تبليغاتX
از دماوند تا علم کوه
شنبه سی ام دی 1385

The image “http://www.cdeb.com/images/myfatherseyesvideo.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

 

Promo Video

The Arab duet version of "My Father's Eyes" with Egyptian singer Hani Hussein (recently a runner-up in the Middle Eastern version of 'Star Academy' - similar to the UK’s version of 'Fame Academy') from Chris de Burgh’s album "The Storyman" has been released as a radio single in the Middle East.

***********
My Father's Eyes
from The Storyman
by Chris de Burgh
Year Released: 2006

I have seen it, I have seen it in my father's eyes,
I have seen it, I have seen it in my father's eyes,
I have heard it, I have heard it in my father's voice,
It's been a hard life, a hard fight, and all of the things that he wanted
Are in his hand, but silver would not betray what's written in the sand,
And a wall will not keep his people from the Promised Land;

And I will never believe that the same thing could happen to me,
And I will never believe I'll give up on the dreams that I see
In my father's eyes, my father's eyes;

I will go now, I will go now to my father's house,
I will show him, I will show him that I'm strong enough,
And there's a bright light, a great light that's shining around him
For now he has found a son, who will give to the world
The work he has begun, who will open the door to reveal
The chosen one;

And I will never believe that the same thing could happen to me,
And I will never believe I'd give up on the dreams that I see
In my father's eyes;
In my father's eyes, in my father's eyes;

And I will never believe that the same thing is happening to me,
And I will never believe I'd give up on the dreams that I've seen
In my father's eyes, in my father's eyes, my father's eyes;

I have seen it, I have seen it in my father's eyes.

© 2006 Ferryman Productions Ltd
Written by Chris de Burgh
Published by Hornall Brothers Ltd

*******

فعلاً.

نوشته شده توسط رضا در 14:10 با موضوع: | لینک ثابت |

چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385

فاصله مرگ ................ و زندگی

می خواستم تو اين پست در مورد اين که زمستان امسال خوشبختانه تاحالا کسی تو کوهستان کشته نشده بنويسم و آرزوی اينکه اتفاقی ناگواری نيافته! اما قبل از نوشتن مثل هميشه اول وبلاگ ها رو خوندم . اينجا و اينجا :"... گویا متاسفانه دو تن از آنها کشته شده و حال یکنفر وخیم است ... ".

امروز باز هم به اون نوشته آقای عباس جعفری پناه بردم.

*****

خبر تکميلی (وبلاگ باشگاه ما):

حادثه در منطقه علم کوه - چهارشنبه -27/10/85
بر اساس اطلاعات رسیده در مورد حادثه در گرده آلمانها در منطقه علم کوه ، تیمی متشکل از 4 کوه نورد در حال فعالیت وصعود گرده آلمانها (در تاریخ سه شنبه 26/10/85)، دچار هوای خراب شده و در پی آن اقدام به بازگشته نموده اند ( در قسمت سه رکابی ) . در حین فرود ، مهدی عزیزی دچار سانحه شده و بطرف یخچال غربی سقوط می کند بدنبال این حادثه دیگر اعضاء تیم ( دو کوه نورد دیگر) خود را به او می رسانند . ( یکی دیگر از اعضا تیم در پناهگاه سرچال بعنوان مراقب حضور داشته است ) . متاسفانه با توجه به از دست دادن وسائل گرم کننده و احتمالا چادر تیم نفر دوم به نام علی رضا سلیمانی بر اثر سرما و فشار وارده فوت می نماید و نفر دیگر با تلاش زیاد خود را به پناهگاه سرچال رسانیده و اعلام وضعیت و کمک می نماید .
در حال حاضر آقای کیومرث بابازاده در قرارگاه رودبارک به منظور هماهنگی های لازم با تنی چند از دیگر کوه نوردان حاضر می باشد . آقای محمد نوری نیز به عنوان هماهنگ کننده عملیات زمینی امداد و نجات قبول مسئولیت کرده است . و اقدامات لازم جهت هماهنگی برای پرواز بالگرد و اعزام نیروی امداد توسط آقای جواد نظام دوست و از طریق هلال احمر در حال انجام می باشد .
بر اساس تماس برقرار شده با آقای کیومرث بابازاده ، هوای منطقه خراب و همراه با بارش بوده و تا اعلام نیاز ازدیگر کوه نوردان خواسته شده اقدام به عزیمت به منطقه ننمایند .

                                                              *****

 

روحشان شاد.

نوشته شده توسط رضا در 12:54 با موضوع: | لینک ثابت |

دوشنبه بیست و پنجم دی 1385

 

پيشنهاد آقای شجاعی را در اينجا بخونيد.

 

پيشنهاد آقای شجاعی با اين عنوان دستوری "اصلاح قانون انتخاب روسای فدراسیونها لازم است." شروع می شه و اين نتيجه گيری ها رو " ... اگر به راهکار مدنی و روشهای اصلاحی اعتقاد دارید"، "....اگر می خواهید خود سرنوشت خودتان را به دست بگیرید بیایید به این بهانه خواستار تغییر قانون انتخابات روسای فدراسیونها شویم"،" ... این قانون فقط ظاهری دموکراتیک دارد."، "... به عقیده من انجمن کوهنوردان ایران می تواند نقش رهبری این حرکت مدنی را ایفا کند." در ادامه داره.

و اين توصيه  پايانی که " حال چنانچه با نمایندگی انجمن کوهنوردان برای رهبری این حرکت موافق باشید، اولین قدم رساندن صدای خود به این تشکیلات است. می توانیم با تنها رسانه فعال این تشکیلات یعنی وبلاگ دیده بان کوهستان تماس بگیریم و با گذاشتن کامنتی در آنجا از آنها بخواهیم پیگیری این تقاضای صنفی را بر عهده بگیرند." و همچنين اين جمله که "منتظر پیشنهادات شما هستم."

 

وقتی اين متن رو خوندم اولين چيزی که  به ذهنم رسيد اين بود که يه مصداق ديگه برای اون جمله انيشتن پيدا شد. که مشکل ما اون چيزی نيست که به اون نگاه می کنيم بلکه مشکل ما اونچيزیه که با اون نگاه می کنيم.

 

صورت مساله : آيا اساسنامه فعلی فدراسيون کوهنوردی مشکلی داره؟

جواب : بله

 

چرا؟

چون به آدم هايي مثل آقای صادق آقاجانی اجازه شرکت در انتخابات داده نشده!!

يا می شه کامل تر کرد: اساسنامه فعلی اجازه استفاده از تمام ظرفيت کوهنوردان رو در قالب فدراسيون کوهنوردی برای اداره امورات اين رشته رو نمی ده. به اين معنی که اساسا آدم های صاحب صلاحيتی وجود دارن که (به دليل مکانيزم انتخابات) يا کانديدا نمی شن يا در صورتی که کانديدا بشن در رقابتی نابرابر توسط سيستم (سازمان تربيت بدنی) حذف می شن.

 

نتيجه گيری: اين نياز وجود داره که اين مکانيسم انتخاب رييس فدراسيون اصلاح بشه.

 

پيشنهاد : انجمن کوهنوردان ايران رهبری اين سلسله اقدامات رو برای تغيير اساسنامه برعهده بگيره  و انجام بده.

 

به نظرمن اين پيشنهاد به تمام ابعاد توجه نکرده و می شه پيشنهادهای ديگه ای هم داد:

 

- (به نظر من البته) انجمن کوهنوردان ايران صلاحيت رهبری اين حرکت را ندارد. دليل اون هم اينکه انجمن کوهنوردان تا حالا بيشتر يه محلی بوده برای عرض اندام در برابر مديريت قبلی فدراسيون. من تنها تو يک جلسه از جلسات انجمن کوهنوردان شرکت کرده ام. (جلسه ارايه گزارش صعود قله برودپيک توسط آقايان اعتمادفر و جابر انصاری). ملاکم برای قضاوت در مورد انجمن کوهنوردان نحوه پرزنت کردن عملکردشون به جامعه کوهنوردی بوده. به عنوان نمونه سايت اين انجمن رو ببينيد. به نظرم اين سايت يه جور توهينه. اگه سايتی برای تشکلی وجود داره وثبت شده اون هم تشکلی که به اعتقاد من شرايط حساسی رو داره و قراره آدم هايي رو از طيف های مختلف جذب کنه اين نحوه اطلاع رسانی نيست. ظاهرا اين سايت تاسيس شده تا آدرس انجمن رو به علاقمندان ارايه کنه نه چيزی بيشتر. اونوقت اين پيشنهاد که رهبری اين کار رو به انجمن کوهنوردان سپرده بشه بيتشر به يه شوخی شبيه .

