

*******





******

Our prayers are with him

یک مرد خانواده (Family man) ....... یک کوهنورد (Risk taker) ..... افسانه ای دیگر ....
و پايان یک عشق .....
" ... و باز به همان سوال همیشگی میرسم ما در آن بلندی ها در اعماق آن غار ها و بر روی آن لبه های خطرناك بدنبال چیستیم؟ دفترچه خاطراتم را ورق می زنم به متن زیر می رسم.. می اندیشم از بلندای سرد و توفانی قله آكونگاكوا تا اعماق تاریك و سرد غار پــــراو یك چیز همواره همراهمان بوده ..... خیال كشتی گرفتن با مرگ، پر كردن فاصله هـــــــــــمان دو نقطه ی كه گفـــتم: فاصله بین مـــــــــرگ و ..................................................... زنــدگــــــــــی!
......
اما گاهي اين قصه ساده مي شود به سادگي و كوتاهي جمله اي كه هنوز آغاز نشده پايان مي يابد كه: طنابي گسست! پايي لغزيد ! بهمني فرو افتاد .و از جمع كسي كم شد ! به همين سادگي !!!!!! "
