باسلام
مجموعه تمرينات آمادگی جسمانی شامل تمرينات هوازی و استقامتی برای کوهنوردان رو که آقای رامین شجاعی ترجمه کرده بودند برای من بسيار مفيدبود. متن زير ترجمه ای از مجله www.menshealth.com که اميدوارم مکملی برای مطلب ايشان باشه و بتونه برای شما هم مفيد باشه.
******
دويدن را ساده تر کنيم!
بسياری از ما رابطه عشق / تنفر با دويدن داريم. يعنی از يک سو تناسب اندام را دوست داريم. از سطح بالای اندورفين در خون مان لذت می بريم. برای ساختن بدنی سرحال و شاداب مايه می گذاريم اما از سوی ديگر از درد زانو تنفر داريم. همينطور از کمر درد و کشيدگی تاندون هايمان متنفريم. از گرم کردن و سردکردن و حرکات کششی (که پايانی ندارد) بیزاريم. در حقيقت ما از دويدن تنفر داريم چرا که به نظرمان کار سختی است. اما آيا امکان ندارد به طريقی دويدن را راحت از آنچه الان هست بکنيم ؟!!
- بله امکان دارد.
دکتر نيکولاس رومانف (Nicholas Romanov) چنين اعتقادی دارد.
به اعتقاد وی که در کلاس جهانی تعليم دويدن می دهد و شاگردانش قهرمانان ماراتن هستند، نه تنها می شود دويدن را راحتر انجام داد بلکه می توان از ايجاد صدمات اضافی به زانو هم جلوگيری نمود و تمام اين کار را هم در چند ساعت انجام داد. تنها چيزی که نياز داريد اين است که "ياد بگيريد چطور بدويد !!".
شما به عنوان يک ورزشکار ياد می گيرید چطور پرتاب 3 امتيازی در بازی بسکتبال داشته باشيد و همينطور ياد می گيريد چطور گلف بازی کنيد. اما هيچ وقت ياد نمی گيريد که چطور بدويد. فقط می دويد و در نتيجه از اين کار رنج و غذاب می کشيد.
به شما گفته می شود که چطور برای دويدن برنامه ريزی کنيد. مثلا 3 روز در هفته . 4 کيلومتر روز شنبه، 5 کيلومتر دوشنبه و چهارشنبه هم بهمين ترتيب. ولی کسی دويدن را به شکل مهارت به شما آموزش نمی دهد.
پس خوب دويدن (Well)، سريع دويدن (Fast)، مطمئن دويدن (Safe) و درست دويدن (Efficient) مهارت هايي واقعی هستند که احتياج به آموزش و يادگيری دارد. زمانيکه ما انسان ها اين مهارت ها را به شکل ذاتی نداريم، بايد آنها را ياد بگيريم.
دکتر رومانف بعد از اينکه کشف کرد دونده های بزرگ تکنيک های خاصی را در هنگام دويدن به کار می برند، مجموعه آنها را تحت عنوان "تکنيک حالت" (Pose Technique) جمع آوری نمود. وی اعتقاد دارد اين تکنيک حالت به شما بسيار کمک خواهد نمود. با استفاده اين تکنيک شما تلاش و انرژی کمتری برای دويدن نياز داريد، نيروی ضربه کمتری به پاها و بدن شما وارد می شود و فشار و کشش وارد بر عضلات شما به شدت کاهش خواهد يافت. اين تکنيک به اندازه کافی مفيد است تا امروزه از طرف مربيان بسياری مورد استفاده قرار بگيرد.
اصول اوليه "تکنيک حالت"

- خم کردن بدن : بدنتان را تا جايي می توانيد (تا زاويه ای که بعد از زاويه احساس می کنيد که می افتيد) به جلو خم کنيد. برای سريعتر دويدن زاويه بيشتری به بدنتان بدهيد. از کمر خود را به جلو ندهيد بلکه کل بدنتان را به جلو متمايل کنيد.
- فرم S شکل بدن : زمان دويدن پشتتان را صاف نگهداريد و زانوهايتان را قدری خم کنيد. اين حالت را در زمانيکه پاهايتان به زمين ضربه وارد می کند نيز حفظ کنيد. زمان دويدن قدتان بايد 5 تا 7 سانتيمتر کوتاه تر از زمان ايستادن باشد.
- قدم های کوتاه : در هنگام دويدن پاهايتان بايد درست زير بدنتان باشد نه جلوتر از آن. به خاطر داشته باشيد که دور بودن پاهايتان از بدنتان به معنی ضعف و عدم تعادل مناسب است و نزديک بودن آن به وسط بدنتان به معنی تعادل و قدرت بيشتراست.
- فرود بر روی پنجه پا، نه پاشنه : زمين را فقط با سرپنجه هايتان لمس کنيد نه با کل کف پاهايتان. وقتی فشار را با استفاده از پاشنه پاها به زمين وارد می کنيد بيشترين مقدار شوک به بدنتان وارد می شود.
- ريتم حرکتی سريع: حداقل مقدار چرخش پاهيتان در هنگام دويدن بايد حدود 180 تا 190 گام در هر دقيقه باشد. به خاطر داشته باشيد هر چقدر که پاهايتان بيشتر بر روی زمين باشند شما انرژی بيشتری را مصرف می کنيد يا به بیان ديکر انرژی بيشتری از دست خواهيد داد.
- کشيدن نه هل دادن: اين قسمت سخت ترين بخش برای مهارت در استفاده از تکنيک حالت در هنگام دويدن است. زمانيکه یک گام بر می داريد پاشنه پاها را با استفاده از عضلات پشت ران (Hamstring) به سمت لگن، بالا بکشيد. با اين کار پای شما مثل يک کش لاستيکی به سمت بالا و لگن شما خواهد رفت. با اين عادت قديمی خودتان که با فشار دادن پنجه پا و انگشتانتان پاهايتان را به بالا برگردانيد مبارزه کنيد. به جای اين کار از ماهيچه های دوقلو پشت (quads and calves) پايتان کمک بگيريد.
- تکان کوچکی : لازم نيست نيرويتان را صرف بلند کردن پاهايتان کنيد. کافی است آنها را کمی از زمين بالاتر بياوريد تا اصطکاک آنها با زمين قطع شود. هر قدر که ريتم حرکتی سريعتری داشته باشيد پاهايتان با نيروی خودشان به عقب خواهند رفت و بلند خواهند شد.
- سقوط آزاد: زمانيکه می دويد آن را به تجربه ای از سقوط آزاد تبديل کنيد. با تمرکز بر مرکز جرم بدنتان بدويد. در اين شرايط پاهايتان در هنگام دويدن قوس های نرمالی را طی خواهند کرد. در هنگام پايين آمدن آنها نيز با استفاده از جاذبه زمين کمترين نيروی عضلانی را صرف آنها کنيد.
کنترل سقوط

به زبان بيومکانيک دکتر رومانف تکنيک حالت را تکنيک کنترل سقوط ناميده است. شبيه به حرکت يک پاندول. حرکت يک آونگ را در نظر بگيريد. آونگ در هنگام حرکت از نيروی جاذبه زمين برای حرکت به جلو استفاده می کند، نه از نيروی مکانيکی يا نيروی عضلانی. با درنظر گرفتن مسير حرکت پا و جايي که پای دونده در آنجا فرود می آيد، يک دونده اجازه می دهد تا پای وی با استفاده از نيروی جاذبه به سمت پايين و جلو حرکت کند. اين کار سبب می شود تا فرآيند حرکت به جلو راحت تر و ساده تر انجام شود. از نظر تئوری پاها نقش مهمی در پيشرانش ما ندارند. بلکه آنها فقط مانند چرخ ها می چرخند و سبب حرکت به جلو می شوند.
سخت ترين بخش قسمت تکنيک حالت اين است که شما ياد بگيريد که چطور پاشنه های خود را به سرعت نزديک باسن خود ببريد و در حالی که آنها را به پايين می آوريد (با استفاده از نيروی جاذبه) بتوانيد با نوک پنجه خود زمين را لمس کنيد. برای اينکه در انجام اين حرکت مهارت زيادی پيدا کنيد و آن را در خودتان نهادينه کنيد، فرض کنيد در حال دويدن با پنچه های پايتان بر روی خرده های شيشه هستيد. يا فرض کنيد بر روی سطح داغ در حال دويدن هستيد.
ترک عادت های قبلی
تکنيک حالت بسيار ساده است اما مشکلترين بخش آن تمرين، تمرين و تمرين کردن آن است، در حاليکه سالهاست شما در حال غلط دويدن هستيد. يکی از بارزترين مشخصه های غلط دويدن فرودآمدن بر روی پاشنه هاست. به اعتقاد دکتر رومانف اين کار بدترين کار و غلط ترين شيوه دويدن است. اين کار نه تنها باعث وارد شدن فشار بسيار زيادی بر پاشنه شما و در نتيجه بر زانو ها و لگن شما می گردد، بلکه سبب ايجاد يک نيروی بازدارنده در حرکت شما به سمت جلو می گردد.
به اعتقاد دکتر رومانف استفاده از تکنيک حالت سبب می شود تا 30 % شوک کمتری به به بدن شما وارد شود.



سلام
آيا بی ادعايي، بزرگترين ادعای ممکن نيست؟
حتما شما هم نام جايزه Piolet d'Or رو شنيديد. اسکار کوهنوردی. جايزه ای که از سال ۱۹۹۱ به بهترين صعود سال تعلق می گيره. کانديدا های اون هم معمولا از ۶ تا ۷ کانديدا بيشتر نيستن. کانديداهای سال ۲۰۰۵ اين جايزه صعودهای زير بودن:
NANGA PARBAT, Rupal. 8125m, Pakistan.
New route up Central Pillar - Steve House and Vince Anderson (USA)
Length: 4100m
Grade: WI4 M5, 5.9
Alpine Style. Ascent 6 days, descent 2 days via Messner route.
House and Anderson did not make use of the in-situ fixed ropes down the Messner route.
BROAD PEAK, 8047m, Pakistan
new route on S Face - Denis Urubko and Serguey Samoilov (Kazakhistan)
Length: 2500m
Grade: 6b, ice 75°
Alpine style. Ascent 6 days, descent 2 days via the normal route.
CHOMO LONZO (7500m),
Patrick Wagnon, Christian Trommsdorf, Yannick Graziani (FRA)
Traverse North - Central summit
Length: 1500m
Grade: ED
Two unclimbed summits in alpine style with some fixed routes.
KHUMBU EXPRESS,
Ueli Steck (CH).
Solo enchainment: n Face of Cholatse (6440m) 1600m route, M6; E Face of Tawoche (6505m) 1500m route; NW Face of Ama Dablam (up to 5900m).
CERRO MURALLON,
N Face for Robert Jasper and Stefan Glowacz (GER).
27 pitches, max 7c+, A2 and M4.
2nd attempt (1st in 2004). Fixed ropes on first 10 pitches.
CERRO TORRE,
New route for Ermanno Salvaterra e Alessandro Beltrami (ITA), Rolando Garibotti (ITA) E, W and N Face.
Alpine Style. grade 6b+ and A1.
مجله Summit، نشريه انجمن کوهنودان انگلستان در شماره بهار 2006 گزارشی از صعود آخر يعنی صعود به برج های عظيم CERRO TORRE در پاتاگونيای شيلی چاپ کرده بود. اعضای تيم صعود کننده برای برگزار کنندگان جايزه Piolet d'Or نامه ای نوشته بودن که اين صعود از ليست کانديداهای سال 2005 حذف بشه؟ متن نامه رو در ادامه می بينيد.


******
از طرف Rolando Garibotti:
سپاس بسيار برای دعوتمان برای جايزهPiolet d’Or ، من مايلم تا اعلام کنم که من و Alessandro Beltrami و Ermanno Salvaterra در اين مراسم شرکت نمی کنيم و بسيار سپاسگذار خواهيم بود اگر برنامه صعود ما به Cerro Torre از ليست کانديدا های جايزه برداشته شود.
ما به اندازه کافی خوش اقبال بوديم که توانسيتم اين صعود را با موفقيت به اتمام برسانيم. ما به موفقيت مان در اين صعود بسيار مفتخريم و از پيام های تبريکی که از ساير کوهنوردان دريافت می کنيم احساس خوبی داريم اما انگيزه و مشوق ما برای اين صعود کيفيت تجربه ای بود که در اين صعود با آن روبرو می شديم.
جايزه ای مانندPiolet d’Or سعی در کمی کردن و سنجيدن اين تجربه دارد و در تلاش است تا کيفيت اين تجربه را ارزيابی کرده و در مورد آن قضاوت نمايد. در حاليکه کوهنوردی تلاشی است بدون چارجوب تعريف شده و قوانين معين و هرگونه سعی در مقايسه يک صعود موفق با صعودی ديگر لزوما ماهيتی ذهنی و فردی خواهد داشت. اين قضاوت همانند تلاش برای مقايسه کردن ميوه های متفاوت است. چطور می توان در مورد مفاهيم اغواگر و دورنی مانند زيبايي، شکوه و تخيل قضاوت کرد؟
اعمال سلسله مراتب در کوهنوردی و دسته بندی کوهنوردان چيزی است که خوشايند اعضا و مسئولين فدراسيون و همچنين کوهنوردانی است که مورد حمايت مالی شرکت های تجاری قرار دارند. اين کار در واقع برای فدراسيون و اين شرکت ها يک دلیل وجود و بقا می سازد و به آنها اعتبار می دهد. در حاليکه برای اکثريت کوهنوردان، آنها که به صورت آماتور کوهنوردی می کنند، منافغ کوهنوردی چيزهايی اغواگر و درونی است که شايد به تعبيری وجود خارجی ندارند.
درست است که در برخی از زمينه ها چنين ارزيابی هايي مانند جايزه Piolet d’Or می تواند مثبت و سازنده و روبه جلو باشد اما به طور یقين در بسياری از زمينه ها چنين ارزيابی هايي تاثير منفی دارند. اگر جايزه سال قبل را که به تيم روسيه تعلق گرفت را در نظر بگيريم و مجادلاتی که بعد از آن بر سر اهدا جايزه به اين تيم صورت گرفت را بررسی کنيم مشاهده می کنيد که اين کار در نهايت سبب مقابله کوهنوردان شد و نه اين اينکه آنها را در يک فضای دوستانه به گرد هم جمع کند.
مراسم اهدا جايزه فرصت خوبی است تا کوهنوردان را گرد هم آورد و فضای مثبتی را برای رشد و گسترش کوهنوردی فراهم آورد. اما اگر اين کار دليل اصلی برگزاری اين مراسم است، مراسم می تواند و بايد به شکل گردهم آيي هايي که مثلا در اسکاتلند وجود دارد باشد، جايي که در آن کوهنوردان طناب هاي خود را هديه می دهند و هديه ها جنبه مادی ندارد. پيشنهادی که در سال 2003،Lindsay Griffin ارايه داده بود که از تمام کانديداهای جايزه برای پيشرفت کوهنوردی قدردانی و تقدير شود. چيزی که من به جای مراسم فعلی پيشنهاد می کنم فستيوالی است از تنوع و گوناگونی و تفاوت. چرا که همه ما کوهنوردان در بازی شرکت کرده ايم و بازی کرده ایم و همه ما برنده ايم.
*********
من احساس خوبی در مورد اين جايزه نداشتم. بخصوص سال 2004 که به صعود لافايل تعلق نگرفت ! اما به نظر من سود اقتصادی که ترغيب کننده شرکت های سازنده تجهيزات بوده نقش مهمی در پيشرفت و گسترش اين ورزش در بعد حرفه ای و آماتور اون داشته. فکر می کنم اين نوع برخورد با برگزار کنندگان اين جايزه خيلی هم درست نيست.
نظر شما چيه؟
فعلاً.
جام جهانی برای ما تمام شد. بدون نتيجه ای قابل قبول، در خور، با ارزش و يا لايق تيم.
اما مسبقات روبوکاپ که همزمان با جام جهانی برگزار می شد برای ايرانی ها و برای دانشگاه تهرانی ها يه خبر خوب داشت. سايت مسابقات: http://www.robocup2006.org
چندين تيم از ايران در اين مسابقات شرکت کرده بودند که تیم UTUtd دانشکده علوم دانشگاه تهران که نيما آقايي پور (nimaa@khayam.ut.ac.ir) از اعضای انجمن کوهنوردی دانشگاه تهران هم در آن حضور داشتن تونستن در بخش شبيه سازی سه بعدی به مقام اول اين مسابقات برسن.
اين تلاش و موفقيت رو به اعضای اين تيم تبريک می گم.