من آدم هاي زيادی رو می شناسم که اين انجمن حتی کنجکاوی اون ها رو هم نتونسته تحريک کنه چه برسه به جذب اون نفرات. جايگاه فعلی انجمن کوهنوردان در بين کوهنوردان و عملکرد سال های گذشته اون از زمان تاسيس تا امروز نسون می ده که صلاحيت رهبری اين کار رو نداره. انجمن کوهنوردان تا حالا بيشتر جمع چند تا کوهنورد بوده تا يه جمع متناسب با عنوانی که برای خودش انتخاب کرده.

 

- به نظرم تعريف ابعاد تاثيرگذاری فدراسيون خيلی مهمه. و شايد اولين قدمی که بايد انجام بشه. اين که از طرف آقای شجاعی عنوان می شه اگه می خواهيد خودتان سرنوشت خودتان را به دست بگيريد برای من خيلی عجيب و غريبه. به فرض بهترين تيم مديريتی هم برای فدراسيون کوهنوردی انتخاب بشن طبق چه استدلالی می شه گفت که سرنوشت کوهنوردی من (به عنوان يه علاقمند به کوهنوردی حرفه ای) به دست اين آدم ها رقم می خوره. فکر می کنم فعاليت های خود آقای شجاعی مثال نقضی برای اين مدعی باشه که کادرسرپرستی فدراسيون می تونه سرنوشت يه علاقمند به کوهنوردی رو تعيين کنه.

تعيين اين ابعاد اثرگذاری می تونه از اوهام و خيالات و در هپروت سير کردن کم کنه و در عوض تمرکز فعاليت ها رو تو اون بخشی که می تونه موثر باشه رو افزايش بده. همين طور می تونه تکيليف خيلی از آدم ها رو با خودشون و فدراسيون روشن کنه. به نظرم فدراسيون تا امروز درگير آدم هايي با اهداف به اصطلاح در سايه اونها بوده. اين که فدراسيون سکوی پرشی تلقی بشه و راه موفقيت در کوهنوردی در موافقت يا مخالفت با فدراسيون باشه به مقدار زيادی به اهداف در سايه آدم ها بستگی داره. از اين بعد اگه به اين موضوع نگاه کنيم به نظرم تعيين اهداف فعاليت فدراسيون بسيار ضروریه.

سال گذشته و امسال دوتا کارگاه در همدان و رودبارک توسط يه تيم که آقای فريبرز ناژداکی اون رو مديريت می کردن برگزار شد. ايشون دبير کميته کوهپيمايي بودن. مسئوليت اين تيم تهيه برنامه استراتژيک پنج ساله برای فدراسيون بود. من تو وبلاک کوهنوشت خوندم که اين گزارش تهيه شد و به سازمان ارايه شد. نمی دونم سرنوشت اون گزارش بعد از تغيير و تحولات فدراسيون چی شد. اما به نظرم يه نقطه شروع مناسب می تونه باشه.

 

- به نظرم در حال حاضر امکان لابی کردن و دور زدن سازمان تربيت بدنی عملی نيست.

- چه قدر خوب بود اگه واقعا جايي وجود داشت که نمايندگی صنف کوهنوردها بود. اگه شما اصرار داريد که انجمن کوهنوردان اين توانايي رو داره، می شه برای محک زدن توانايي انجمن به هيات کوهنوردی استان تهران فشار آورد که از اين وضع اسفناک خارج بشه. اين هدف می تونه توانايي انجمن کوهنوردان رو به خودش ثابت و به بقيه ثابت کنه! به نظرم بيتشر مشکلات کوهنوردی ما در سطح نازل مديريت و دانش تو هيات های کوهنوردی استان هاست. نمونه بارز اون هم هيات کوهنوردی استان تهران.

 

- من هم پيشنهاد آقای شهلايي (در کامنت های وبلاگتون) رو تکرار می کنم که سرپرست فعلی فدراسيون در مقايسه با آقای آقاجانی (حداقل در ظاهر) بسيار برخورد سازنده تر و مثبت تری دارند. با حضور ايشان می توان بنای نويي رو برای فدراسيون ساخت.

 

- به هر نحوی که ممکن است بايد هيات کوهنوردی استان تهران از اين وضعيت خارج بشه. به نظر من بخش عمده ای از پتانسيل ها را می توان  و بايد از طريق هيات کوهنوردی تهران به فعل تبديل کرد. اينکه تمام آمال و آروزهايمان رو در فدراسيون خلاصه کنيم عملا بيهوده است. (بخصوص اينکه ظاهرا خواستار روشهای مسالمت آميز هم هستيم!).

 

*****

 

انيشتن جمله ای داره با اين مضمون که " مشکلاتی که امروز با اونها روبرو هستيم رو نمی تونيم تو همون سطح فکری که اونها را بوجود آورده ايم، حل کنيم".

به عبارت ديگه مشکل ما اون  چيزی نيست که داريم به اون نگاه می کنيم، بلکه مشکل اون چيزیه که داريم با اون نگاه می کنيم.

می شه يه جور ديکه هم به اين جمله نگاه کرد، آيا کسانیکه مشکلات امروز رو بوجود آوردن (يا در بوجود اومدن نقش داشتن) می تونن اون مشکلات رو حل کنن ؟

 

تو دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران که تحصيل علم! می کردم، استادهايي داشتم که مهمترين پست های دولتی و موثر بر اقتصاد ايران (کشور من و فرزاندانم!؟) رو در اختيار داشتن. به ما سر کلاس از اهميت رقابت در بازار صحبت می کردن اما موقع تصميم گيری در مقام رييس بانک مرکزی، مشاور اقتصادی رييس جمهور، رييس کمسيون تلفيق بودجه مجلس، رييس سازمان مديريت و برنامه ريزی و... کاملا بر خلاف اون صحبت هاشون عمل می کردن. شما فکر می کنيد اين اساتيد می تونن شاگردهايي تربيت کنن که در آينده فقط يه قدم، فقط يه قدم، از اين استادها جلوتر برن يا از اون ها جلوتر رو ببينن؟

 

اگه همين فردا مشکل اساسنامه فدراسيون حل بشه، آيا مشکلات فعلی ورزش کوهنوردی ما هم حل می شه؟ آيا کسانيکه بستر مناسبی برای رشد نداشتن می تونن بسترسازی رشد آدم های ديگه رو (چه تو انجمن کوهنوردان و چه تو فدراسيون و چه تو هيات کوهنوردی استان تهران) بر عهده بگيرن؟ آيا اين افراد چيزی بيشتر و صحيح تر از اون چيزی که تا حالا از خودشون ارايه کردن برای ارايه دادن دارن؟

 

به نظرم شما برای فدراسيون و همينطور انجمن کوهنوردان اهميت و نقش زيادی قايل هستين. بيشتر از توانايي شون در حال حاضر. همونطور که برای پيروزی احتياج به ژنرال های کارکشته هست احتياج به افسران و سربازان موثر هم هست. آيا تک تک ما (من و هم نسلی هام و شما و هم نسلی هاتون) نقش خودمون رو به درستی ايفا کرده ايم که مشکل رو تو اساسنامه فدراسيون بدونيم و برای اصلاح اون تلاش کنيم و فراخوان بزاريم يا فکر کنيم که با تعويض ژنرال ها مشکل برطرف بشه.

 

به نظرم بهتره به جای اينکه به انجمن کوهنوردان ايران نقش رهبر تغيير اساسنامه فدراسيون رو پيشنهاد کنيم، بهتره به اون نقش "انجمن کوهنوردان ايران" رو پيشنهاد بديم. چيزی که در ظاهر اون رو قبول کرده اما در عمل نه!

 

به عنوان يه سرباز که سعی اش رو  کرده موثر باشه به جهتی که داريد اشاره می کنيد اعتراض دارم و فکر می کنم مسير اشتباهی رو نشون می ديد، ژنرال!  :(

 

فعلا.

 

نوشته شده توسط رضا در 3:59 با موضوع: | لینک ثابت |

سه شنبه نوزدهم دی 1385

 

ريزاقليم و اهميت آن

کمپانی Gore تو بخش لغت نامه سایت ش یه لغتی (یا مفهومی!!) رو تعریف کرده به نام  Microclimate من ترجمه مناسبی که براش شنیدم ریز اقلیم هست. اینکه ریز اقلیم چیه و چرا اهمیت داره چیزیه که تونستم دربارش یه مختصر اطلاعاتی بدست بیارم.

Gore ریز اقلیم رو اینجوری تعریف کرده: لایه بسیار نازکی از هوای گرم که نزدیک سطح پوست قرار داره. اکثر مردم در محدوده دمایی 90 تا 95 درجه فارنهایت و رطوبت 40 تا 60 درصد احساس راحتی می کنن.

در واقع کنترل این درجه حرارات و رطوبت و نگه داشتن اون در یک محدوده مشخص باعث می شه تا ما در شرایط آب و هوایی مختلف بیشترین بازدهی رو داشته باشیم. عوامل زیادی بر احساس راحتی تاثیر میزارن: رطوبت، میزان گرمایی که از بافت پوشاک عبور می کنن، فیزیولوژی بدن هر فرد و عوامل طبیعی. این عوامل به طور کلی در نمودار زیر نشون داده شده اند:

 

همانطور که می بینید از بین این سه فاکتور مهم ما شاید نتونیم دو تا شون رو کنترل کنیم یا کنترل کمتری بر اونها داشته باشیم اما یکی از اونها یعنی پوشاک رو می تونیم با توجه به شرایطی که در اون احساس راحتی بیشتری می کنیم  کنترل کنیم. با شناخت ویژگی های الیافی که در پوشاک استفاده می شن می شه شرایط ریز اقلیم رو به شرایط راحتی نزدیک تر کرد. نمودار زیر رو ببنید:

 

در این نمودار دما و رطوبت و احساس راحتی با هم نمایش داده شدن . همانطور که می بینید بهترین شرایط از نظر دما و رطوبت، دمایی بین 31 تا 33 درجه سانتیگراد و رطوبتی بین 40 تا 60 درجه است. قطعا این شرایط برای افراد مختلف با شرایط فیزیکی مختلف فرق می کنن اما اونچه که اینجا معرفی شده به طور عمومی ارایه شده. یعنی میانگینی از شرایط راحتی برای تعداد زیادی از آدمهاست.  وقتی این اطلاعات وجود داشته باشه اونوقت می شه پوشاک رو برای تامین این شرایط خیلی آگاهانه انتخاب کرد. و خیلی از پوشش ها رو هم خیلی آگاهانه!!! استفاده نکرد. عامل مهم دیگه ای هم که تو نمودار نیست ولی نقش مهمی در احساس راحتی داره جریان هوا یا Airstream هست. اون چه اینجا مهرفی شده جریانی بین 10 تا 35 سانتیمتر بر ثانیه هست. پس اگه به دنبال این هستیم که در زمستان و تابستان در لباسهامون راحت باشیم باید این سه تا عامل رو نظر بگیریم و شرایط ریز اقلیم رو کنترل کنیم.

اما چطور!!!!!؟؟؟

واضحه که ما احتیاج به پوشش داریم و انتخاب این پوشش تاثیر بسیاری بر ریزاقلیم و راحتی ما داره. بیاید لباسهایی رو که از اونها به عنوان پوشش استفاده میکنیم به دو دسته تقسیم کنیم (البته منظورم در اینجا از لباس اون پوششی که دقیقا نزدیک پوست قرار داره یعنی پوشش لایه اول):

1- لباسهای شهری: که عموما از کتان تولید می شن.

2- لباسهای فنی: که عموما از پلی استر تولید می شن.

حالا بیایید این نگاه دقیقتری به این پوشش ها به عنوان لایه اول داشته باشیم. البته در نظر داشته باشید ما به دنبال احساس راحتی در پوشاک هستیم.

تصویر زیر دید خیلی خوبی به ما می ده:

Material resulting
in a good microclimate
Material resulting
in a poor microclimate

تو این شکل ما با سه بخش یا درواقع با سه تا محصول روبرو هستیم. بخش اول مربوط به یه محصول به نام PRH هست. بخش دوم مربوط به پوششی که 100 درصد کتان هست  و بخش سوم مربوط به پوششی که 100 درصد پلی استره.  دایره های سیاه عرق به شکل مایع و دایره های سفید عرق به شکل بخار رو نشون می دن. 

بخش اول (a):: احساس راحتی.

این بخش همون شرایط ایده ال رو نشون می ده.  یعنی لایه اول عرق رو بخوبی جذب می کنه و بخوبی هم اون رو از خودش دفع می کنه. درست مثل یه فتیله.

بخش دوم (b):: احساس سردی یا سرما.

لایه اول که از کتان تهیه شده باشه همونطور که می بینید عرق و رطوبت رو به سختی از خودشون عبور می دن. این نوع بافت ها اصطلاحا آب دوست هستن. در این بافت ها گرمای بیشتری هدر می شه. و توی این پارچه ها احساس سرما می کنیم.

بخش سوم (c):: احساس رطوبت.

این بخش یه پارچه که 100 درصد پلی استر هست رو نشون می ده. توی این شرایط  نسبت به پارچه های کتان رطوبت بیشتری دفه می شه اما نسبت به حالت اول درصد رطوبت بالاتری بین پارچه و پوست وجود خواهد داشت. 

محصولی که به نام PRH اینجا معرفی شده یه محصول جدیده!! که هنوز به شکل تجاری تو پوشاک استفاده نمی شه یا حداقل من تو کاتالوگ ها ندیدم. اگه اون رو کنار بگذاریم با دو طیف محصولات روبرو هشتیم اونها که از کتان تهیه شده اند و اونها که از پلی استر تهیه می شن. 

با توجه به ویژگی هایی که پارچه های تهیه شده از پلی استر دارن از اونها به طور وسیعی در پوشاک کوهوردی استفاده می شه. تمام محصولات شرکت مالدن میلز که محصولاتش با مارک پلارتک عرضه می شن از الیاف پلی استر تهیه می شن.

پس برای اینکه شرایط راحتی رو در ریز اقلیم ایجاد کنیم باید بتونیم با دو تا فاکتور بازی!! کنیم. یعنی بتونیم رطوبت رو کمتر کنیم (چون همه ما وقتی فعالیت می کنیم عرق می کنیم) و باید بتونیم دما رو در محدوده مشخصی ثابت نگه داریم. محصولات متنوعی هم برای این منظور تولید شدن. محصولاتی که در عین اینکه می تونن خاصیت فتیله ای داشته باشن، هوای زیادی هم بین بافت اونها محبوس شده و به عنوان عایق عمل میکنن.

چون با شرایط آب و هوایی متفاوتی حتی در طی یک برنامه چند روزه روبروییم احتیاج به بافت هایی داریم که بتونن در باد شدید، در آفتاب شدید، در سرمای شدید، در بارندگی شدید شرایط راحتی ریز اقلیم رو برای ما محیا کنن. برای این منظور تئوری لایه بندی لباسها از طرف تولید کننده پوشاک کوهنوردی ارایه شده. به طور خلاصه تئوری لایه بندی پوشاک به ما می گه شرایط ریز اقلیم رو با استفاده از لایه های متعدد پوشاک که بافت های متفاوتی دارن و وظایف مختلفی رو انجام می دن کنترل و بهینه کنیم. اونچه که در حال حاضر مرسومه اینه که در سه لایه از پوشاک استفاده کنیم.

1- لایه اول برای جذب عرق از سطح پوست و انتقال اون به لایه های بعدی و کنترل رطوبت بهینه و همچنین حفظ دمای بدن در محدوده مطلوب 32 هست. در واقع مهمترین بخش برای کنترل شرایط ریز اقلیم لایه اول پوشاک ماست. به طور سنتی ما هم از بدترین نوع اون یعنی از تی شرتهای تولید شده از کتان برای لایه اول استفاده می کنیم. بهترین پارچه های تولید شده برای این لایه با کارک های تجاری زیر عرضه شدن:      Dupont-CoolMax  , polartec -PowerDry,   Patagonia-Capilene , Hellyhansen-Lifa

این که این پارچه چه تفاوتی دارن برای من سئوال بود و وقت زیادی رو هم از من گرفت ولی به هرحال نتیجه اون زیادی تفاوتی در اینجا ایجاد نمی کنه. من تونستم با مشقت فراوان!!! سه تا از اونها (غیر از Coolmax) رو به عنوان لایه اول تست کنم. درسته کارایی اونها با هم تفاوت می کنه اما مهم اینه که از لایه اول استفاده بشه. لایه اولی که 100 درصد پلی استر باشه. از کتان به هیچ وجه نیاید در پوشاک کوهنوردی مون استفاده کنیم!!!!! :))) 


Layering Layers


                                     لایه سوم           لایه دوم               لایه اول                                           

لایه دوم:: لایه عایق نامیده می شه. و ظیفه اون حفظ حراراتی که از لایه اول خارج شه. پارچه هایی که برای لایه دوم استفاده می شن بر این مبنا تهیه شده اند که بیشترین هوای ممکن رو بتونن بین بافتهاشون محبوس کنن. بنابراین این لایه در شرایط آب و هوای سرد به پوشش ما اضافه می شه. همون شرکتهایی که در بالا معرفی شدن هم محصولات بسیار خوبی برای این لایه تولید کردن.

لایه سوم:: لایه محافظ هم نامیده می شه. ویژگیهای این لایه احتیاج به توضیحات مفصلی داره. برای محافظت در برابر خراشیدگی، بارندگی ها و باد از این لایه استفاده می شه. بهترین بافت های این لایه با مارک های زیر تولید می شن: Gore-Tex , Hyvent , Aqua-Dry and Dri-Lite.

لایه چهارم:: لایه فوق عایق هم نامیده می شه. پرها بهترین پوشش برای این لایه هستن.

                                               ********
 
 
جنگ با سرما و محافظت از خودمان – هنر تحمل کردن شرایط سخت   

 

مقدمه :: اوایل تابستان سال گذشته من در یک همایش که از سوی طراحان حرفه ای  تجهیزات کوهنوردی ترتیب داده شده بود در فرانسه شرکت کردم. در آنجا من از یکی از طراحان پوشاک خواستم تا برایم دقیقاً شرح دهد که چرا ما سردمان می شود؟  من اطلاعاتی در مورد انتقال حرارات از طریق هدایت( conductionانتقال( convection)  و تابش( radiation) می دانستم، اما پاسخی که وی داد مرا به شدت به فکر فرو برد. او گفت: "آنچه که همیشه باید به خاطر داشته باشی این است که چیزی به نام سرما وجود خارجی ندارد. فقدان گرما، سرماست."

 

من بعد از شنیدن این جمله عجیب به مقالات و کتابهای زیادی مراجعه کردم تا بتوانم مفهوم آن را بدرستی بفهمم. آنچه که با شما در میان می گذارم، مجموعه مطالبی است که از این کتابها و مقالات دریافته ام. من در طول زمستان گذشته سعی کردم تا این اطلاعات را محک بزنم و به این نتیجه رسیدم که مقاومت در مقابل سرما و صعود به قله های مرتفع در شرایط سخت علاوه بر داشتن اطلاعات فنی و تجهیزات مناسب احتیاج به یک عامل بسیار مهم دیگری دارد که من آنرا هنر تحمل کردن(Art of Suffering ) می نامم. هنر درک این واقعیت که رنج و سختی و خطرات برنامه های زمستانی ناشی از چیست و چگونه می توان برخی را از آنها را کاهش داد و چرا باید برخی را نیز تحمل کرد. هنری که در آن علم و تجربه با هم به ما کمک می کنند. مقاله حاضر اطلاعای از  فیزیک، بیولوژی و تجربیات شخصی من را شامل می شود که مطمئنا خالی از اشکال و ایراد نیست و امیدوارم برای شما مفید باشد. این اطلاعات برای اکثریت کوهنوردان که در زمستان صعود هایی دشوار را اجرا می کنند مفید است. به یاد داشته باشد: "طوفان و سرما به این توجه نمی کنند که شما چقدر ورزیده و کارآزموده هستید."

 

 "The storm doesn't care how experienced you are."

 

 

حقایقی  درباره  سرما از فیزیک:: سرما ما را سرد و گرما ما را گرم می کند، درست، اگر قرار بود ما تمام عمرمان  را در یک محیط گرم و نرم باشیم همین سطح از اطلاعات برایمان کافی بود. اما برای کوهنوردی اطلاعات بیشتری نیاز است. برای عموم مردم این موضوع جا افتاده است که اگر در هوای آزاد باشند و احساس سرما کنند و در همان حین باد بوزد آنها احساس سرمای بیشتری را خواهند کرد اما دلیل این موضوع چیزی است که برایشان اهمیت ندارد. اما پاسخ آن برای ما اهمیت زیادی دارد. دلایل علمی که در پشت این مطلب قرار دارد برای ما بسیار راهگشا خواهد بود. ما بدنبال یافتن دلایل علمی لرزییدن، احساس گرما و سرما هستیم. برای ما جزییات اهمیت دارد. هر چقدر که این جزییات را بدانیم احتمال صعود موفق خود را افزایش داده ایم. پس بیا یید با جزییات  شروع کنیم. با اتمها.

 

 

حرکت اتمها  :: هر اتمی محتوی انرژی است. اتمها حرکت می کنند و هر چقدر پرانرژی تر باشند با سرعت بیشتری حرکت می کنند. این حرکت با گرما اندازه گیری می شود. پس حرکت سریعتر نشانه گرمای بیشتر است. قانونی هست که می گوید: انرژی همواره بدنبال تعادل یافتن است. اما این تعادل با انتقال انرژی از سطح بالاتر به سطح پایینتر شکل می گیرد.و به عبارت دیگر از گرما به سرما. اتفاقی که می افتد آن است که در هنگام برخورد اتمها به یکدیگر انرژی از اتمهای پر انرژی به اتمهای کم انرژی  منتقل می شود. در این راه بخشی از گرما به اتم های کم انرژی منتقل می شود و به این شکل تعادل برقرار می شود. حالا می توان گفت که گرما وجود انرژی و سرما نبود انرژی است. حرکت اتمها در دمای °C 273.15 – یا در درجه کلوین متوقف می شود. دمای بخشهای درونی ( Core) بدن ما 37°C و دمای لایه بیرونی آن 34°C است. به علت این اختلاف دما (گرادیان حراراتی)، حرارت هسته بدن به سمت لایه بیرونی منتقل می شود و حرارت (انرژی) از سطح پوست بدن به محیط منتقل می گردد. بسته به نوع پوشش، بخشی این حرارت از لباسها عبور کرده و به اتمسفر وارد می شود. این فرآیند، انتقال حرارت به طریقه هدایت ( conduction) نامیده می شود.


