در مقايسه با ساير اندامهای بدنتان دارند. بيشتر پای ما از
استخوان و تاندونها تشکيل شده استو برای آنها توليد انرژی مشکل است.
- گرم نگهداشتن پاها بسيار راحت تر
از گرم گردن مجدد آنهاست. گرمای بدن بسيار با ارزش است، به همين دليل اين
گفته قديمی در مورد پاها اغلب مواقع به کار می آيد که "تکانشان بده تا
از دست ندهی شان".
- به مقدار کافی غذای مناسب و
همينطور مايعايات در طول برنامه تان بخوريد و بنوشيد. راحت و آسوده باشيد و
خوش بين باشيد.
- سعی کنيد در زمانهايي که مجبور به
توقف در سرما هستيد (مانند زمانهای استراحت، يا در زمانها حمايت همطنابتان
و...)، بر روی سنگها باستيد تا بر روی برف و يخ. اين و پا و اون پا کنيد، به
انگشتهايتان حرکت دهيد، پاهاتان رو با ضربه های آهسته گرم نگه داريد، زمانيکه
احساس می کنيد پاهايتان سرد شده است بالا و پايين بپريد.
- در محافظت از بخشهای انتهايي
بدنتان (گوش، لب، گونه ها، چانه، بينی، انگشتهای دست و پا) خست به خرج ندهيد
و با استفاده از پوشاک مناسب (برحسب شرايط مسير صعودتان) از آنها محافظت
کنيد.
- در مواقع بيواک به هيچ وجه اجازه
ندهيد که پوش داخلی کفشتان يخ بزند. چون روز بعد را مجبوريد با يک کفش يخ زده
شروع کنيد. با آنها در چاله ای که در آن هستيد بخوابيد.
- در هنگام بيواک، غير از مواقعی که
در شرايطی آويزان و معلق بسر می بريد، سعی کنيد که پوش داخلی کقشتان را در
بياوريد و پاهايتان گرم کنيد.
- از ظرف آبی که همراه داريد به
عنوان يک کيسه آب گرم استفاده کنيد و شب آنرا ميان پاهايتان بگذاريد و با آن
بخوابيد.
- از جواب چر استفاده کنيد. بسيار
مفيد است.
- اگر فکر می کنيد که پايتان در حال
يخ زدگی است، تمام کارهايتان را به کناری بگذاريد و پاهايتان را گرم کنيد.
بسياری از مواقع چون کوهنوردان نتوانسته اند به خوبی آغاز يخ زدگی پاهايشان
را تشخيص دهند مراقبت های بعدی نيز بی فايده بوده است.
- با مراقبت و ناز پروده کردن
پاهايتان از بسياری از مشکلات بعدی جلوگيری کنيد.
- قبل از برنامه ها ناخن هايتان را
کوتاه کنيد.
- قبل از برنامه و در طول برنامه سعی
کنيد تا پاهايتان تمييز باشد.
- در برنامه هايي که چندين روز
اختياج به راه پيمايي داريد قبل از آنکه بخشهای حساس پوستان تاول بزند آنها
را بپوشانيد.
- از داروهای ضد قارچ در طول برنامه
هايتان استفاده کنيد.
- بازهم تاکيد می کنم که کفش مناسبی
که اندازه پايتان است را انتخاب کنيد.
بخش دوم : مروری بر کفش های دو پوش
Asolo AFS Ottomila/ 400 $
اين كفش براي شرايط بسيار سرد مناسب مي باشد.(يك لايه فوم
سلول بسته - تينسولايت و لايه منعكس كننده
حرارت جهت گرم نگه داشتن پاها) استحكام مناسب در هنگام لبه گيري (در صعود هاي فني)
لايه رويي به نحوي است كه زبانه كفش مزاحم بستن بند كفش نمي شود. مناسب براي پاهاي
متوسط و باريك، به طور كلي اين كفش به دليل سختي و صافي زيره آن را براي راهپيمايي
نامناسب است.
·
مزيت ها :حمايت خوب قوزك و مچ پا-وزن كم
·معايب: نامناسب براي راهپيمايي، راحت نبودن مچ در صعودهاي عمودي . درجه بندي كلي: B
Asolo AFS Evolvzione/ 300 $

كفش AFS – Evol نسبت به Ottomila نرم تر بوده و از نظر قيمت
مناسب تر مي باشد. برخي مزاياي مشترك نظيربسته شدن آسان بندها وزبانه راحت را نيز
دارد.براي لبه گيري و عبورازمسيرهاي پر شيب برفي نيز مناسب است .اين كفش براي
برنامه هاي يك روزه مناسب و گرم است ،اماآنقدر گرم نيست كه در شرايط بسيار سرد و
برنامه هاي طولاني قابل استفاده باشد.
· مزايا: حمايت خوب مچ و قوزك پا
· معايب :نامناسب براي سرماي شديد درجه بندي كلي:B
Boreal G1/ 395 $

كفش محكمي
است كه لايه چرمي آن انعطاف پذيري مناسبي به آن مي دهد. لايه جلويي كفش به نوك
انگشتان خيلي نزديك است و حس بهتري روي يخ و سنگ مي دهد.متاسفانه لايه داخلي تعرق
را به خوبي دفع نمي كند و ساختمان داخلي كفش و لايه گذاري نامناسب آن كه بعد از
مدتي تغيير شكل مي دهد، موجب تاول زدن انگشتان مي شود. اين كفش جزء كفشهاي سنگين
است و براي پاهاي متوسط و پهن مناسب تر است.
· مزايا: حساسيت خوب روي
سنگ و يخ- انعطاف
· معايب: لايه داخلي ناراحت- وزن زياد درجه بندي : C+
Koflach Arctis Expe/ 355 $


با يك لايه
عايق ساخته شده از فوم هاي سلول باز و بسته ،اين كفش يكي از گرم ترين كفشها در اين
بررسي است.فوم سلول باز در مجاور پا قرار دارد تا دوام آن بيشتر شود و فوم سلول
بسته در مجاور پوش كفش قرار دارد.در قسمت جلويي بسيار مستحكم و مناسب براي صعودهاي
فني است در حاليكه ساختمان خاص پوش، اين كفش رابراي راهپيمايي هاي طولاني نيز
مناسب مي سازد. سيستم متحرك مچ نيز روي سنگ و يخ بسيار مفيد است. بند ها نيز داراي
يك سيستم بلبرينگي هستند كه بستن و باز كردن آنها راحت تر است.براي پاهاي باريك
نيز بسيار مناسب است .
· مزايا: گرما، راحتي در راهپيمايي، مناسب براي تمام شرايط.
· معايب : وزن زياد درجه بندي كلي : A-
Koflach Degre / 255 $


كفشي سبك و
نرم براي صعود هاي فني و راهپيمايي هاي يك روزه، مناسب براي مسيرهاي سنگي و يخ
زده، مناسب براي پاهاي متوسط و باريك با قوسي زياد.
· مزايا: سبكي، راحتي در راهپيمايي، مناسب براي صعودهاي فني، قيمت
ارزان .
