تبليغاتX
از دماوند تا علم کوه
یکشنبه سی ام دی 1386


خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران :  يكصد كوهنورد، صبح فردا ( جمعه ) در قالب ‪ ۲۰‬گروه جستجو، براي يافتن كوهنورد مفقود شده اروميه‌اي به ارتفاعات مرزي كوه خليل اين شهرستان اعزام مي‌شوند.

كريم كيامهر، كوهنورد اروميه‌اي از جمعه گذشته به هنگام صعود به قله پربرف كوه خليل در منطقه مرزي راژان مفقود شده و تلاش روستاييان و اكيپهاي اعزامي براي يافتن وي تاكنون اثربخش نبوده است. اين كوهنورد به همراه دو نفر ديگر، عازم ارتفاعات راژان شده بودند كه بارش برف انصراف دو همراه را درپي داشت اما كيامهر به تنهايي قصد فتح قله خليل را مي‌كند كه تاكنون اثري از وي نيست.

قله خليل پرتگاه‌هاي زيادي دارد و در اين فصل از سال خطر حيوانات وحشي نيز از تهديدات جدي كوهنوردان صعودكننده به اين كوه است. به گزارش جمعيت هلال احمر آذربايجان غربي، به دنبال اعلام خبر مفقود شدن اين كوهنورد در ارتفاعات كوه خليل، يك تيم كامل درمان اضطراري با تجهيزات مورد لزوم در منطقه راژان مستقر شده‌است.



برج سينا : خبری کاملا کذب و غیرموثق! نمی دانم خبرنگار محترم این خبرگزاری با استناد به سخنان کدام فرد از کدام نهادی این خبر را منتشر ساخته است. اگر این خبرنگار در جلسه ای که در روز چهارشنبه در سالن کنفرانس تربیت بدنی شهرستان ارومیه برگزار شد حضور می یافت شاید هرگز چنین خبری را منتشر نمی کرد. آن روز حدود ۳۲ نفر از کوهنوردان ارومیه در آن نشست حضور یافتند و برای روز جمعه برنامه ریزی کردند تا به جستجو به منطقه مورد نظر اعزام شوند. و در کل ۳۰ نفر از کوهنوردان ارومیه ای روز جمعه در منطقه حضور یافتند. سوالی که من از این خبرنگار محترم دارم این است که آیا این ۳۰ نفر نیز جزء همان ۱۰۰ نفر بوده اند؟ و دیگر اینکه آن هفتاد نفر باقیمانده کجا غیبشان زد؟
واقعا متاسف شدم وقتی با این خبر مواجه شدم. آنهم از سوی خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران. اگر بقیه اخبار هم مانند این خبر باشد که ما از آن بی خبریم درصد کمی از اعتمادی که داریم نیز از بین می رود!



گزارش اين حادثه و برنامه جستجويي که پيرامون آن شکل گرفته است را اينجا بخوانيد.


نوشته شده توسط رضا در 17:21 با موضوع: | لینک ثابت |

چهارشنبه بیست و ششم دی 1386

 يکی از بزرگترين مشکلاتی که تو بازار فروش محصولات کوهنوردی ايران وجود داره بحث خدمات بعد از فروش، ارايه خدمات شستشو و يا تعمير محصولاته. (تو فروشگاه های ايرانی تا اونجا که می دونم فروشگاه فراز به راحتی تعميرات کوله ها رو بدون دريافت پولی انجام می ده). اما بقيه فروشگاه هايي که محصولات معتبر رو می فروشن (تا اونجا که من می دونم) هيچ خدماتی در اين زمينه ارايه نمی دن. مطلبی رو که تو اين پست می خونيد در مورد نگهداری پوشاکه، چيزی که تو وبلاگ های فارسی در مورد اون متنی رو نديدم که کسی ترجمه کرده باشه. فکر می کنم به يک بار خوندنش بيارزه.

قبلش بد نيست يه خاطره رو هم که اين هفته اتفاق برام افتاد رو تعريف کنم.


*******

يکی از مهمترين انگيزه هايي که برای ايجاد اين وبلاگ داشتم و اوايل هم به شدت دنبال می کردم، انتشار ترجمه هايي بود که در زمينه های مختلف داشتم. وکم کم به يه آرشيو داشت تبديل می شد.

يادمه سال 83 که برای صعود دماوند زمستانی تمرين می کرديم (که برگزار هم نشد) يکی از تمرينهايي که من برای خودم تعريف کرده بودم ترجمه مطالبی بود که تو بهار و تابستون 83 جمع کرده بودم. با علاقه ای که بعضی از دوستان هم داشتن مطالبی که ترجمه کرده بوديم تو قالب 3 تا شماره از مجله های اوج منتشر شد (البته به شکل PDF). می تونيد اونها رو اينجا بخونيد.

 
برام اونموقع يه چيزی خيلی آزار دهنده بود اونم اينکه وقتی به راحتی می شه به اين مطالب دسترسی داشت و حتی هزينه يک ساعت استفاده از خدمات يک کافی نت با مثلا يک بستنی يا نصف يک ساندويچ و يا 2تا پفک برابری می کنه چرا خيلی ها هنوز حاضر نيستن اين زحمت رو بخودشون بدن و اين اطلاعات رو بدست بيارن.

 
اين فاجعه وقتی پررنگ تر می شه که ببينی فروشنده هايي که به شکل تخصصی دارن وسايل کوهنوردی و طبيعت گردی می فروشن و از اين طريق کاسبی می کنن هم حاضر نيستن به اين کار تن بدن و هنوز با حرفهايي که مهمل بافی محضه می خوان يه جنس چينی رو به چند برابر قيمت به زور بهت بفروشن. (مثلا تو اين بازار مارک نورث فيس (
the north Face) که يکی از پيشروترين ها در اين بازار محسوب می شه تو کشور ما شده يه مارک مبتذل و اونقدر جنس بی خاصيت چينی به لطف اين جماعت کاسب با انصاف تو بازار پر شده که ...). در حاليکه در تمام کاتالوگ ها و مجله ها شما رو به فروشنده های خرده فروشی هاشون ارجاع دادن و گفتن که می تونيد اطلاعات کامل تر رو در مورد محصول و همينطور خودتون (جنسی که برای شرايط فيزيکی خودتون و عملکردی که از اون انتظار داريد مناسب تره) رو از فروشنده ها بگيريد.

 

بارها می شد با اين اصطلاح برخورد می کردم که فلان لباس گرتکسش فاسد شده ؟!!

اين جنس پارچه اش از گرتکس هم قوی تره؟!!

اين گتر پارچه اش گرتکسه (يک گتر ايرانی ساخت شرکت فراز) ؟!!

يا روی کيسه خوابهای توليدی بنادک 2 برابر بزرگتر از مارک بنادک نوشته شده Gortex ؟!!

اين پارچه wind stopper و جواب می ده و ....

همون موقع با يه بازار ديگه آشنا شدم که کمی اونورتر از منيريه بود. گمرک. فروشنده هاش هم فقط به فکر اين بودن که بتونن جنسشون رو بفروشن. بدون کلک و تحميق مشتری هاشون. جايي که من يک جفت کفش ايتاليايي رو به قيمت 27 هزار تومن خريدم و 3 سال برام کار کرد. يا يکی از دوست داشتنی ترين لباسم رو که يه پلار نورث فيس امريکايي بود رو به قيمت 5000 تومن خريدم. اونموقع فروشگاه نياک هم وجود داشت که متاسفانه بودجه من هم به خريد از اونجا کفاف نمی داد. با خودم قرار گذاشته بودم  که پولم رو به جنس های دست دوم بدم تا به جنس های چينی که توبازارمنيريه پيدا می شد. يا جنس های ايرانی.

القصه.

شنبه اين هفته برای يکسری خريد دوباره گذرم به منيريه افتاد.

تو فروشگاه فراز داشتم گترها رو مي ديدم که از دهنم در رفت و به آقای فراز (محمديان اگه اشتباه نکنم) گفتم شما گتر Salewa نداريد؟! گفتن نه. بعد من گفتم متشکرم اينها رو نمی خوام. (اشارم به گتر فراز و يک مدل گتر چلنجر ايرانی و يک مدل هم گتر چينی بود که از 9000 تا 19000 قيمت داشت).

داشتم می اومدم بيرون که ديدم روی بدنه يه باتوم نوشته شده فراز. پرسيدم اين باتوم ها چنده و ايشون گفتن 25000 تومن. گفتم چرا اينقدر گرونه. من اصل اطريشی اين رو خريدم 28000 تومن. ايشون هم گفتن اين برای کوهنوردی و کوهنوردها توليد شده نه برای شما ها. شما بريد همون گتر Salewa خارجی بخريد. بفرماييد (اشاره به در خروجی). در مقابل بهت و حيرت من که داشتم نگاهشون می کردم باتوم رو از من گرفت و گفت اين باتوم با آلياژ مخصوصی توليد شده که من خودم ثبت کردم تو اروپا (البته بلافاصله اصلاح کردن تو چين) و می تونه شوک زيادی تحمل کنه و لنگه نداره. اروپايي ها هم دنبالش هستن. به درد شماها هم نمی خوره. برای کوهنوردهاس.

خلاصه،

 
 من يه چيزهايي رو نمی فهمم:

 
من نفهميدم که ايشون که 80 درصد مغازشون رو جنس های چينی تشکيل داده چرا اينقدر شاکی شدن از اينکه من يه جنس غير ايرانی می خوام بخرم؟

نمی دونم خنده داره يا گريه داره که کسی که آلياژ مخصوص خودش رو ثبت کرده و اون رو به رخ می کشه، با کمال افتخار می گه گتر توليدی من پارچه اش (!) گرتکسه و ضد آب و روی گتری که توليد می کنه نوشتن Gortex.

در زمينه طراحی هم به خودشون زحمت نمی دن يک نگاهی به گترهای ديگه بکنن و ببينن که اونها گتر رو چه جوری دوختن. و اساسا يه چيزی به اسم راحتی در طراحی هم بايد رعايت بشه. ايشون يک طرف گترشون يه کش رو گره زده و از يه دوخت ساده رد کرده و اونطرفه اين کش رو هم انداخته تو يه سگک. شما اگه بخواهيد اين گتر رو سفت کنيد حتما بايد با دوتا دست اين کار رو بکنيد.البته اگه اونطرف کش که فقط گره زده شده در نياد. درحاليکه مدتهاست در پوشاک خارجی :) يک طرف کش رو چه تو دستکش، چه تو لباسها و چه تو گتر فيکس می کنن تا شما با يک دست (با چند تا دستکش تو دستتون) هم به راحتی با کشيدن يک طرف اون کش اون رو سفت کنيد. به همين راحتی. در طراحی ايشون چيزی به اسم سايز هم مهم نيست. يعنی محلی از اعراب نداره. همينه که هس.

و من نفهميدم ايشون اساسا به مراجعه کننده هاش چه جوری نگاه می کنه ؟!! قراره اين آدمها فرق باتوم با کيفيت و بی کيفيت رو بدونن؟؟ يا فرق گرتکس و هويج رو بتونن تشخيص بدن ؟؟ يا ....

 

البته ناگفته نماند که ما بالاخره بعد از کلی پرس و جو و بررسی بازار و قيمتها دست از پا دراز تر اومديم و همين گتر فراز رو خريديم. رووم به ديوار.

 

نتيجه : اگه گتر می خواهيد بخريد و اگه پول داريد (45000 تومن) بريد نياک يه گتر Lowealpine بخريد و خيال خودتون رو راحت کنيد. اگر هم نه بیخود وقت تون رو تلف نکنيد و يه گتر فراز (19000 تومن) بخريد. تخفيف هم نخواهيد. همينه که هس.

*********

حقايقی در مورد پوشش شيميايي روی لباسهايتان

 

خيس شدن

آيا شما هم در ژاکت نو 300 دلاری ضد آبتان خيس می شويد؟ تستی که ما برای اولين بار در جهان انجام داده ايم نشان می دهد که شما احتمالا بايد همين حالا سطح پارچه لباستان رو پوشش جديدی بدهيد.

آزمايشاتی که ما انجام داديم، نشان داده است که اگر ژاکت نو شما بعد از چندين کيلومتر استفاده از آن خيس می شود، نياز دارد که شما سطح آن را با استفاده از مواد شيميايي مخصوصی دوباره پوشش دهيد. برای اينکه لباستان کاملا ضد آب (waterproof) باشد نياز به يک لايه شيميايي مقاوم در برابر آب (Durable Water Repellent) دارد چرا که بدون اين لايه لايه بيرونی لباستان آب را به خود جذب می کند و سطح بيرونی آن خيس خواهد شد. تحت اين شرايط توانايي لباس شما برای تنفس کاهش می يابد و سبب می شود که در لايه درونی ميعان اتفاق بيافتد و بخار عرق شما به آب تبديل شوند و لباس شما از دورن خيس شود. تحت اين شرايط قدرت عايق بودن لباس شما کاهش می يابد و شما حرارت توليدی بدنتان را از دست می دهيد و سردتان می شود.

 

سطح بيرونی لباسها در کارخانه با يک پوشش شيميايي مقاوم در برابر آب (DWR) پوشيده شده است و شما نياز داريد تا اين کار را بعد از يک سری استفاده های مکرر که اين پوشش از بين می رود،  تکرار کنيد. اين کار در نواحی بخصوصی مانند روی شانه ها يا دور کمرتان که زير کمربند و شانه بندهای کوله تان قرار دارد سريعتر اتفاق می افتد. برای آزمايش اين موضوع که کدام محصول موجود در بازار چه ميزان کارايي دارن ما آنها را با هم مقايسه کرديم.

 

ازمايش ها

در گروه تحقيقات کارايي پوشاک دانشگاه ليدز تمام اين محصولات بر روی يک نمونه از محصول Gore-Tex دو لايه (XCR) امتحان شد. سپس براساس استاندارد شماره 3424-26: 1990 رتبه بندی شدند. به هر کدام يک عدد نسبت داده شد. 50 معادل بود با سطح بيرونی کاملا خيس (نبود خاصيت ضد آبی) و 100 برابر بود سطح بيرونی خشک (خاصيت ضد آب کامل). اين موضوع به ما نشان داد که چگونه اين محصولات در هنگام استفاده مجدد کارايي دارند.


سپس محصولات را با يک تست سايش در محل بندهای کوله ازمايش کرديم. هر 500 سايش را برابر يک مايل (1.64 کيلومتر) در نظر گرفتيم. در اين شرايط نمونه ای که عددی کمتر از 80 بدست می آورد را به عنوان نمونه رد شده از تست در نظر گرفتيم. اين آزمايش به ما نشان می داد که لباس شما بعد از چه مدتی خاصيت خود را ازدست می دهد.

 



اين آزمايشات چه چيزی را آشکار می کند؟

· تمامی محصولات توليد شده خاصيت شيمايي مقاوم در برابر آب بودن (DWR) را تنها برای يک زمان محدود ايجاد می کنند.

· شما نيازمند به ايجاد اين پوشش جديد برروی لباستان برحسب شدت استفاده از لباستان هستيد.

· زمانيکه در محل شانه هاي تان احساس خيسی کرديد احتمالا وقت استفاده از اين محصولات برای ضد آب کردن لباستان است.

· محصولاتی که بر پايه فلوروکربنها عمل می کنن دوام بيشتری در مقايسه با محصول سيليکونی داشتند.

· محصولی به نام تجاری Comfort Pure  از لحاظ قيمت گزينه مناسب تری از بقيه است اما برای پوشاک لايه اول توصيه نمی شود. چرا که عملکرد آن برای ضد آب کردن لباس شما سبب کاهش توانايي لباستان برای تنفس می شود.


این آزمايشات چه چيزی را نشان نمی دهد؟

برخی از مطالعات نشان داده است که فلوروکربن ها برای محيط زيست و سلامتی انسانها مضر هستند.


نتيجه گيری

به نظر می رسد که لايه شيميايي مقاوم در برابر آب (DWR) چندان هم مقاوم نيست و شما مجبوريد بعد از يک يا دو هفته آنرا مجددا بر روی لباستان ايجاد کنيد.

 {منبع مجله May 2006, Trail}



*******

نظر آقای حسين شهلايي:
....
بهتر است این عزیزان به این نکته توجه کنند که فروش یک کالا پایان یک تجارت نیست بلکه آغاز یک تعهد است . اگر کسی کمی در رابطه با پارچه گورتکس و یا موارد مشابه مطالعه کند حتما به این نتیجه می رسد .
اصولا این نام یک عنوان تجاری نیست که آقایان تبلیغ می کنند . حتی اگر شرکت معروفی چون لوو آلپاین هم بخواهد عنوان گورتکس را روی پوشاک خود بگذارد باید از این کمپانی مجوز بگیرد تا تستهای مربوط به کنترل کیفیت انجام شود که بدون هزینه هم نیست و بخشی از بهای زیاد گورتکس به همین دلیل است . یکی از شاخصه های مهم درصد تنفس نسبت به نفوذ ناپذیری در برابر رطوبت است .
در غیر این صورت حتی شرکت لوو آلپاین نام محصول خود را تریپل پوینت میگذارد و یا اسمهای مشابهی چون هیدرودرای (شرکت اسپری وی) تمامی اینها پارچه هایی با تنفس نسبتا بالا و غیر قابل نفوذ در برابر رطوبت هستند .
وب سایت       پست الکترونی



نظر آقای اميد (عالمی):

رضا جان در ترجمه Durable Water Repellent، عبارت "مقاوم در برابر آب" ترجمه کلمه Durable رو شامل نمیشه. منظور از Durable ، دوام و پایداری این خاصیت است (البته برای مدتی). که یک انتخاب نام دقیق برای جذب مشتری است و تاکید بر اینکه خاصیت "آب نا دوستی" (!) منسوج، دوام بیشتری دارد.

تهیه غلط نامه واژگان مصطلح ( این کلمه رو درست نوشتم؟؟!) میان کوهنوردان هم کار جالبیه ها!!! با همکاری همه کوه نویسان.
نوشته شده توسط رضا در 12:2 با موضوع: | لینک ثابت |

سه شنبه بیست و پنجم دی 1386


چقدر همه ناراحتیم از نابینا شدن محمد احمدی؛ سرباز وظیفه ای که در پی انفجاز ترقه ای قوی روی صورتش در جریان درگیری طرفداران تیم فوتبال سپاهان اصفهان و پرسپولیس، دو چشم خود را از دست داد. چشم راست که کلا از بین رفته و امیدها برای بازگشت بینایی چشم چپ، بسیار کمرنگ است. حقا که لعنت بر آن ورزشی که برد و باختش گران تر از اخلاق و چشمان یک جوان بیست ساله است.

تصور از دست دادن نعمت بزرگ بینایی آن هم سرِ هیچ و پوچ واقعا دلهره آور است ...

در میانه این هیاهوها، که لابد مثل همه هیاهوها مدتی بعد بدون آن که چشمان محمد احمدی سر جایش برگردد، فرو خواهد نشست دلم می خواهد شما را به یاد یک جوان نابینا شده دیگر بیندازم. او هم چشم راستش را کلا از دست داد هر چند آن قدر خوش شانس بود که چشم چپش کور نشود. ماجرای او به هشت سال قبل بر می گردد. خیلی ها لابد فراموش مان شده؛ نگذاشتند زیاد برای او ناراحتی بکشیم و غصه بخوریم؛ لابد برایمان ضرر داشت! یکی دو بار بیشتر شاید فیلمش را آن هم گذرا نشانمان ندادند. هر چه گشتم اسمش را هم پیدا نکردم. در هیچ برنامه تلویزیونی وجدان ضارب او را له نکردند؛ از او نپرسیدند که "شب می توانی راحت بخوابی؟" ... دانشجوی ممتاز پزشکی بود. گاز اشک آور را مستقیم زده بودند توی صورتش، روی چشمش ....

تیرماه سال هفتاد و هشت بود؛ کوی دانشگاه تهران بود. شما اسمش یادتان هست؟!
نوشته شده توسط رضا در 16:15 با موضوع: | لینک ثابت |

شنبه بیست و دوم دی 1386
.... خيال تو يعنی حکومت دوست!

http://rezafathi.persiangig.ir/image/WEBLOG/ax-setareh.jpg
{عکسها: رضا فتحی، فايزه فلاح}


....

حالا هنوز گاه به گاه سراغ گنجه که می‌روم
می‌دانم تمام آن پروانه‌ها مُرده‌اند
حالا پيراهنِ چرک آن سالها را به در می‌آورم
می‌گذارم روبروی سهمی از سکوت آن سالها و می‌گريم می‌گريم!
چندان بلند بلند که باران بيايد
و بدانم که همسايه‌ام باز مهمان و موسيقی دارد.
حالا ديگر از ندانستن شمال و جنوب جهان بغضم نمی‌گيرد
حالا ديگر از هر نگاه نادرست و طعنه‌ی تاريک نمی‌ترسم
حالا ديگر از هجوم نابهنگام لکنت و گريه نمی‌ترسم
حالا ديگر برای واژگان خفته در خميازه‌ی کتاب
غصه‌ی بسيار نمی‌خورم
حالا به هر زنجيری که می‌نگرم بوی نسيم و ستاره می‌آيد
حالا به هر قفلی که می‌نگرم کلامِ کليد و اشاره می‌بارد
شاعر که می‌شوی، خيالِ تو يعنی حکومتِ دوست!
باور کنيد منِ ساده، ساده به اين ستاره رسيده‌ام
من از شکستن طلسم و تمرين ترانه
به سادگی‌های حيرتِ دوباره رسيده‌ام
درست است!
من هم دعاتان می‌کنم تا ديگر از هر نگاه نادرست نترسيد
از هر طعنه‌ی تاريک نترسيد
از پسين و پرده‌خوانیِ غروب
يا از هجوم نابهنگام لکنت و گريه نترسيد
دوستتان دارم
سادگانِ صبور،‌ سادگان صبور.



نوشته شده توسط رضا در 13:19 با موضوع: | لینک ثابت |

چهارشنبه دوازدهم دی 1386

يه کار هيجان انگيز کردم.
با عکسهای برنامه علم کوه امسال يک screensaver ساختم. بقيه اش رو خودتون ببينيد:



نوشته شده توسط رضا در 11:3 با موضوع: | لینک ثابت |

دوشنبه دهم دی 1386



















نوشته شده توسط رضا در 11:48 با موضوع: | لینک ثابت |

یکشنبه دوم دی 1386

برنامه علم کوه امسال حواشی زيادی داشت. اين يکی از حاشيه های دوست داشتنی اون بود!



نوشته شده توسط رضا در 13:40 با موضوع: | لینک ثابت |

اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات