"هفته فرهنگ ايران" در کشور کراواسی برگزار شد. خبری که به احتمال ۹۹ درصد اصلا نشنديد. چه اهمیتی داره؟ هفته فرهنگ؟؟!! خبری که به نظر من اصلا منتشر نشد که شنيده بشه. بازم چه اهميتی داره؟؟ مهم حق ماموریته و یه سفر خارج برای یه سری از دانشجوها.
مگه می شه فرهنگ رو پرزنت کرد؟ کی می تونه این کار رو بکنه؟ چرا می تونه این کار رو بکنه؟ معاونت دانشجویی دانشگاه تهران که خودش یه جورهایی بی فرهنگِ می خواد "فرهنگ ايران" رو پرزنت کنه. عجب پاردوکسی؟؟!!! مثلا چه چیزی از موسیقی ما تو این هفته معرفی شد؟ آیا گفته شد از نظر علمای دین ما داشتن ساز موسیقی حرامه؟ .... اطلاعاتی در مورد این سفر و حواشی اون رو می تونيد اينجا بخونید. اين برنامه توسط رايزن فرهنگی ایران در زاگرب و توسط معاونت دانشجويي دانشگاه تهران اجرا شد.
اما یه چیز خیلی جالب این هفته فرهنگی شعار اون بود و پوستری که طراحی شده بود.
شعار این برنامه این بود (ترجمه اش رو از خودم گذاشتم. تحت اللفظی اینه که تنها دوستی فردایمان را محافظت می کند):
دوستی، تنها دوستی برای فردایمان می ماند. Friendship, Only Friendship can save Tomorrow

برنامه کویر پاییز 1384. برنامه ای که یه جوری تاثیر زیادی در اجرای اون داشتم. و بی نهایت از اجرای اون لذت بردم. حالا یه عکس از این برنامه شده بود پوستر هفته فرهنگ ایران در زاگرب . اون هم توسط معاونت دانشجویی دانشگاه. هم خیلی خوشحال کننده بود و هم خیلی گیج کننده.
معاونت دانشجویی که رييس تربیت بدنی اون انجمن کوهنوردی رو تحت فشار گذاشته که شما حق ندارین برنامه مشترک (يا مختلط) دخترها و پسرها داشته باشید. و به این دلیل واهی حاضر نیست برای کوهنوردی هزینه کنه اونوقت عکس پوستر هفته فرهنگ ایران در زاگرب رو عکسی از برنامه ای انتخاب می کنه که توسط انجمن اجرا شده و تو اون دخترها و پسرها در کنار هم واستادن و از دارن می خندن و دوست هستن. شعاری رو که انتخاب می کنه شعاری که تو عملکرد این مجموعه بسیار کمرنگه. ايجاد فضايي برای دوستی. !!! دوستی با اهابلی زاگرب بسیار مهمه و لازم ولی باید از ایجاد دوستی بین دخترها و پسرهای دانشجوی دانشگاه تهران جلوگیری کرد؟؟؟!!!!! واقعا فرهنگ ایران چیه؟؟؟؟ آیا بین بین هفته فرهنگ ایران و هفته فرهنگ ایرانی ها فرق هست؟؟ من زاگرب نبودم اما دوست دارم بدونم دستاورد این سفر برای کشور ما چه بود؟
خیلی دوست دارم بدونم تو کشوری که مربی یخ و برف زن نداریم که بتونه کلاس کارآموزی یخ و برف تشکیل بده چه جوری می شه ریس تربیت بدنی نامه بزنه که هيچ کلاسی نباید توسط آقایان برای خانم ها برگزار بشه؟
یه زمانی آقای علوی تبار که تازه از زندان آزاد شده بود تو یه مصاحبه گفت داستان ما و آدم های صاحب قدرت در این کشور خیلی شبیه شده به بازی کردن شطرنج با يک گوریل.
******
14 و 15 خرداد کلاس Bigwalls بند یخچال. مدرس آقای اسماعیل متحیرپسند. جمع بندی کلاس:
" گروه های دانشجویی عملکرد ضعیفی در مقایسه با سایر گروه های کوهنوردی فعال داشته اند. دلیل اصلی اون هم اتکا به گروه و تجهیزات گروه و مدیریت در این جور گروه ها بوده. در حالیکه به نطر من برای دیواره نورد شدن شما به سه چیز احتیاج دارین. اول پول، دوم یه همطناب خوب و سوم انگیزه. راهی رو که من در دیواره نوردی طی کردم این بود. و شما هم برای اینکه دویواره نورد خوبی باشید باید از پیله دانشگاه و تجهیزات اون بیرون بیاید. ......
....... امروز که به گذشته نگاه می کنم می بینم کل خاطرات من محدود بوده به چند نفر محدود از تیم آرش مثل مجید قاسمی يا حسین هیزم کار. ولی شما هرکدومتون با 30 يا 40 نفر کوهنوردی و سنگنوردی کردین و خاطره دارین."
وقتی به حرف های آقای متحیر پسند دقت می کنم می بینم واقعا اون چیزی که برای فرادمون از این روزها می مونه همین دوستی هایی که تو مرور زمان تبدیل به خاطرات خاک گرفته و خاکستری می شن. چیزی که امروز به قولی مانع پیشرفته ما شده. ولی چیزیه که فردا با یه حس خوبی بهش نگاه می کنیم. دوستی، تنها دوستی برای فردایمان می ماند.
فعلاً.