· معايب:گرماي كمتر از حد مطلوب و حمايت ضعيف از ساق. درجه بندي كلي :B
Lowa Civetta Extreme / 385 $

تركيب جالبي
از كارآيي در صعود و گرما است. با يك لايه عايق از گورتكس به نامDuratherm مناسب براي صعودهاي فني،
انعطاف پذيري نسبتأ خوب و قسمت متحرك مچ، براي راهپيمايي هاي بسيار طولاني مناسب
است. اما بهترين ويژگي آن كارايي آن در صعود است. طراحي قسمت جلوي پا و زيره
چسبنده آن، توانايي عالي در سنگنوردي و صعود شيب هاي يخي ايجاد مي كند.
·مزايا:كفشي عالي در
مسيرهاي شيبدار و راحت در راهپيمايي.
Salomon Pro Thermic /390 $


دليل
استفاده از چرم در اين كفش، گرم نگه داشتن پا بدون آسيب زدن به آن است. لايه
استفاده شده در اين كفش تركيبي از فوم سلول بسته، تينسولايت و لايه منعكس كننده
حرارت است. اين تركيب آنقدر گرم است كه اين كفش با اطمينان در هر جايي كه از
كفشهاي پلاستيكي استفاده مي شود، قابل استفاده است. چرم prothermic ، راهپيمايي هاي طولاني را لذت بخش مي كند و
قسمت جلوي آن مناسب براي لبه گيري است. كفش قابل انعطاف و بسيار حساس است و مناسب
براي پاهاي پهن و متوسط .
· مزايا: راحتي چرم و گرماي پلاستيك
· معايب :وزن زياد_ تحرك محدود مچ درجه بندي كلي :A-
Scarpa Inverno / 300 $

با وجود
ظاهر بد قيافه و قيمت ارزان، كفشي با ارزش است. در مسير هاي طولاني و شيب هاي
ملايم يخي حمايت از مچ پا دارد . لايه داخلي از فوم سلول باز، با لايه خارجيCordura ساخته شده كه در دماهاي
پايين پا را گرم نگه مي دارد و دوام بسيار خوبي دارد . ساختمان جعبه اي خاص آن و
طراحي نامناسب زيره، در مسير هاي سنگي ايجاد مشكل مي كند و يكي از سنگين ترين
كفشهاي تست شده است. براي پاهاي پهن و حجيم مناسب است.
· مزايا: حمايت بسيار خوب از مچ و ساق در شيب هاي برفي و يخي، قيمت
ارزان
· معايب: وزن زياد، نامناسب در مسير هاي سنگي درجه بندي كلي :B
Vasque ice 9000 / 495$

كفشي سبك،
با انعطافي مثل كفشهاي چرمي و حتي گرمتر از كفشهاي پلاستيكي. يكي از راحت ترين
كفشهاي تست شده است و در راهپيمايي ها و مسير هاي شيب دار بسيار خوب و راحت است.
لايه داخلي كفش از فوم سلول بسته ساخته شده است .
· مزايا : بسيار گرم، عالي در مسير هاي شيب دار، بسيار سبك
· معايب :قيمت بالا درجه بندي كلي :A ¨
{ترجمه : رضا فتحی - اميد عالمی}
******
اين مطالب ترجمه ای بود از تجربه هايي که کوهنوردای ساير کشورها داشتن. اگر شما هم تجربه ای داريد که محالف اين نظرات هست، يا اونها را تاييد می کنيد می تونيد تو بخش نظرات بگيد تا مجموع اين مطلب برای کسايي که می خوان کفشی رو تهيه کنن مفيد باشه.
بيشتر کفشهايي که اينجا معرفی شدن مربوط به سال 2003 بودن اما هنور هم تو بازار ايران همين کفشها عرضه می شن. بنابراين به نظرم هنوز اين مقاله بعد از 4 سال که از انتشارش می گذره برای کساييکه می خوان کفش جديدی رو بخرن مفيد باشه.
در مورد استفاده از نايلون در کفشهای دوپوش يا استفاده از جوراب ها هنوز اين مطلب ضعف داره. تجربه شما می تونه اون رو کامل تر کنه.
کلاردشت - رودبارک - تيرماه 1385
خاطره های تصويری برنامه کهار و ناز- بهمن 1386 -

مکتب در فرايند تکامل
سيد حسين مدرسی طباطبايي
انتشارات کوير، 1386
مقدمه مؤلف بر ویرایش جدید
نیروهای
اهریمنی جهانی و منطقهی كه همه مصالح خود را ناگهان در خطر دیدند برای خنثی ساختن اثری كه
آن رویداد نهاده و مهار كردن شور و انرژی عظیمی كه آفریده بود به تلاش افتادند. در
این راه «ضد حمله» را از دو جبهه آغاز كردند كه یكی تخریب انقلاب را از داخل نشانه می گرفت و دیگری بر تخریب چهره بیرونی آن همت
گمارده بود. تحدید و توصیف انقلاب اسلامی به انقلاب شیعی و سپس تلاش در زشت جلوه دادن چهره
تشیع و احیاء اختلافات میان شیعه و سنی و رود در رو قرار دادن آن دو، یكی از محورهای گوناگونی بود كه در این كارزار گشوده شد. در این
محور، سرمایه گذاری عظیمی كردند و سیل مهیبی از انتشارات و تبلیغات ضد شیعی در سراسر
جهان اسلام و بیرون آن به راه انداختند. زمینه های تاریخی عموماً و دشمنی كینه توزانه نحله ای خاص در جهان اسلام خصوصاً، زمینه
سازانی مهم برای توفیق این طرح بودند كه در مآل، نتیجه متوقع خود را تا حدود زیادی به
بار آورد و از اثر گذاری انقلاب، و اثر پذیری از آن، به میزان وسیعی كاست چنان كه اكنون دیگر به وضوح می توان دید.
اما كار برد
این تبلیغات و استفاده از اهرم اختلافات مذهبی و عقیدتی، محدود به انقلاب و پیشگیری از آن
نماند و همان سیاست در طیفی وسیع تر، این بار برای مهار موج اسلام گرایی عام
در جهان اسلام پیگیری شد. این سیاست جهانی كه اهداف كوتاه مدت و دراز مدت دارد نه تنها تا كنون به قیمت جان بسیاری از نخبگان شیعی در
جهان اسلام تمام شده، بلكه آثاری دیرپا و عمیق برای حال و آینده مكتب تشیع و جایگاه
آن در امت واحد اسلامی بر جای نهاده است كه نتایج ناخوشانید آن در روزگاران آینده كه این شجره خبیثه به طور كامل به بار بنشیند روشن
تر خواهد گردید.