http://www.getoutdoors.com/images/article/health/tip/144_hypothermia_tip1.jpg

تعادل حرارتی:: این انتقال انرژی (هدایت) ادامه دارد تا زمانیکه سطح انرژی در هر دو ماده برابر شود. این فرآیند تعادل حرارتی، نامیده می شود. درک مفهوم آن برای شما بسیار ضروری است، چرا که در کوهستان ادامه حیات شما به آن بستگی دارد. اگر قدری یخ را درکف دستتان قرار دهید فرایند انتقال انرژی آغاز می شود و تا برقراری تعادل حرارتی ادامه خواهد داشت. شما احساس سرما می کنید نه به این خاطر که سرما توسط اتمهای پوستتان جذب شده، بلکه به این دلیل که انرژی اتمهای دست شما به اتمهای یخ منتقل شده است. انتقال انرژی تا زمانی که دمای مولکولهای یخ به 34°C برسد و با دمای پوست شما برابر شود ادامه دارد. به این دلیل که میزان انرژی بدن شما بسیار بیشتر از تقاضای   یخ برای رسیدن به 34°C است بدن شما این جنگ را می برد و یخ ذوب می شود. برعکس اگر شما برهنه در یک یخچال طبیعی قرار بگیرید این بدن شماست که بازنده این جنگ خواهد بود. پس ادامه حیات بدن ما بسته به این جنگ ایجاد تعادل حرارتی بین بدن و محیط اطراف است. ما در این جنگ همواره بازنده خواهیم بود اما خوشبختانه این امکان را داریم  تا خودمان را با غذا (انرژی)  و تجهیزات مجهز کنیم و جنگ را ادامه دهیم. زمانی که فرآیند تجهیز به هر دلیل متوقف شود ما قربانی این تعادل حراراتی خواهیم بود.  

 


The image


حقایقی در مورد سرما و بیولوژی بدن :: همانطور که اکثر کوهنوردان می دانند، دمای مناسب برای متابولیسم (سوخت و ساز) بدن 37°C است. این درجه حرارات باید برای انجام منظم فعالیتهای حیاتی در هسته (Core) بدن مانند قلب، شش ها، مغز ثابت باشد. لایه بیرونی این هسته از پوست با ضخامت 1.65 میلیمتر تشکیل شده است. پوست بدن مساحتی حدود 1.8 متر مربع را پوشش می دهد و وظیفه مهم آن که درجه حراراتی حدود 34°C دارد، کاهش انتقال حرارات بخش درونی بدن به اتمسفر است. اولین علائم تغییر درجه حرارت بخش درونی بدن لرزیدن و جمع شدن (پوست مرغی شدن) پوست بدن است.  لرزیدن تلاش بدن برای ایجاد گرما با منبسط و منقبظ کردن عضلات و ایجاد اصطکاک بین آنها  است. و جمع شدن پوست تلاش بدن برای راست شدن موهای سطح پوست و ایجاد یک فضای خالی برای گرم شدن بیشتر است. اگر این کاهش دمای بخشهای درونی بدن ادامه یابد، بدن گردش خون را محدود می سازد تا اتلاف حرارات را از طریق سیستم خون رسانی کاهش دهد. مثل عقب نشینی های  نظامی بدن نیز برای حفظ مغز و مرکز فرماندهی، انگشتان دست و پا و حتی خود دست و پا را قربانی می کند و با کاهش خون رسانی به آنها سعی در حفظ سطح فعالیتهای حیاتی بدن دارد. سرما زدگی عموما در این مرحله اتفاق می افتد.    

 


The image


در این شرایط بدن شما هورمونهای شیمیایی نیز ترشح می کند. تروکسین که باعث افزایش میزان متابولیسم بدن شده و آدرنالین که فشار خون را افزیش می دهد و سرعت تبدیل کلیکوژن به گلوکز و چربیها به اسید های چرب را افزایش می دهد. اگر تمام این کارها فایده ای نداشت و دمای دورن بدنتان 2°C کاهش یافت در این شرایط شما اثرات سرمازدگی را احساس خواهید کرد. سطح هوشیاری شما کاهش یافته، گیج و بیحال خواهید شد. در این شرایط اگر در موقعیت مناسبی قرار نداشته باشید و کمکهای اولیهه مناسب دریافت نکنید احتمال اینکه آسیب بیشتری ببنید وجود دارد. با توجه به کاهش سطح هوشیاری، نقش همنوردان شما در درک علائم اولیه سرمازدگی و نجات شما   بسیار مهم است. اگر کاهش دما همچنان ادامه یابد، عضلات، دست از فعالیت  خواهند کشید و کنترل کننده های حرارت داخلی بدن مثل هیپوتالاموس نیز متوقف می شوند. در این شرایط شانس زنده ماندن شما به حداقل می رسد. با کاهش دمای بخشهای داخلی بدن به میزان 5°C بدن دچار سرمازدگی شدید خواهد شد و بلافاصله مرگ در پی آن به سراغ   فرد می آید. اگر تجهیزات لازم و داروهای مناسب محیا باشد می توان افراد سرمازده ای را که درجه حرارات بدن آنها به کمتر از 15°C  نیز رسیده است نجات داد اما در کوهستان امکان امداد و نجات در این موارد و حتی کمتر از آن عملا غیر ممکن است.

 

Hypothermia on land 15


به خدمت گرفتن علم  :: اما این مطالب چه کمکی به ما در کوهنوردی می کند؟   دانستن طریقه انتقال انرژی (گرما به سرما) در سطح مولکولها به ما این امکان را می دهد تا این انتقال حرارت را کاهش داده و سطح دمای بخشهای داخلی بدنمان را حفظ نماییم و بتوانیم زنده بمانیم. برای این منظور باید دیواری بسازیم تا این انتقال انرژی بین بخشهای گرم و محیط سرد اطراف آن کاهش یابد. این امر احتیاج به درک مفهوم عایق بندی کردن بدن با پوشاک(Insulation ) و ماکزیمم کردن اثر بخشی دارد.     

 

 

لایه بندی لباسها (Insulation ) :: مهمترین یاور و کمکی که ما در این نبرد داریم، عایق بندی بدن خود با پوشاک مناسب است. نقش پوشاک در اینجا کمک به کاهش انتقال حرارت است که به علت شکل اسفنجی و وجود فضاهای خالی بین بافت آنها انجام می شود. در واقع هوا بهترین عایق برای محافظت بدن در برابر سرماست. فضای خالی بین بافت های لباس باعث کاهش شدت انتقال انرژی از سطح پوست به لایه های بالاتر می شود. در مقابل آب و رطوبت عایق ضعیف تری نسبت به هواست. به همطن دلیل است که پوشاک ضد باد (windproof) از پارچه های بدون منفذ تهیه می شوند.

 

 

چگونه بدنمان را عایق بندی نماییم ::  اگر شما یک خانه بودید در این صورت عایق بندی شما با کمی پشم شیشه و ورق های فایبرگلاس، کار سختی نبود اما اینطور نیست. متاسفانه موجود زنده ای هستید که بدنش دائما در حال تنفس است و تنها از گردش در محیط های معمولی راضی نمی شود بلکه نیاز دارد تا در سردترین محیط ها هم به فعالیت بپردازد. عایق بندی مناسب به معنی پوشش بیشتر نیست. عامل راحتی را نیز باید در نظر بگیرید. در واقع در اکثر مواقع فقط چند میلی متر ریز اقلیم (Microclimate) مناسب در کنار پوسستان به شما راحتی مورد نظر را می دهد. دقیقا همان کاری که حیوانات در طبیعت در سرمای شدید به کار می برند. بر این اساس باید به این موضوع توجه اساسی داشته باشید که هوای محبوس شده در بافت های پوشاکتان در واقع بهترین عایق حفظ حرارات بدنتان است. همان عاملی که کمپانی های تولید کننده پارچه نیز در تولید پارچه های مناسب از ان استفاده می کنند. این ریز اقلیم پیرامون بدن به علت جریان هوا (باد) دائما در حال خنک شدن است و به همین دلیل است که پوشاک تولید شده از پارچه های ضد باد مثل Pertex یا Ventile جز ضروری پوشاک کوهنوردان هستند. میزان حراراتی که یک کوهنورد در حین فعالیت تولید می کند برای سنجش میزان ضخامت عایق های وی بسیار مهم است و باید کنترل گردد. يک فرد که فعالیت می کند 1600 درصد از شخصی بدون تحرک انرژی (گرما) تولید می کند. به این دلیل است که می بینیم در اورست کوهنودان می توانند در دمای -15°C   هم به کوهنوردی بپردازند. زمانیکه مفهوم عایق بندی را دریافتید نکته مهم دیگریباقی مانند و آن اینست که .......

 

گرم شدن بدن دشمن گرم ماندن آن است ('Getting hot is the worst way to stay warm'):: زمانیکه فعالیت می کنید و یا دمای محیط اطرافتان بیشتر از 37°C یا هردو، دمای بدنتان افزایش می یابد. زمانی دمای پوست بدن به 37°C می رسد بدن شروع به عرق کردن می نماید. عرق کردن تلاش بدن برای از دست انرژی (گرما) و رسیدن به تعادل حراراتی است. همانطور که همه ما می دانیم، زمانیکه بدن عرق میکند و پوست مرطوب می شود، آب شروع تبخیر شدن از سطح پوست می کند و سبب می شود تا پوست شما سرد تر شود.  علت این امر این است که زمانی ک عرق از سطح پوست شما به علت باد جدا می شود امکان تشکیل یک لایه نمدار از هوا در اطراف پوست بدنتان وجود نخواهد داشت وهرچه تعداد مولکول های جدا شده از پوست شما بیشتر مولکول های آب تولید شده توسط پوست باشد شما بیشتر (سریعتر) سردتان می شود. باد بیشتر (تند تر) تنیجه ای جز احساس سرمای بیشتر بر پوست شما برای شما نخواهد داشت. برای جدا شدن یک مولکول آب از سطح آزاد آب مقدار مشخصی انرژی لازم است و این مقدار انرژی با شدت باد رابطه عکس دارد. این همان پدیده معروف اثر باد سرما زایی (WindChill Effect ) است. این فرآیند به شدت در کنترل دمای داخلی بدنتان موثر است و شما را سرد می کند (احساس سرمای بیشتری می کنید).

 

اما ...

 

مشکل اینجاست که وقتی یک کوهنورد فعالیت می کند و در نتیجه عرق می کند، حفره های خالی موجود در بافت لباس های وی پر ازآب می شود و به این علت هوا خاصیت عایق بودن خود را از دست می دهد. در این شرایط انرژی می تواند از طریق آبی که در اين حفره ها وجود دارد سریعتر انتقال پیدا کند. .... 

 

برای خنک کردن بدن در این شرایط باید دمای هوای محیط کم شود . برای این کار یا باید کاهش سطح تولید انرژی (گرما) توسط عضلات اتفاق بیافتد یا به وسیله تعویض (remove) پوشش های مان اجازه دهیم تبخیر عرق از سطح پوستمان به راحتی اتفاق بیافتد. با آبی که در داخل بافت پارچه ها وجود دارد احساس سرما بسیار شدید تر حاصل می شود. بخصوص اگر پوشش های ضد باد هم وجود نداشته باشند. در واقع مشکل اصلی اینجا خودش را نمایان می کند یعنی اگر شما لخت بودید عرق می کردید و عرق از سطح پوست شما تبخیر میشد اما حالا شما در داخل لباسهایی خیس قرار دارید که شما را سردتر هم می کنند. 

در اینشرایط فرض کنید که بدن شما فعالیت مناسبی هم نداشته باشد و انرزی مناسبی برای جایگزینی انرژِی ازهدر رفته تولید نکرده باشد (مثلا شما برای گرفتن عکس یادگاری در قله وقت تلف بکنید) در این شرایط بدنتان در معرض یک موقیت بحرانی قرار گرفته است. این پدیده خنک شدن (Chilling) است و یکی از مهمترین دلایل افت دمای بدن (hypothermia) است. اینکه درونتان طوفانی از سرما احساس کنید نه بیرونتان می تواند کشنده باشد(  being the 'storm within' not the 'storm without' that can kill ).

دقیقا به همین دلیل است که یک لایه خشک و نازک در روی پوست لازم است تا یک ریز اقلیم (Micro Climate ) فعال برای خشک نگه داشتن سطح پوست ایجاد کند. اگر این مفاهیم را درک کرده باشید و تجهیزات مناسبی نیز داشته باشید، می توانید تحت شرایط سخت و سرمای شدید نیز از بروز سرما زدگی جلو گیری نمایید.


عرق کردن ممنوع!::

شرکتها و کمپانیهای سازنده محصولات کوهنوردی در شعارهای تبلیغاتی خود ادعا می کنند که با محصولات قابل تنفس و خارق العاده خود، شما را گرم و سطح پوست بدن شما را خشک نگه می دارنند و این کار را تحت هر شرایط آب و هوایی و با هر سطح از فعالیت  بدنی شما می توانند انجام دهند. اما مشکل، محصولات تولیدی و کیفیت آنها نیست بلکه مشکل خود شما هستید. حتی بهترین محصولاتی هم که به عنوان لایه اول تولید شده اند زمانی که عرق کنید، خیس می شوند و کارایی شان کاهش می یابد و زمانی که بیش از حد فعالیت کنید دمای بدنتان بالای 37°C می رود، پس انتظار معجزه از این پارچه های پلی استری و پلی آمیدی نداشته باشد. اولین دفاع در برابر سرمازدگی و کاهش دمای بدن این است که بدانیم چطور از این محصولات بدرستی استفاده کنیم. وظیفه اول شما این است که با کنترل میزان تعرق و انتخاب ضخامت مناسب برای پوشاک لایه اول خود سطح دمای بدن خود را در 37°C تنظیم کنید. اگر رفتار کوهنوردان حرفه ای را بررسی کنید، خواهید دید که آنها از پوشاک نازک استفاده می کنند و زمانی که به دلیل سرمای شدید محیط مجبورند از پوشاک ضخیم تر و لایه های بیشتری استفاده کنند، آنقدر آهسته حرکت می کنند تا تولید انرژی در بدنشان را، در حد مشخصی محدود سازند. به این وسیله آنها میزان تعرق بدن خود را تنظیم می کنند. در ضمن در این مواقع میزان آمادگی جسمانی نیز بسیارمهم است. یک کوهنورد ورزیده کمتر از یک کوهنورد معمولی تقلا می کند و به همین دلیل کمتر هم عرق می کند.  شما حتما کوهنوردان مبتدی  را دیده اید که تمام لباسهای خود در حین حرکت پوشیده اند. دقیقا به همین دلیل است که آنها زودتر خسته شده و زود تر سرمازده می شوند.   آنها نمی دانند که به محض شروع کوهنوردی چه مقدار انرژی توسط عضلاتشان تولید می شود.

 

View Larger Image

Humidity levels under ventilated single-layer clothing; the clothing fit is not symmetrical on the body
View Larger Image

Clothed human model shows contours of sweat evaporation, assisted by a slight headwind


از مزیت های پارچه های بهره ببرید . :: دومین چیزی که باید به آن وجه داشته باشید استفاده از پوشاک با کیفیت و مناسب است. از پوشاکی استفاده کنید که دو مزیت را همزمان داشته باشند: به قدر کافی شکا را گرم نگه دارند و احتمال سرمازدگی  شما را کاهش دهند وبخاطر ساختار مناسبشان اگر شما موفق نشدید عرق کردن خود را کنترل کنید و لباستان خیس شد قالبیت خود را تا حدود زیادی حفظ کند. به ایت ترتیب شما هب حد بالایی از کارایی در پوشاکتان می سرسید که به شما این توانایی صعود به ارتفاعات بالا در شرایط سخت و حفظ جانتان را می دهد. پارچه کتان بدترین منسوجی است که می توانید در پوشاک خود در برنامه زمستانی استفاده کنید. چرا که به طور کامل از عرق شما اشباع شده و اصلا توانایی انتقال عرق را به لایه های بعدی ندارد. به این ترتیب شما به راحتی سرما زده خواهید شد.

سه خاصیت مهم که پارچه های مورد استفاده در فعالیتهای زمستانی برای مقابل ه با سرما زدگی باید داشته باشند به این قرار است:

        خاصيت فتیله ای داشتن (Wicking ):

عرق باید از سطح پوست شما براحتی به لایه های بعدی منتقل شود تا به این ترتیب میزان انتقال حرارت ازبدنتان به کمترین مقدار خود می رسد. این اتفاق به می تواند به اشکال مختلفی صورت بگیرد و بطور معمول بوسیله پارچه های آب دوست (hydrophilic ) در پوشاک لایه اول بدست می آید. لباسهای لایه اول به سرعت عرق را جذب کرده و بوسله حرارت دفع شدن بدن آن را به لایه های بالایی منتقل می کنند.

     تراکم (Density):

             یک پارچه کلفت دارای بافت بیشتر و فضای خالی کمتری نسبت به پارچه های نازک است و از آنجا که هوا بهترین عایق است، پارچه های نازک بهترین انتخاب ممکن هستند. بعلاوه اینکه زمان خشک شدن و گرم شدن وقتی خیس می شوند، در این پارچه کمتر از پارچه های ضخیم است.  پارچه های  تهیه شده از پر و پشم های خاص و پلی استرو پلی آمیدتحت عنوان تجاری پلاراز بهترین این پارچه هستند.

     خاصیت ارتجاعی (Stretch):

            هر چقدر پارچه به پوست نزدیک تر باشد، انتقال عرق از آن بسیار بهتر صورت می گیرد. هر چقدر که با پوشاک لایه اول خود، سریعتر به تعادل حرارتی برسید، انتقال حرارت کمتری هم خواهید داشت و می توانید ریز اقلیم (Micro Climate ) کامل تری را در سطح پوست خود بوجود آورید. این لایه نزدیک به پوست می تواند نقش بسیار موثری در تثبیت کردن یا بهم زدن تعادل حرارتی در مواقی که بدن سرد یا گرم می شود، داشته باشد. لباسهای لایه اول با خاصیت ارتجاعی بهترین پوشاک لایه اول هستند اما به مرور زمان خاصیت ارتجاعی خود را از دست می دهند و براحتی آسیب دیده و پاره می شوند. 

 

لباسهای ضد سرما (Anti chill):: لایه بندی پوشاک بهترین راه برای رسیدن به راحتی و آسایش در شرایط سخت زمستانی است. با استفاده از پوشاک لایه اول جذب (Stretch با تراکم  و ضخامت کم، شما می توانید یک ریز اقلیم مناسب در اطراف پوست بدنتان داشته باشید که عرق را از سطح پوستتان جذب کرده و  آنرا به لایه های  بعدی منتقل می کند. با این لایه اول حتی در باد های شدید هم می توانید با اضافه کردن یک لایه ضد باد () بخوبی از خودتان در مقابل سرما محافظت کنید. به همین دلیل است که کوهنوردانی را در هیمالیا می بینید که تنها لباسهای لایه اول خود را به تن دارند و یا در زیر لایه محافظ (Shell ) خود تنها پوشش لایه اول را بر تن دارند. 

قابلیت تنفس پوشاک خاصیت بسیار مهمی است و بهمین دلیل شما امروزه با پوشاکی روبرو هستنید که هر سه کار را در آن واحد می توانند برای کوهنوردان انجام دهند. این پوشاک نازک زمانی که با دستکش و کلاه (6 درصد از گرمای بدن از طریق سر به دفع می شود) مورد استفاده قرار بگیرند و قابلیت های بالایی از خود بروز می دهند. ضمن اینکه شما می توانید با افزایش و یا کاهش میزان تحرک خود میزان حرارت تولیدی توسط بدنتان را کنترل کنید. نکته مهم این است که شما به میزان کمتری عرق می کنید و خطر کاهش آب بدنتان (dehydration ) شمار را کمتر تهدید می کند که خود عامل دیگر در احساس سرماست. در این شرایط حتی اگر احساس سرما کنید می توانید با افزایش یک لایه به پوشش خود از خود به خوبی محافظت کنید. نکته آخر این است که مطمئن شوید تمام لباسهای انتخاب شده برای لایه های مختلف به خوبی در بدنتان قرار (Fit ) می گیرند و به تن کردن و خارج کردنشان براحتی برایتان امکان پذیر است. تنها بر روی شلوارتان متمرکز نشوید که بآیا براحتی متوانید آنرا بپوشید و استفاده کنید در مورد سایر پوشاکتان هم وسواس به خرج دهید.

 
 

آزمون آخر:: تمام شد. حالا شما مجموعه از اطلاعات را در اختیار دارید که من بعد از آن همایش جمع آوری کرده ام. می دانم که اطلاعات وجود داشتند که مکن است باعث سردرگمی شما شوند اما امیدوارم حداقل این حسن را داشته باشند که مانند من باعث شوند تا شما بیشتر از دمای قسنتهای داخلی بدنتان در برنامه های زمستانی خود محافظت نمایید. و به عنوان آزمون آخر امیدوارم، شما با کنارهم قرار دادن اطلاعات مورد نیاز از این مقاله "هنر تحمل کردن" را بدست آورده باشید!

 

 

    ===================== متن تکمیلی ============================

 

با تشکر از کاوه:    k2karimi@yahoo.com

 

در مورد windchill بهتره به فرمول انتقال حرارت از همرفتي(convection) يه نگاهي انداخت:

 

(Q=hA(T2-T1


Q ميزان انتقال حرارتِ ، در واقع اون چيزي كه ما به عنوان سرما حس مي كنيم همين انتقال حرارت يا به قول شما از دست دادن گرماست


h ضريب اتقال حرارتِ


Aسطح مقطع ِ(مثلاً سطح بدن)


جمله توي پرانتز هم اختلاف دماي بين دو محيطِ(اختلاف دماي سطح بدن و در واقع لباس با دماي محيط يعني هوا)


با توجه به سكون ِ محيط دو جور همرفتي داريم:1.همرفتي طبيعي (وقتي كه هوا ساكن هست)


و2. همرفتي اجباري(وقتي كه هوا جريان داره،مثلا باد مي وزه)


ااختلاف اين دو تا توي فرمول همرفتي توي فاكتور h ظاهر مي شه،در واقع براي وقتي كه هوا ساكن هست h به مراتب كوچيك تر از وقتي هست كه هوا جريان داره


كاري كه سايت هاي هوا شناسي مي كنن هم اينه كه با توجه به سرعت باد و يك شرايط نمونه، اختلاف h جريان همرفتي اجباري با جريان همرفتي طبيعي رو ميارن تو T1 يعني دماي محيط ،به شكلي كه ميزان انتقال حرارت Q همون مقدار باشه; حالا T1 جديد در واقع اون دمايي هست كه اگه باد نمي اومد بدن ما همون حسي رو داشت كه الان با دماي بيشتر ولي با حضور باد داره


--------------


در مورد انتقال حرارت به طريق رسانايي هم،فرمول اينه:

 

 (Q=-kA(dT/dx


Q و A همون مثل همرفتي هستند


dT اختلاف دماست


dx هم ضخامت محيطي ِ كه دما رو داره اتقال مي ده مثلاً زير انداز


k رسانايي گرمايي يا ضريب انتقال حرارت رسانايي جسم است


علامت منفي به خاطر همون اصل ِ كه تو مقاله خودتون بود ، يعني گرما از محيط گرم به سرد منتقل مي شه


بهتر ِ بدونيم كه k براي هوا حدود 0.024 بر حسب وات بر متر بر درجه سانتي گراد هست


در حالي كه k براي آب 0.556 در همون مقياس هست


يعني حدود 23 برابر بزرگتر ، يعني وقتي به جاي هواي محبوس توي لباس، عرق بدن بشينه(كه تازه k عرق از k اب خالص بزرگتر است) انتقال حرارت حداقل 23 برابر مي شه


تازه از تبخير آب(عرق) ميگذريم كه اون خودش شكل پيچيده تري داره و از همه مهمتر ميزان انتقال حرارت در اثر تبخير صد ها برابر بزرگتر از همرفتي و رسانايي هست :))


    ======================پایان متن تکمیلی========================

 
فعلاً.
نوشته شده توسط رضا در 16:9 با موضوع: | لینک ثابت |

شنبه دوم دی 1385

 

سخنراني كورت ونه گات در مراسم فارغ التحصيلي سال 1997 دانشگاهM.I.T

 

كرم ضد آفتاب بماليد!

 

كورت ونه گات، يكي از دوست داشتني ترين نويسنده هاي زنده دنيا است. او سال 1922 در اينديانا پوليس آمريكا به دنيا آمده است. اگرچه خيلي ها او را يك نويسنده داستان هاي علمي تخيلي به شمار مي آورند، رمان هاي او عموما خيلي فراتر از يك قصه علمي تخيلي معمولي است. نگاه انتقادي ونه گات نسبت به جامعه مدرن به خصوص جامعه امريكا به همراه طنزي كه استادانه در لابه لاي كلمات و جمله هايش استفاده مي كند، از او نويسنده اي دقيق و تيزبين ساخته است. مشهورترين كتابي كه از ونه گات به فارسي ترجمه شده سلاخ  خانه شماره پنج است. شب مادر، اسلپ استيك، گهواره گربه و مجمع الجزاير گالاپاگوس هم از جمله رمان هايي است كه مي توانيد در بازار از او پيدا كنيد.

 

 

خانم ها و آقايان فارغ التحصيل! كرم ضد آفتاب بماليد.

 

اگر مي خواستم براي آينده  شما فقط يك نصيحت بكنم، راه ماليدن كرم ضد آفتاب را توضيح مي دادم. خواص و آثار مفيد درازمدت كرم ضد آفتاب توسط دانشمندان ثابت شده است. در حالي كه ساير نصايح من هيچ پايه و اساس قابل اعتمادي جز تجربه هاي پرپيچ و خم شخص خودم ندارد. اينك اين نصايح را خدمتتان عرض مي كنم:

 

  • قدر نيرو و زيبايي جواني تان را بدانيد، ولي اگر هم ندانستيد، ولش. روزي قدر نيرو و زيبايي جواني تان را خواهيد دانست كه طراوت آن روبه افول مي گذارد، اما باور كنيد تا بيست سال ديگر به عكس هاي جواني خودتان نگاه خواهيد كرد و به ياد مي آوريد چه امكاناتي در اختيارتان بوده و چقدر فوق العاده بوده ايد.

  • آن طوركه تصور مي كنيد چاق نيستيد.

  • نگران آينده نباشيد. اگر هم دلتان مي خواهد، نگران باشيد! فقط بدانيد كه نگراني همان اندازه مؤثر است كه جويدن آدامس بادكنكي درحل يك مساله جبر. مشكلات اساسي زندگي شما، بي ترديد چيزهايي خواهند بود كه هرگز به مخيله  نگران شما خطور هم نكرده اند. از همان نوعي كه ساعت چهار بعدازظهر يك روز سه شنبه  عاطل و باطل ناگهان ديد انسان را كور مي كند.

  • هر روز يكي از كارهايي را كه از آن وحشت داريد انجام بدهيد.

  • آواز بخوانيد.

  • با دل ديگران بي رحم نباشيد و با كساني كه با دل شما بي رحم بوده اند سر نكنيد.
  • نخ دندان به كار ببريد.

  • عمرتان را با حسادت تلف نكنيد. گاهي شما جلو هستيد و گاهي عقب، مسابقه طولاني است و سر آخر خودتان هستيد كه داريد با خودتان مسابقه مي دهيد.

  • تعريف هايي را كه از شما مي شود به خاطر بسپاريد. ناسزاها را فراموش كنيد. اگر موفق به انجام اين كار شديد راهش را به من هم نشان بدهيد.

  • نامه هاي عاشقانه  قديمي تان را حفظ كنيد. صورت حساب هاي بانكي گذشته را دور بيندازيد.

  • نرمش كنيد. بدنتان را هر قدر كه مي توانيد كش بياوريد.

  • اگر نمي دانيد مي خواهيد با زندگي تان چه كنيد، احساس گناه نكنيد. جالب ترين افرادي را كه در زندگي شناخته ام در بيست و دو سالگي نمي دانسته اند مي خواهند با زندگي شان چه كنند. برخي از جالب ترين چهل ساله هايي را هم كه مي شناسم هنوز نمي دانند.

  • تا مي توانيد كلسيم بخوريد. با زانوهايتان مهربان باشيد. وقتي قدرت زانوهاي خود را از دست داديد، كمبودشان را به شدت حس خواهيد كرد.

  • ممكن است ازدواج كنيد، ممكن است نكنيد، ممكن است صاحب فرزند شويد، ممكن است نشويد، ممكن است در چهل سالگي طلاق بگيريد، احتمال هم دارد كه در هفتاد و پنجمين سالگرد ازدواجتان رقصكي هم بكنيد. هر چه مي كنيد نه زياد به خودتان بگيريد، نه زياد خودتان را سرزنش كنيد. انتخاب هاي شما بر پايه  احتمال پنجاه درصد بوده  است، همان طور كه مال همه بود.

  • از بدنتان لذت ببريد و از آن چه ديگران درباره  آن مي انديشند وحشت نداشته باشيد. اين بهترين ابزاري است كه در سراسر عمر خواهيد داشت.

  • از خواندن مجلات مربوط به زيبايي پرهيز كنيد. تنها خاصيت آن ها اين است كه به شما بقبولانند زشتيد.

  • دستورالعمل ها را بخوانيد، حتي اگر از آن ها پيروي نمي كنيد.

  • در شناخت پدر و مادر خود بكوشيد. هيچ كس نمي داند كي آن ها را براي هميشه از دست خواهد داد.
    با خواهران و برادران خود مهربان باشيد، آن ها بهترين رابط شما با گذشته هستند و به ظن قوي، كساني كه بيش از هر كس ديگري در آينده به شما خواهند رسيد.

  • به ياد داشته باشيد كه دوستان مي آيند و مي روند ولي آن تك و توك دوستان جاني خود را حفظ كنيد.

  • براي پل زدن ميان اختلاف هاي جغرافيايي و روش هاي زندگي سخت بكوشيد، زيرا هر چه بيشتر از عمر شما بگذرد، بيشتر پي مي بريد كه به افرادي كه در جواني مي شناختيد محتاجيد.

  • سفر كنيد.

  • برخي حقايق لاينفك را بپذيريد: قيمت ها صعود مي كنند، سياست مداران كلك مي زنند، شما هم پير مي شويد. و آن گاه كه پير شديد، در تخيلات تان به ياد مي آوريد كه وقتي جوان بوديد قيمت ها مناسب بودند، سياست مداران شريف بودند، و بچه ها به بزرگترهايشان احترام مي گذاشتند.

  • به بزرگترها احترام بگذاريد.

  • توقع نداشته باشيد كه كس ديگري نان آور شما باشد. ممكن است حساب پس اندازي داشته باشيد، شايد هم همسر ثروتمندي نصيب تان شده باشد، ولي هيچ گاه نمي توانيد پيش بيني كنيد كه كدام خالي مي شود يا جا خالي مي دهد.

  • خيلي به موهايتان ور نرويد، وگرنه وقتي چهل سالتان شد شبيه موهاي هشتاد ساله ها مي شود.

  • دقت كنيد كه نصايح چه كسي را مي پذيريد، اما با كساني كه آن ها را صادر مي كنند بردبار باشيد. نصيحت، گونه ديگر غم غربت است. ارايه آن روشي است براي بازيافت گذشته از ميان تل زباله ها، گردگيري آن، و ماله كشيدن بر روي زشتي هايش و مصرف دوباره  آن به قيمت بالاتر از آن چه ارزش دارد.

اگر نخواستيد توصيه هايم را گوش كنيد، نكنيد. اما حرفم را در مورد كرم ضد آفتاب بپذيريد.

  منبع 

نوشته شده توسط رضا در 11:12 با موضوع: | لینک ثابت |

اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات