
خیلی ساده است، چطور نمی فهمی؟ ببین، وقتی تحمل یک میلیمتر انتقاد هم نداری و تا ازت کوچکترین انتقادی می شه حس خود قربانی بینی بهت دست می ده و جیغ و داد راه می ندازی و ننه من غریبم بازی در میاری، پس اشتباه می کنی دهنت رو باز می کنی و هر چی از دهنت در میاد می گی. ببین، اون آدمی دهنش رو باز می کنه و به همه توهین می کنه و هرچی از دهنش در میاد می گه که حداقل تحمل دو خط انتقاد هم داشته باشه. نمی شه که عین بچه کوچولو ها چشمات رو ببندی و دهنت رو بازکنی و هی جیغ بزنی و هی این و اون رو کتک بزنی و بعد تا یه نفر بهت گفت یه خورده یواش تر، بهت بر بخوره و شروع کنی گریه زاری که آهای اینا من رو اذیت می کنن! بابا خیلی وضعت رقت باره. فکر نمی کردم اینقدر ضعیف باشی! تو فحش دادی و توهین کردی، یه نفر اعتراض کرد که چرا فحش دادی و توهین کردی، حالا تو احساس بیچارگی می کنی؟ خب فحش نده اگه تحملش رو نداری بشنوی که همه دنیا عاشق فحش هات نیستن و بعضی ها هم از فحش هات بدشون می یاد. همه دنیا که نمی شه عاشقت باشن! تحفه! {از اينجا}
مستندي پانزده دقيقه اي در مورد تلويزيونهاي لس آنجلسي و سقوط موسيقي مدرن ايراني.
اينجا ببينيد: http://www.radiozamaneh.org/movie/LA.TVs_FardadFarahzad.html

(عکس: گلريز فرمانی)
قله توچال - فروردين ۱۳۸۶

(عکس: رضا فتحی)
خبر : نخستين وعده سرپرست فدراسيون كوهنوردي عملي نشد. بسياري از كارشناسان با اعلام غير كارشناسي بودن موارد مطروحه از سوي سرپرست فدراسيون كوهنوردي آنها را شعار تبليغاتي براي جلب افكار عمومي عنوان كرده بودند. متن کامل
نتونستم از کنار اين اطلاع رسانی و آگاه سازی افکار عمومی بگذرم. چند بار خوندمش. هر دفعه متعجب تر از دفعه قبل که واقعا حسين سلطان زاده کيه؟! و در مورد کسانی که قراره اين خبر رو بخونن چی پيش خودش فکر می کنه ؟! چرا من بايد لايق داشتن همچين خبرنگاری باشم. خدا !!
تا وقتی سايت فدارسيون اينجوری باشه و همچين اطلاع رسانی انجام بشه، تا وقتی هيات کوهنوردی استان تهران گويي وجود خارجی نداشته باشه، تا وقتی .... اونوقت طبيعی که امثال خبرنگاران کارکشته ای مثل حسين سلطان زاده هم به خودشون اجازه می دن که هر تحليلی رو به اسم کارشناس به خورد ما آدم های کم سواد بدن و ما هم بايد خداوندگار را شاکر باشيم که خبرگزاری ميراث فرهنگی داره به داد جامعه کوهنوردی می رسه و فدراسيون از جنگال خرچنگ هايي به اسم رييس و سرپرست و دبير و .... نجات می ده؟
چه تکراریاند الفاظ، چه دشوار است آوردن حرف نو.
با واكنش جامعه كوهنوردي مواجه شد ؟ کدوم واکنش جامعه کوهنوردی ؟ جامعه تعريفش از نظر شما چيه؟ شما به کدوم مرجع داريد استناد می کنيد؟
بسياري از كارشناسان كوهنوردي؟؟؟ کی؟ کجا و کدوم رفرنس برای اين حرف هست؟ کدوم بسيار؟
از موارد بحث انگيز ديگر ؟؟؟ کدوم بحث؟ بين کی؟ کجا؟ تو کدوم رفرنس؟ کی؟
انتخابات هياتهاي استاني كه به صورت غيرقانوني برگزار شده بود؟؟؟ شما رفرنس تون برای حرف چیه؟ کی گفته؟ کدوم دادگاه تاييد کرده؟
گفته ميشود شايعاتي مبني بر اينكه قرار است ... عجب !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تاريخي كه نه از سوي سازمان و نه از سوي فدراسيون اعلام نشده است. مهمترين و با ارزش ترين چيزی که بايد اعلام بشه و پيگيری بشه همينه.
اونوقت اين که تاخير در برگزاری انتخابات به هيچ وجه پذيرفتنی نيست، قاطی يه سری .... شده و به بی ارزش ترين شکل ممکن دراومده و اسم اين هم گذاشته شده خبر رسانی و ..... اطلاع رسانی و پيگيری حقوق جامعه کوهنوردی و ....
متاسفم برای خودم !

از اينجا دريافت کنيد. (فايل PDF با حجم 18Mb)

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار!
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک - که می خندد به ناز-
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب.
ای دل من، گر چه در این روزگار،
جامه ی رنگین نمی پوشی به کام،
باده ی رنگین نمی بینی به جام،
نقل و سبزه در میان سفره نیست،
جامت، از آن می که می باید تهی است؛
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ،
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ!
(فریدون مشیری)