محوری سنگین
در این كارزا، چنان كه گفته شد، به زشت نمایی چهره تشیع و پیروان آن اختصاص داشت كه نیروهای
بسیار در كشورهای اسلامی، از جهان عرب و شبه قاره و جنوب شرقی آسیا تا مجامع
فرهنگی و آكادمیك غرب، در این محور به خدمت گرفته شدند. پرچم نبرد در این جبهه از آغاز بر دوش آن گرایش عقیدتی خاص درجهان اسلام بود كه
در قالب دفاع از توحید خالص و مبارزه با مظاهر شرك و بدعت، فرصت را برای اعلان جنگی
تمام عیار علیه تشیع مغتنم شمرد و این كار را تا این لحظه با شدت و حدّت، هم در درون و هم در بیرون از
جهان
اسلام ادامه
داده است. اما دیگرانی هم بودند كه در لباس دفاع از تشیع، تا آن جا كه توانستند به زشت نمایی چهره
تشیع مدد رسانیدند، خواه از راه احیاء افكار غالیانه و خرافی از بقایا و رسوبات عقاید فرقه های منحرف قدیم كه خود را به جامعه شیعی
می بستند و خواه در كسوت تجدید برخی سنن و رسوم عامیانه و جاهلانه كه مدتها به بركت
مبارزات و مجاهدات سلف صالح و بزرگان شریعت، متروك و مهجور بود و با ترویج و تأكید بر اقوال و اعمال تفرقه انگیز و دشمن تراش. نقش
گروه دوم البته به هیچ وجه كمتر از دسته نخست نبوده و نیست و زیان حاصل از احیاء و
تجدید واپسگرایانه و خرافی آنان كه با شوق تمام، زیر دوربین رسانههای تبلیغی غرب و ذره بین نقد مذهبی و انسان شناسانه – از راه
ریشه یابی و مشابه یابی برخی عقاید و شعایر در نظامهای بت پرستی و جادوگری گذشته و
حال – قرار داده میشود از تأثیر تخریبی گروه اول وسیعتر و عمیقتر، و به دلیل آن كه از درون نظام شیعی میآید مؤثرتر و قانعكنندهتر
است. اما به هر حال به تعبیر شایع، این دو، دو تیغه یك قیچی هستند و به گونهای
عبرتآموز، هماهنگ و همگون عمل كرده و میكنند.
مجموع این
تحركات و تلاشها، چه زمینه سازی شده و چه خود جوش، از یك سو بخش بزرگی از انرژی و توان علمی و
عملی جامعه را به هدر داد و از سویی دیگر تصویری از تشیع و شیعه در جهان اسلام و محیطهای آكادمیك به وجود آورد كه با آن نسخه مترقی
و معتدل و جذابی كه به خصوص در چند دهه اخیر به عنون نهضت پیشرو و عقلانی جهان
اسلام، پس از دورههای متمای از مقاومت سلف صالح و خردمند در برابر خرافات و
مجاهده با مظاهر باورهای عامیانه و دعوت به وحدت و اصلاح، عرضه شده بود تناسب
و مشابهتی ندارد اما از وقتی كه تلاش دشمنان با تأیید دوستانی همراه شد كه میاندیشند احیاء آن گونه افكار و اعمال، خدمتی به مكت تشیع
است، آشكاربود كه این نسخه غالیانه عامیانه، سرانجام به عنوان نسخه اصیل تشیع
امامی جا خواهد افتاد و آن فداكاریها و مجاهدات در تداوم روزگار به هدر
خواهد رفت.
این حقیقت
كه كلیت نظام تشیع گرد محور شخصیت امیرمؤمنان علی (ع)، و در جانبداری از نظریه احقیت آن بزرگوار
در رهبری جامعه اسلامی پس از پیامبر، شكل گرفت مطلبی نیست كه قابل خدشه و انكار باشد. این را نیز میدانیم كه از همان صدر اول (بنابر
برخی نقلها حتی از روزگار زندگی امیرمؤمنان) افراد و گروههایی در جامعه بودند كه در مورد آن حضرت
نظراتی افراطی داشته و ایشان را تا سرحد الوهیت تقدیس میكردند و سپس برخی از آنان چنین اعتقادی را، دست كم در
چهارچوب «نزّلونا عن الربوبیة وقولوا فینا ما شئتم» به سایر ائمه اطهار نیز تسرّی دادند. این حقیقت هم غیر
قابل انكار است كه در ادوار متقدم، گروهها و شخصیتهایی نیز بودهاند كه با وجود اعتقاد به وجوب اطاعت كامل از
امامان، از افراط در تقدیس آنان اجتناب كرده و هوادار اعتدال و تفكر عقلانی در تشیع بودند
و با پیروان گرایش پیشین درگیری شدید داشتند.
مصادر و
مآخذ قدیم شیعی وغیر شیعی كه این واقعیتهای تاریخی را گزارش كردهاند مواد مختلف و متخالفی در
مورد تاریخ و طبیعت اولی و اصلی مكتب تشیع به دست میدهند كه در نظر بدوی میتواند به گونههای مختلف تفسیر و تحلیل شود. تفسیری كه
دشمنان تشیع از دیرباز مطرح میكردند آن را نوعی گرایش باطنی میدانست كه با آمیختهای
از باورها و سنتهای قدیم در پرستش قدّیسان، از فره ایزدی ایرانی و تناسخ هندی تا تجلی و حلول مسیحی و نظایر آن، تركیب شده و نظراتی
مشخص در مسائلی مانند تحریف قرآن و سب صحابه و طبیعت مافوق بشری امامان و طینت و
بدا و امثال آن جزء ذاتیات لاینفك آن بود. در سالهای دهه شصت، سیل تهاجمی و تبلیغی علیه تشیع كه گاه در شكل بحثها و نقدهای تحقیقی
عرضه میشد همین تفسیر را با حداكثر استفاده از مواد قابل استناد برای این مدعا در
متون قدیم، مطرح و تشیع را عمدتاً به عنوان گرایشی باطنی و بیرون از چهارچوب شناخته شده اسلام معرفی میكرد. این تفسیر به مرور بر
نگرش مجامع آكادمیك غرب نیز اثر نهاده و چهره جدیدی كه ثمره تلاش مشترك دشمنان و دوستان
بود به تدریج جایگزین نسخهای میشد كه در آن زمان برای چند دهه، از تشیع به مثابه نهضت عقل گرا و فهم مترقی وروزآمد از سنت اسلامی در
ذهنیت حوزههای علمی غربی جا افتاده بود.
فكر نگارش
این كتاب در سالهای پایانی دهه شصت در چنین زمینه به عنوان تلاشی در ارائه یك تحلیل قابل عرضهتر
از مكتب تشیع در مجامع علمی شكل گرفت. در تصویری كه این كتاب ارائه میداد هسته اصلی تشیع، اعتقاد به مرجعیت علمی اهل بیت
پیامبر در معارف اسلامی (بر اساس حدیث ثقلین و نصوص دیگر) بود كه البته با اعتقاد مستحكم
به احقیت امیر مؤمنان و فرزندان او در رهبری جامعه همراه بوده ولی با تقدیس افراطی و باورها و سنتهای پیش از اسلام، مناسبتی نداشته
است. این اثر، سر آن داشت كه با بررسی مواد موجود در مصادر قدیم اسلامی و دسته بندی و
مقایسه آن مواد با یكدیگر و با شواهد تاریخی خارجی، روند تكاملی فكر شیعی را در چهارچوب تعالیم و حركت تاریخی مكتب اسلام پیگیری كند.
اما به خاطر خاستگاه فرهنگی خود، ناچار بود كه اصول موضوعه و ذهنیتها در حوزههای
اسلام شناسی غربی را در نظر داشته باشد تا بتواند در آن مجامع، توفیق و قبول یافته و در تبیین «اسلامیت» سنت تشیع امامی اثر گذار باشد
و از سوی دیگر ناگزیر باید برخی از مفاهیم بحث برانگیز را كه ادبیات ضد شیعه زمان،
قابل نقد یافته و مطرح می نمود مورد بررسی و ارزیابی قرار میداد.
اصل انگلیسی
كتاب بدین گونه بیست سالی پیش ازاین، برای حال و هوایی دیگر و در پاسخ به نیازی در
شرایط زمانی و مكانی و فرهنگی خاص تدوین شده بود. در آغاز بر این باور بودم كه به خاطر
همین مسائل جنبی مطرح شده در كتاب، برگردان فارسی آن سودمند نیست چه برخی از مباحث زمینه ساز تدوین آن در جوامع ما مطرح نبود و
تحریك ساكن، موجبی نداشت. حتی وقتی كتاب به هر صورت در امریكا ترجمه شد خوشدل بودم كه در
ایران جز چند نسخه بسیار معدود، چیزی از آن در دسترس قرار نگرفت. اما دواعی بر پخش آن متوفر بود و به مرور زمان، همان چند نسخه با
تكثیر زیراكسی در سطحی گستردهتر انتشار یافت. آن مباحث مطرح در بیرون نیز اندك اندك
طی بیست سال گذشته از راه ترجمه برخی مقالات و نوشتهها و تبادل آراء و انظار به مجامع خودی راه یافت. بر سر هم، اكنون پس از گذشت سالها
به نظر میرسد كه دیگر آن ملاحظات پیشین، زمینهای ندارد. گذشته از آن كه اگر
فی الواقع احیاناً ضعفی در نحوه بیان یا استدلال، در برخی نكات فرعی از باورها و كارهایی كه به هر حال منتسب به مكتب مقدس شیعی است وجود
داشته باشد چه بهتر كه صاحبان نظر بر تلقی دیگران از آن آگاه شده و همچون سلف صالح به
سد خلل و رفع ابهام در آن موارد همت گمارند.
میدانیم كه
منابع تاریخی اسلامی معمولا تنها به نقل حكایات و منقولات گزارشگران پرداخته و نگارندگان آن با
روش نقد گزارشها آشنایی درست نداشته و یا به هر دلیل به چنین كاری نپرداختهاند و هر جا كه با روشهای غیر علمی و سادهاندیشانه اهل
حدیث در صدد چنین كاری برآمده و به انتخاب مسموعات و مرویات خود دست زدهاند
معمولاً در تشخیص صحیح از سقیم و سره از ناسره به خطا رفتهاند. لاجرم ترسیم
نموداری درست از آنچه در زمانهای دور اتفاق افتاده بود در آشفته بازار مرویات این كتابها كاری آسان نیست. حداكثر كاری كه یك
پژوهشگر میتواند در این مورد انجام دهد پیش نهادن طرحی است برای دسته بندی مواد موجود، به
امید روشن ساختن یك «پازل» تاریخی از راه یافتن قطعات گمشده آن. این تمام كاری است كه این دفتر در صدد انجام آن بوده است با این امید كه
اگر صاحب نظران چیزی را در این میان شایسته تحقیق یافتند به بررسی بیشتر برخیزند را در
این میان شایسته تحقیق یافتند به بررسی بیشتر برخیزند و اگر خطایی دیدند به نقد آن همت گمارند.
نقد درست،
بنیاد حیات و دستمایه نشاط و شرط ضروری برای بالیدن فكر و اندیشه است. فرهنگهای زنده و
پیشرفته دنیا به نقد درست، عشق میورزند. در محیطهای علمی امروز تحقیری برای یك
اثر بالاتر از آن نیست كه كسی پروای نقد و تبیین خطاهای احتمالی آن را نداشته و به تعبیر دیگر آن را شایسته اعتنا و بررسی نداند.
طبعاً هر پژوهشگری خود در گذشت زمان، بسیاری از نظرات خویش را تعدیل میكند. صاحب
اندیشهای كه در سراسر زندگی بر یك نظر مانده و تغییر فكری برای او حاصل نشده باشد اگر نابغه نباشد غالب آن است كه اهل تحقیق و تأمل
نیست. خنده آور آنكه سالیانی است كه كسی در غرب بر هر نوشته من ناچیز ایراد میگیرد كه
فلان نظرم در آن نوشته با گفتهام در كتابی كه بیست و پنج سال پیش چاپ كرده بودم مخالف است، یا آن سخن را باید در چهارچوب همان گفته
قدیم فهمید، یا فریاد برمیدارد كه ایهاالناس ببینید كه این آدم حرف پیشین خود را
عوض كرده است. منی كه در خوشبینانهترین توصیف، آدمی بسیار متوسطم و هرگز دعوی حل نهایی هیچ معضل و اصابهای به واقع نداشتهام
چگونه میتواند نظرم غیر قابل تغییر و سخنم فصل الخطاب و لایختلف و لا یتخلّف
باشد؟
البته در
این جا چند نكته ظریف هست كه نباید از آن غفلت كرد. یكی آن كه تحلیل ونظر را باید با
تحلیل و نظر درست علمی نقد كرد، نه با نقل قول یا با استناد به مألوفات ذهنی. تا آن جا
كه به تاریخ و مسائل دوران ائمه اطهار مرتبط میشود همه كسانی كه پس از دوران حضور آن بزرگواران تا روزگار حاضر در جامعه تشیع زندگی
كردهاند از نظر منابع اطلاع و امكانات فحص و حق اظهار نظر، بیش و كم در وضعیت مشابهی
بوده و هستند. شاید با این اختلاف كه اهل عصر ما بر بسیاری منابع قدیم دسترسی دارند كه قدما گاه حتی نام آن را هم نشنیده بودند. محدثان
شیعه نیز در عصر غیبت صغری و قرن پس از آن، ظاهراً آنچه ارزش نقل داشته است. حتی
در متعارضات و متناقضات، در جوامع حدیثی خود جمع آوری و تدوین كردهاند. در یكی دو منبع مشهور گمشده نیز اگر فی الواقع نقل و روایت
بود كه شق القمر میكرد لامحاله شیخ الطایفه در آثار خود نقل فرموده بود. از سوی
دیگر، از روزگار غیبت صغری تا اواخر قرن چهارم، اختلاف نظر و درگیری در جامعه
شیعه، به خصوص میان دو مكتب فكری كوفه وقم، پارهای از اهم اصول عقیدتی شیعه را در بوته ابهام و اجمال شدید نهاده بود تا سرانجام،
عمدتاً به بركت نبوغ علمی شیخ مفید – اعلی الله درجته – و استدلالات و تحلیلات كلامی
او، سر و سامان گرفت (هر چند حتی در مكتب فكری او نیز هنوز مسائلی مانند «ثّم جعلت اجر محمّد صلّی الله علیه و آله مودتهم فی كتابك» یا
روایت «ما منا الا مقتول او مسموم» جا نیافتاده و وی با ایده اوّل در تصحیح الاعتقاد
خود: ٦٨، چاپ تبریز، و با ایده دوم در همان كتاب: ٦٣ صریحاً و شدیداً مخالفت میكند). این كه كسی تصوّر كند بزرگان شیعه در قرن چهارم
به خاطر نزدیكتر بودن به عصر حضور، آگاهی دست اولتری از مسائل داشتهاند اندیشهای
به غایت نادرست است. پس این كه یك نظریه معاصر صرفاً به این دلیل رد شود كه فی المثل با گفته شیخ مفید یا بزرگان دیگر شیعه در آن
ادوار نمیخواند یا با سخن نجاشی در مسألهای كه سه قرن بر زمان او مقدم است مخالفت
دارد نقد علمی نیست، چه رسد به آن كه سخنی را به خاطر مخالفت با گفته مرحوم شیخ آقا بزرگ در ذریعه و امثال آن از درجه اعتبار ساقط
دانند.
دیگر آنكه
محدثان و روات اخبار در عصرهای نخستین، همه گونه منقولات را در مجامیع خود آورده و كمتر
فرقی میان اصیل و دخیل نهادهاند. این مسأله همواره از اهم مشكلات طالبین و موجب
سردرگمی و سرگشتگی پژوهندگان بوده است. آشنایی و ذوقی كه پژوهنده با استعداد در اثر تجربه و توغل و ممارست و مداومت در متون قدیم مییابد،
كار او را در تمییز زبان و تشخیص وضع آن متون آسانتر میكند. این آشنایی را
در حد خود باید نوعی ذوق التفقه متون قدیم خواند، چیزی از قبیل توانایی محدثان معاصر ائمه طاهرین در تمییز میان پاسخ جدی و اعطای از جراب
نوره، از راه آشنایی با زبان آن بزرگواران یا تشخیص مناسبات حكم و موضوع، به خاطر
مداومت و حضور طولانی در این صحنه، فهم و استنباط مراد متون و حدس صورت اصلی یك كلمه یا عبارت، و كشف اعتبار یا عدم اعتبار یك نقل یا
یك كتاب یا عبارت، و كشف اعتبار یا عدم اعتبار یك نقل یا یك كتاب، و ظرایف علم حدیث و
رجال، چیزهایی نیست كه با اجرای اصل عدم ازلی و استصحاب تأخر حادث، یا به مدد مباحث كلی قسم ثالث و صور علم اجمالی و امثال آن، بتوان
در آن راه به جایی برد. ربط این گونه مقولات دانش عزیز اصول فقه با مشكلات فهم
متون قدیم و یافتن راه در ظلمات جعل و تزویر سنگلاخ تصحیف و تحریفف در حد ارتباط احكام ادغام وغُنّه و قُلقُله مضغیه و سایر قواعد فن
تجوید است با استنباط احكام فرعیه از ادله تفصیلیه.
سوم آن كه
صحنه بحث و نظر در مباحث علمی و تحقیقی، جای مناسبی برای تند زبانی و اهانت و دشنام و اتهام نیست.
اگر گوش شنوایی برای توصیه پروردگار به جدال احسن نداریم باری از سخن سعدی غفلت نكنیم كه چون به حجت از خصم فرو مانند سلسله دشمنی
بجنبانند. در مقام اعتقاد وایمان كه برای اهل نظر، مبتنی بر براهین قاطع و برای عامه
مؤمنان، مستظهر به یقین حاصل از نوعی تجربه ملموس دینی از راه شهود مستمر آیات و بركات و مشاهده عینی تجلیات الهی – ولو درمرتبهای
بسیط و ابتدایی – است، بحثهایی كه غایت آن اجتهادی تاریخی یا تشكیكی در صحت یك روایت یا
اعتبار یك كتاب است چه زیان به آن بنیان رفیع و چه جای تضلیل و تكفیر دارد؟ چنان عكس العملها در مقامی چنین، از همه زشت و
ناپسند است و از دانشپژوهان و فرهیختگان بسی زشتتر و ناپسندتر.
اكنون كه
سخن از زشتی تضلیل و تكفیر در مباحث نظری به میان آمد دوست دارم كه این مقدمه كوتاه را با
سطری چند پیرامون همین پدیده نامیمون به پایان برم كه امروز از آن به عدم تحمل
اندیشه و سخن مخالف تعبیر میكنند و مع الاسف در مجامع و جوامع ما به صورت روش رایج درآمده است، آن هم در دنیایی كه اصل حرمت آزادی فكر و
نظر از محترمترین و مقدسترین اصول تمدن وارزشهای والای انسانی شمرده میشود.
سنت شیعی
مفتخر است كه بر خلاف برخی مكاتب دیگر، همواره حق آزادی نظر را برای همه واجدان صلاحیت
پذیرفته و باب اجتهاد را در مسائل دین، باز نگه داشته است. این اصل اگر جدی گرفته میشد
سنت مذهبی ما مترقیترین و پویاترین فرهنگ اعتقادی و حقوقی جهان بود. تأسف بسیار باید داشت كه علی رغم وجود آن اساس نظری
مترقی، محدوده مجاز نوآوری در سنت علمی ما در عمل و واقع، چندان پهناور نبوده است.
سی و پنج
سال پیش، استاد مرتضی مطهری – رحمة الله علیه – در محفلی از اصحاب در قم، در سخن از قید و بندها
كه رعایت حال عوام بر دست و پای بزرگان دین نهاده است نمونهای جالب ذكر فرمود: شیخ عباسعلی اسلامی واعظ، بنیانگزار جامعه تعلیمات
اسلامی كه از فعالان طراز اول مذهبی دهه سی بود، گویا در مراجعت از سفری به خارج، به
مرحوم آیت الله بروجردی مراجعه و با ایشان در میان نهاده بود كه فتوای عدم طهارت اهل كتاب، موجب عسر و حرج مسلمانان در خارج كشور
شده و شایسته است در آن نظر، تعدیلی صورت پذیرد. ایشان در جواب، نخست به مطایبت گفته بود كه مگر خیالی
برای ما در سر داری؟ آن گاه توضیح داده بود كه وقتی پس از اتمام تحصیل از نجف به بروجرد بازگشت در آن شهر، روحای
دانشمندی را یافت كه تبحر و دقت نظری شایان داشت اما متروك و منزوی بود و كسی بدو حرمت
نمینهاد. علت آن بود كه وی فتوا به طهارت اهل كتاب داده و با این كار، خود را از چشم مردمان انداخته بود. این خود درسی برای مجتهدان
جوان تازه از نجف بازگشته میبود كه یك رهبر مذهبی تا چه پایه باید به ذهنیت و عواطف
جامعه، اهمیت داده و ظرافتهای رابطه متقابل مردم را با رهبران خود در نظر داشته باشد. ایشان سپس فتوای سلف خود، آیت الله سید
ابوالحسن اصفهانی را، كه هوادار طهارت اهل كتاب بود، به مخاطب خویش یادآوری نموده بود.
چند سالی
پیش از آن كه این داستان را از مرحوم مطهری بشنوم، در اواسط دهه چهل، خود در عتبات عالیات
شاهد عكس العملها در برابر فتوای مرحوم آیت الله سید محسن حكیم، زعیم بی منازع
شیعه در عراق، به حرمت قمه زنی بودم و بعدها از برخی تندزبانیها و بیحرمتیها در مورد فتوای دیگر ایشان در همین مسأله طهارت اهل
كتاب داستانها شنیدم. اما همیشه هم نمیتوان و نباید تنها عوام را به خاطر این چنین
عكسالعملها سرزنش كرد. ملا حبیب الله كاشانی در كتاب لباب الالقاب: ١١٦ ذیل سرگذشت ملاعبد الخالق یزدی، از معاصران خود، دارد كه
گروهی از علمای عصر او را تكفیر كردند از جمله به خاطر آن كه فتوا به طهارت اهل ذمه
داده بود.
روزگاری شیخ
بهایی، دانشمند نامور آغاز قرن یازدهم هجری، گفته بود كه اگر كسی در راه تحرّی حقیقت بذل جهد كند
و در تشخیص آن به خطا افتاده و دینی جز اسلام برگزیند چنین شخصی نزد پروردگار مسئول و معاقب نیست و با وجود اعتقاد نادرست خود در آتش
دوزخ معذب و مخلّد نخواهد بود (خیراتیه آقا محمد علی كرمانشاهی ٢: ٣٩٩، به نقل از
رساله ریاض الجنان عبد الله بن صالح سماهیجی)، یادآور سخن غزالی در فیصل التفرقه كه آن دسته ازیهودیان و مسیحیان را كه نه از سر
عناد بل به سوء تشخیص یا عدم دریافت پیام اصلی اسلام به شكل صحیح، بدان ایمان
نیاورند ناجی میداند. اگر چنین است چرا در مكتب تشیع كه قرنها پرچمدار آزادی
اجتهاد بوده و خود همراه آزاد فكری را جزء امتیازات اصلی آن مكتب در برابر دیگران كه قائل به انسداد باب اجتهادند به شمار آوردهایم،
فقهای صاحبنظر حتی در مسألهای فرعی نتوانند نظر خود را آزادانه و آشكارا بیان
كنند؟ آن هم در مسألهای مانند طهارت پیروان ادیان دیگر كه در گذشته بر آن زیانی مترتب نبود و امروز كه دست كم به صورت نظری، روزگار
احترام به حرمت انسان است ما را به عنوان تنها مذهب زنده و شناخته شده جهان كه قائل به
نجاست انسان دگراندیش است به جهانیان معرفی نمینمود.
بررسی مآخذ
تاریخی و سرگذشتنامهها و متون فقهی نمونههایی بسیار از این دست، به دست میدهد.گاه
مستند تضلیل و تكفیرها به اندازهای پیش پا افتاده و كم ارزش است كه انسان از سختی و
درشتی عكس العملها متعجب میشود. از قصص العلمای تنكابنی به خاطر دارم كه حجة الاسلام شفتی، فقیه میانه قرن سیزدهم اصفهان، ملا محمد
تقی نوری پدر محدّث نوری نگارنده مستدرك الوسائل را، كه فاضلی صاحب اثر و در حد یك
عالم محترم محلی در حوزه خدمت و مقر ارشاد و تبلیغ خود مورد تكریم و احترام مسلمانان بود، صرفا به خاطر آن كه استعمال دخانیات را مفطر
روزه نمیدانست و شخصاً به اجتناب از آن در ماه رمضان پایبند نبود تفسیق نمود. یا در
جایی دیگر دیدم كه در دوره رضاخانی عالمی در تویسركان به خاطر آن كه گوشت خرگوش را حلال دانسته بود از سوی همكاران خود و مردم به
انحراف از شرع متهم و طرد شد. اگر آزادی اجتهاد، حتی مسائل بسیار فرعی اختلاف پذیر از
این دست را شامل نباشد عملا فرق مهمی میان نظر شیعی و غیر شیعی در انفتاح یا انسداد باب اجتهاد باقی نخواهد ماند.
اما وضع و
حال آزادی اندیشه و بیان در جامعه شیعی همواره بر این منوال نبوده است. روزگارانی بود كه
دانشمندان از بیان نظرات غیر سنتی و ارائه تحلیلات و به كار بردن تعبیرات غیر
معهود، هراسی نداشتند و ناگزیر از پیروی ذهنیت عامه و صحه نهادن بر هر چه آنان بپسندند نبودند. آنان خود را پیشوای مردم میدیدند و
نه پیرو ایشان. اگر بزرگی چو محقق حلی در مقدمه كتاب معتبر: ٤ از حجیت فتوای ائمه
اطهار را مشحون به تقیه میخواند، كسی به خود مجال بی حرمتی به آنان را به خاطر یك تعبیر غیر معهود (بلكه غیر مألوف نه غیر معهود، چه
در كافی ٧: ٣٣٠ و ٣٦٣ هم در نقل متن رساله دیات ظریف بن ناصح دارد كه: «افتی
امیرالمؤمنین علیه السلام فكتب الناس فتياه») نمیداد. یا اگر فقیه بلند قدری چون
میرزای قمی در خطبه تقریباً تمامی رسائل متكثره عربی خود (كه نگارنده روضات الجنات، شمار آن را پیرامون یك هزار رساله میداند و من
خود نسخ اصل بسیاری از آنها را در چند مجموعه در اختیار نواده دختری آن بزرگ، مرحوم
سید حسن سیدی، در قم دیدم) به درود فرستادن بر خاندان پیامبر و اصحاب او، گاه به صورت «و علی آله و صحبه خیر صحب و آل»، التزام مؤكد
داشت كسی او را به خاطر این رویه، متهم به مخالفت با روش عملی مرسوم میان شیعیان نمینمود،
چه آن روش باید از سیره این بزرگان الهام میگرفت و نه بر عكس، ولازمه منطقی اصل شیعی آزادی نظر و اجتهاد، بالضروره آن است
دست كم چنین بزرگان در پیروی و انتخاب آن چه خود آن را صواب و صلاح میدانستند مجاز و
محق و مختار باشند.
مبانی اصولی
مكتب تشیع در آزادی افراد صاحب صلاحیت در نظر و بیان به كنار، برای تداوم شكوفایی علمی
و بقای حیات فرهنگی یك مكتب، چارهای جز این نیست كه حق دانشمندان و نخبگان علمی در
نوآوری و نو اندیشی محترم شناخته شده و از اهانت و هتك حرمت آنان در مواری كه نظر یا تعبیری غیر مألوف در پیش گیرند اجتناب گردد.
در مصادر
حدیثی دو توصیف متفاوت از رهبران مذهبی جامعه اسلامی روایت شده است. یكی حدیث مشهوری كه
به نقل از پیامبر اكرم (ص) در مقدمه صحیح مسلم و بسیاری از مآخذ دیگر حدیث اهل سنت، و
در مأخذ شیعی در رجال كشی (و با ارجاع به اظهر مصادیق آن، ائمه اطهار، در تفسیرمنسوب به امام عسكری (ع) و بصائر صفار و كمال الدین
صدوق) آمده كه «یحمل هذا العلم من كل خلف عدول ینفون عنه تحریف الغالین و انتحال
المبطلین و تأویل الجاهلین». حدیث دیگر از امیر مؤمنان (ع) به روایت امام زین العابدین (ع) در كامل ابن عدی: ١٥٤٣ و میزان الاعتدال ذهبی ٢:
٤١٧ ( و با متن و سندی متفاوت در جامع شعب الایمان بیهقی ٣: ٣١٩) میگوید:
«یوشك أن یأتی علی الناس زمان خراب من الهدی، فقهاؤهم شر من تحت ادیم السماء، من عندهم خرجت الفتنة و فیهم تعود.»
در این دو
حدیث همچنان كه میبینیم، در واقع سخن از دو گونه زمانه و جامعه است: زمانه و جامعهای كه
پیروارشاد و دانش رهبران دینی و نخبگان صاحب صلاحیت خود است و تعلیمات مذهبی خویش
را از آنان فرامیگیر، و زمانه و جامعهای كه خودسر و خود فرمان است و رهبران و نخبگان خود را نیز به دنبال خویش به تباهی میكشاند.
اگر نخبگان علمی جامعه شیعی در بیان نظر خود آزادی نداشته و جامعه مذهبی نخواهد و
نتواند داوری، نوآوری یا مصلحت اندیشی آنان را تحمل كند چنین جامعهای سرانجام به كجا خواهد رسید؟ اگر صاحب نظران دلسوز و صاحب
صلاحیت، و از همه بالاتر فقهای عالی مقام كه در طول تاریخ ملاذ و پناه شیعیان و احق
من یتبع و تا جایی كه ما بر اساس عوامل ظاهری میبینیم رهبری آنان، بزرگترین عامل تداوم جامعه شیعی بوده است. نتوانند در برابر
ذهنیتهای مألوف عامه چیزی بگویند (حتی در مسائل فرعی دست هشتم كه گاه، خود در طول
عمر نه چندان دراز خویش، شاهد مراحل آغازین و نضج گیرهای بعدی آن بوده، و دیدهای كه چگونه امری مبتدع، و گاه مستنكر، به گونه اصلی از
مسلمات تغییر چهره میدهد) آیا از چنین جامعهای میتوان امید صلاح و فلاح داشت؟
واپسین سخن
در آخرین سطر از این یادداشت، تأكیدی مجدد و مكرر بر این نكته است كه آنچه در این دفتر
آمده تاریخ فكر است نه تجزیه و تحلیل مبانی عقیدتی یا نقد و بررسی باورهای
مذهبی. این كه چگونه جامعه بر حقایق آگاه، و واقعیتها در تضارب آراء و مباحثات
فكری و كلامی آشكار میشود ربطی به حقانیت آن معتقدات و مبانی ندارد. این دو، مقولاتی كاملا جدای از یكدیگرند. سنت الهی
همچنان كه در امور عینی بر تحقق تدریجی امور از راهها و مجاری طبیعی است، در مسائل نظری
نیز نوعاً بر آن است كه حقایق به مرور در تداوم ایام آشكار شود و مردمان در چهارچوب آزادی و اختیار بشری و به نیروی اندیشه و تفكر و
تجارب خویش بر آن آگاه گردند. و گرنه برای خداوند بسیار ساده بود كه از روز نخست با
نشان دادن معجزات و از طرق غیر عادی، اذهان آدمیان را در همه مسائل عقیدتی، مقهور و مجبور به ایمان كند. پس هیچ دور نیست كه در آینده،
همچنان كه در مورد آیات قرآن نیز منصوص و مصرح است، باز ابعاد بیشتری از حقائق مربوط به
امامت بر جامعه بشری مكشوف گردد. اما برای روزگار و نسل ما، میراث علمی و عقیدتی مكتب اهل بیت به آن صورت كه به دست ما رسیده و جزء جزء
آن مستند به براهین عقلی، نص قرآن، حدیث متواتر یا صحیح غیر قابل تشكیك است حجت و مقدس
است، و تشیع همان خط میانه است كه جمهور شیعه امامیه اثنی عشریه در طول تاریخ پر افتخار خود پیرو و پرچمدار و نگاهبان آن بودهاند و
لاغیر. از آن میان، اساس وجوب استمرار امامت تا پایان جهان و حضور دائمی امام در
عالم وجود، كه از پایههای اصلی عقیدتی تشیع امامی است، در جای خود با براهین تحلیلی و كلامی متقن اثبات شده و در حقانیت آن جای هیچ تأملی
نیست.[١] عهده داران آن مقام در هر دوره، همواره با نص و نصب عهده دار پیشین تعیین و
به جامعه معرفی شدهاند. این نص ونصب پس از امیر مؤمنان (ع) در مورد هیچ امامی قویتر و روشنتر از حضرت عسكری (ع) نبود كه عهده دار
پیشین مقام امامت، ایشان را علناً در مجلس عام و علی رئوس الاشهاد به جانشینی خود نصب
فرمود. در واقع پس از روز غدیر، این تنها موردی بود كه امام زنده به دلیل
اهمیت امر، بدون رعایت تقیه جانشین خود را رسماً و علناً نصب و در میان جمعیتی
كه برای تسلیت درگذشت فرزند ارشد امام به محضر ایشان آمده و تمامی زوایای بیت رفیع امامت را پر كرده بودند صریحاً اعلام میداشت.
تردید در نص و نصب امام عسكری – صلوات الله علیه – تردیددر اساس نصب و وصیت است كه تشیع
امامی بر آن اساس بنیاد شده است. مصداق اصل اصیل لزوم استمرار امامت تا پایان جهان در روزگار ما، وجود مقدس حضرت بقیة الله – ارواح
العالمین فداه – است. استادم – طاب ثراه – معتقد بود كه تمامی معتقدان به آن وجود
مقدس هر یك به فراخور حال و استعداد، در مراحل دشوار از زندگی، دست پر مهر و
عطوفت آن بزرگوار را در كنار خود احساس كرده و حضور ولینعمت و مولای كریم خود را با تمام وجود، در مرتبهای بلند از تجلی و شهود، به
تجربه عینی دریافتهاند. من ناچیز نیز از این كلیت مستثنی نبودهام و خود را
كمترین بنده درگاه، و خاك راه و خدمتگزاری ناچیز در آستان رفیع آن مولای
بزرگوار میدانم.
سید حسین
مدرسی طباطبائی

ديدم يک نفر دارد ... در میزند
پا شدم پرسيدم اين وقتِ شب ... يعنی کيست!؟
در باز بود
از لای در نور میتابيد
نور ... بوی گُل میداد
طعمِ ترانه داشت
داشت میآمد
آمده بود
شبيهِ لمسِ آرامِ تشنگی مینمود
آمد کنارِ قابِ خالیِ دريا
دمی به ماهِ پشتِ پنجره نگاه کرد
گفت برايت يک دست جامهی کامل آوردهام
اما اهلِ آسمانِ ما سفارش کردند
دست از اندوهِ ديرسالِ خود بردار وُ
به علاقهی زندگی برگرد!
من هيچ نگفتم
به ماهِ ساکتِ پشتِ پنجره شک داشتم.
گفت برايت خانهای از خشتِ نور وُ
باغِ انار و خوابِ رُباب خريدهايم
بيا و از اين گوشهی دلگير بیچراغ
رو به روشنايیِ کوچه ... چيزی بگو!
بگو مثلا ماه میتابد
زندگی خوب است
هوا بوی ريحان و عطرِ آب وُ
میِ مهتاب میدهد.
و من هيچ نگفتم اِلا سکوتِ باد ...
که اصلا نمیوزيد،
واژهها ... پروانهپروانه میشدند
شب جوری مثلِ حيرتِ ستاره
بوی اذان و آينه میداد
زن ... از نورِ خالصِ آسمانِ هفتم بود،
گفت امشب از آواز ملائک شنيدهام
اگر تو باز رو به آوازِ علاقه بيايی
آرامشِ بهشتِ بیپايان را
به نامِ تو میبخشند!
ماه ... پشتِ پنجره نگاه میکرد
فقط نگاه میکرد
و من هيچ علاقهای به آوازهای امروزِ آدميان نداشتم.
زن بود
میگويم زن بود
رو به قاب عکسِ ریرا کرد،
کتابی از کلماتِ کبريا گشود،
گفت نشانیِ اين به دريا رفته را من
برای باران و گريههای تو خواهم خواند
آيا باز آوازِ آدميان را نخواهی شنيد
علاقه به زندگی را نخواهی خواست
چيزهای ديگری هم هست ...!
ماه رفته بود
در باز بود
بوی خوشِ خدا میآمد.
روح بزرگش همچون جان شيدايش در اوج آرامش و زيبايي باد."
روزي يك تيم قايقراني در ايران بود.
هر دو تيم براي رسيدن به بهترين نتيجه بشدت تلاش كرده بودند.
تيم ژاپن با اختلاف يك مايل برنده شد.
حال و هواي تيم ايران خيلي سرد و بهت زده بود.
مديريت ارشد تصميم گرفت برنده مسابقات سال آينده باشد.
به همين دليل يك تيم تحليل گر براي بررسي اوضاع و ارايه راهكار و راه حل مناسب
به خدمت گرفت.
بعد از تحليل هاي مختلف تيم تحليل گر كشف كرد كه ژاپني ها هفت پاروزن و يك
كاپتان داشته اند.
درحاليكه تيم ايران يك پاروزن و هفت كاپتان داشته است.

با رسيدن به اين نتيجه حياتي مديريت رويكرد حكيمانه ديگري را پيش گرفت:
آنها تيم مشاوري را براي ساختاردهي مجدد تيم ايران به خدمت گرفتند.
بعد از چند ماه تيم مشاوران به اين نتيجه رسيدند كه تيم ايران داراي كاپتان
هاي زياد و پاروزن هاي كم بوده است!
بر اساس اين تحليل يك راه حل نيز ارايه شد. ”ساختار تيم ايران بايد تغيير كند“.
درنتيجه بايد چهار كاپتان توي تيم داشته باشيم كه توسط دو مدير هدايت شوند.
ضمنا به يك مدير ارشد و يك پاروزن هم نياز است.
همچنين پيشنهاد شد كه محيط كار پاروزن تيم تغيير كرده و به يك محيط رقابتي تبديل شود.

سال بعد ژاپني ها با اختلاف دو مايل برنده شدند!
تيم ايراني بلافاصله پاروزن تيم را بدليل عدم كفايت و عملكرد نامناسب از كار
بركنار كرد.
اما به مديريت به خاطر انگيزه هاي زيادي كه در فاز آماده سازي در تيم ايجاد
كرد بود پاداش و امتيازات لازم پرداخت شد.
شركت مشاور يك تحليل ديگر ارايه كرد كه نشان مي داد:
• استراتژي اتخاذ شده مناسب
بوده
• انگيزه لازم داده شده
• اما ابزار مورد استفاده بايد بهبود يابد.
در حال حاضر تيم ايران در حال طراحي يك قايق جديد است.

" ...
گاهی وقت ها فکرشو می کنم که چرا اینقدر باید بیخودی گرفتار روزمره گی،
اون هم تو این کشور غریب باشم و اصلا چرا اینجا
هستم خودم هم جوابی براش پیدا نمی کنم. اینجایی که من زندگی می کنم (منچستر) اصلا کوه نداره شهر روی یکسری تپه بنا شده و اصلا هیچ افق بازی رو
هم نمی بینی. فقط ساختمون و ساختمون. چند وقت پیش تصادفی از توی اتوبوس منظره
غروب آفتاب
رو دیدم اینقدر ذوق زده شده بودم که این اینگلیسی های یخ چپ چپ نگاهم می کردند!
بدی
قضیه می دونی چیه؟
از منچستر
تا Lake district که یکی از
بزرگترین و
معروفترین مکان های کوهنوردی انگلیس است یک ساعت و نیم (البته با ماشین) راهه .اما من توی این یکسال و نیم حتی یکبار هم
پام به
اونجا نرسیده.
گاهی اوقات
به همسرم می گم اشکال نداره . برگشتیم ایران یه بار توریستی
می آییم انگلیس همه جا رو می گردیم!!
تنها چیزی که منو هنوز یاد کوه می اندازه فقط کتاب های کوه است و خوندن وبلاگ های کوهنوردی ایرانی.
...."
آدم ها دو دسته اند: اونهايي که دلشون برای کوهها تنگ می شه و اونهايي که نمی شه .
رد صلاحیت ها و سرمای سیبری
میگویند
در زمستان هوای مسکو گاهی آنقدر سرد میشود که بعضیها به سیبری پناه
میبرند. راست و دروغش گردن اونایی که میگویند.حالا در ایام انتخابات که
همیشه مردم به رد صلاحیتهای سیاسی شورای نگهبان اعتراض می کردند، این بار
بیسابقهترین رد صلاحیتها توسط بخش اجرائی یعنی زیر مجموعهی وزارت کشور
صورت گرفته است. اکنون افراطیترین افراد کشور در استانداریها و
فرمانداریها حضور دارند و در بسیاری موارد شورای نگهبانیها باید پیش
آنان واسطه شوند. البته تنها کاری که در این شرایط از دست اصلاح طلبان
برمیآید این است که به بخش اجرائی و نظارت پیغام دهند باید رد صلاحیتهای
بیدلیل را برگردانید؛ و ادامه دهند اگر آنها را برنگردانید پس کی
میخواهید برگردانید. چه دموکراسی با مزه ای!
{منبع}
*******
اعتراض کردم ، ولی...
در این کشور پزشک جوانی را در همدان دستگیر می کنند. دو روز بعد جسدش را به خانواده اش تحویل می دهند. اگر کسی فریاد زد،مقاله ای نوشت و سخنی گفت و اعتراضی کرد ،با اسلام و نظام و ولایت فقیه مساله دارد؟ مدتی بعد جسد جوان دیگری را در قبرستان سنندج دور از چشم خانواده اش دفن می کنند و اجازه نبش قبر و کالبد شکافی نمی دهند، اگر کسی سوال کرد که چرا چنین وقایعی رخ می دهد، با اسلام مساله دارد؟
....{منبع}
من واقعا به اين همه درك و شعور تبريك ميگم.

رابطه اول: حجاب
معمولا واقعیت را پنهان می کند، آمار هم همین کار را می کند.
رابطه دوم: معمولا پشت حجاب
موضوع قابل توجهی پنهان است، در مورد آمار هم همین طور است.
رابطه سوم: معمولا از آمار
برای برجسته کردن چیزهایی که وجود ندارد استفاده
می کنند، در حالی که از حجاب برای جلوگیری ازبرجسته شدن چیزهایی که وجود دارد استفاده می کنند.
رابطه چهارم: اگر آمار در کنترل
دولت باشد، به نظر می
رسد همه چیز درست است، اما اگر حجاب در کنترل دولت باشد، هیچ چیزی به نظر نمی رسد.


