تبليغاتX
از دماوند تا علم کوه
شنبه بیست و چهارم بهمن 1383
یکی از محصولاتی که امروزه در صنعت پوشاک و بخصوص در پوشاک ورزشی از اون استفاده فراوانی می شه عایقی به نام Thinsulate هست. من برای شناخت بیشتر این عایق، اطلاعات مختصری رو جمع کردم که اینجا قرار می دم. اطلاعات بیشتر رو میتونید از سایت این محصول دریافت کنید.

*****

وجود شرکتهایی مثل شرکت 3M یکی از دلایل تفاوت دنیای جدید و قدیمه. منظورم اینکه عظمت این شرکت و گستره فعالیتهایی که اون داره باور نکردنیه:67000 کارمند، فروش سالیانه 20 میلیارد دلار، فروش محصولات در 200 کشور دنیا. کمپانی 3m در زمینه امنیت، الکترونیک و ارتباطات،  بهداشت و سلامت، خدمات صنعتی، ایمنی و ... فعالیت می کنه. عایق Thinsulate یکی از محصولات این شرکته. این عاایق علاوه بر کاربردهایی که در صنعت داره در پوشاک هم استفاده می شه.

دلیل کارایی بالای اون در شکل زیر دیده می شه، در ساختمان این عایق، الیاف نازک تر از سایر الیافی هستند که در عایق های مصنوعی دیگه بکار می ره  (حدود 10 بار نازک تر) و به همین علت هوای بیشتری بین این رشته ها محبوس می شه و باعث می شه که گرمای کمتری از بدن دفع بشه.  اصولا عایق ها به دو دلیل عایق هستند: یکی به خاطر حبس کردن هوا بین بافت خودشون که این هوای محبوس هرچه بیشتر باشه عایق عملکرد بهتری دازه و دوم به خاطر برگشت دادن حرارتی که از بدن همواره در حال دفع شدن هست. در ساخت  Thinsulate هم این دو اصل رعایت شدن.

(در مورد عملکرد حرارتی بدن یک مقاله دارم ترجمه می کنم که توی اون این موضوع دقیق تر بررسی شده).

 

Thinsulate Fibers

6-denier hollow fiber

The fibers of Thinsulate™ Insulation are fine, making them ideal for trapping insulating air and reflecting back the body's radiant heat.

The fibers in 6-denier polyester are much thicker and not nearly as efficient at trapping air or reflecting back body heat.

در کشور ما از اونجایی که محصولات چینی زیادی وارد می شه حتما شما هم برچسب های Thinsulate رو روی این محصولات (بخصوص دستکش ها) دیدید.

عایق Thinsulate بسته به تراکم بافت انواع متفاوت برای شرایط آب و هوای مختلف داره.  مبنای این تقسیم بندی بر حسب وزن عایق بکار رفته در هر متر مربع هست: 

برای آب و هوای خنک: از عایق 40 گرمی.  

برای هوای سرد: عایق 70 گرمی.

برای شرايط خیلی سرد:  عایق 100 گرمی .

و برای سرمای شدید: عایق 150 گرمی اون استفاده می شه.

یکی از کاربردهای دیگه این عایق در کفشهای کوهنوردی بخصوص کفشهایی که برای شرایط آب و هوایی سرد تهیه می شن. در تصویر زیر مقایسه ای بین کارایی این عایق در مقابل بقه عایق های مصنوعی انجام شده. توی تصویر بالا مقدار حرارت (انرژی) که از طریق پا دفع شده در حالیکه کفش دارای عایق Thinsulate بوده نشون داده شده. در تصویر پایین هم مقدار حرارتی که پا زمانیکه کفش عایق Thinsulate نداشته نشون داده شده است:

Thinsulate™ Insulation for Footwear by 3M

کمپانی 3M با تحقیق و بررسی بیشتر عایق های جدیدی رو معرفی کرده :

این محصول کارایی حرارتی بیشتری نسبت به عایق های دیگه داره. این کارایی (البته طبق ادعای این کمپانی) در نمودار زیر دیده میشه. طبق ادعای این شرکت یک مقدار مساوی از عایق های مختلف (از نظر وزن) در مقایسه با این عایق بازدهی کمتری دارن. 

Thermal Weight Efficiency Chart


این عایق برای محیط های خیلی سرد تولید شده. در این عایق الیاف بکار رفته بسیار نازک تر شده اند که این عامل باعث شده تا عایق بسیار بهتری حتی در مقایسه با   Thinsulate و Thinsulate Lite Loft باشه. البته قیمت اون بسیار بالاتر و مشتری های محدودی هم داره.

در این عایق 100 درصد الیاف از جنس پلی استر هستن. این موضوع سبب شده تا بتونن در طرح و شکل  اون مانورهای بشیتری بدنن. این عایق نسبت به نمومه معمولی عایق Thinsulate گرمتر و به تعبیی نرمتر است.

این عایق از بهترین نوع عایق های Thinsulate هست و بالاترین تراکم رو داره.  400 تا 800 گرم در هر متر مربع. به همین دلیل کفشهایی که با این عایق تولید می شن قیمت بالایی دارن. عایق بسیار گرون این گروه عایقی با 1000 گرم بافت در هر متر مربع هست که فقط با سفارش برای مشتری های خاص تولید میشه .

*******

فعلاً.

نوشته شده توسط رضا در 12:28 با موضوع: | لینک ثابت |

دوشنبه دوازدهم بهمن 1383

سلام.

احتمالا شما هم فیلم صعود ماکالو تیم ملی رو دیدید. و احتمالا هم از برنامه ای که ژان کریستوفر لافایل امسال در هیمالیا و روی قله ماکالو اجرا کرد اطالاع دارید. من گزارش برنامه لافایل رو که سایت Millet به عنوان حامی مالی این برنامه رو سایتش گذاشته بود، ترجمه کردم. هر چند که ترجمه خیلی خوبی نشده. اطلاعات بیشتری از این صعود رو می تونید در سایت این کوهنورد بزرگ ببینید. توی فیلم تبلیغاتی کمپانی Millet هم که لینکش رو پایین گذاشتم قسمتهایی از صعود لافایل هست. 

اما اجرای اين برنامه به نظر شما یه ماجراجویی نیست؟ و چه نسبتی بین ماجراجویی و کوهنوردی هست؟ شما هم کوهنوردی (Mountaineering) رو جزیی از ورزشهای ماجراجویی ( Adventure Soprts) می دونید؟  .... نظر شما چيه؟؟؟   

***********

جان كريستوفر لافايل هم اكنون از ارتفاعات هيماليا بعد از گشودن يك مسيرجديد انفرادي و بدون اكسيژن بر روي ماكالو (8481) به فرانسه بازگشته است اما كريستوفر بايد براي دوازدهمين صعود موفق بدون اكسيرن به قلل بالاي 8000 متر تا فصل صعود بعد منتظر باشد. كريستوفر در صعود امسال خود بر روي قله ماكالو با انتخاب جبهه اي كه در تبت قرار گرفته است،  قصد داشت تنها باشد و از شلوغي و ازدحام كمپ اصلي ماكالو دوري كند. وي بخشي از اطلاعاتش در مورد مسيري را كه اتنخاب كرده بود از صعود ناموفقي كه در 1921 توسط يك تيم انگليسي شده بود، بدست آورده بود. بخشي از اين مسير فني ترين مسيري است كه تا كنون كريستوفر در صعود هايش درهيماليا با آن روبرو بوده است. اين گزارش، گزارش روزانه از جذاب ترين صعود حرفه اي امسال است.

     مسیر "کتی و تام" به افتخار پسر وهمسرش

در 15 آوريل (27 فروردين) كريستوفر يونجري رو  به مقصد كارتا، ترك كرد. اينجا مبدا صعود كريستوفر همراه با آشپزش ياك بود. در آنجا او با يك تيم ديگر از فرانسه ملاقات كرد كه قصد صعود ماكالو از جبهه ديگر را داشتند.

در 23 آوريل (4 ارديبهشت) او براي برپا داشتن محل كمپ اصلي، صعود خود را آغاز كرد. مسير صعود در اين قسمت براستي مشكل و خطرناك بود. او كمپ اصلي خود را در ارتفاع 6100 متري برپا كرد. درست روبروي جبهه اي كه قصد داشت آن را براي اولين بار صعود كند. هيچكس تاكنون براي صعود اين مسير فوق العاده زيبا تلاشي نكرده بود. ارتفاع بسيار بالاي كمپ اصلي براي هم هوايي او بسيار عالي بود. وضعيت آب و هوا دائما در حال تغيير و ميزان رطوبت هوا بالاست و برف انباشته شده روي مسير صعود هم هر روز بيشتر مي شود. بدترين چيز در اين شرايط ديد تقريبا صفر در مه است.

 

در 24 آوريل (5 ارديبهشت)، بعد از كذراندن يك شب در كمپ اصلي، كريستوفر برنامه خود را بر روي اين مسير بكر آغاز كرد. او در ابتدا تجهيزات فني مورد نياز خود را به كمپ بعدي در ارتفاع 6500 متري منتقل كرد و در پايان روز به كمپ اصلي برگشت. انتقال تجهيزات و غذا به كمپ1 چند روز از وقت كريستوفر را گرفت. در طي اين مدت هم هوايي وي هم كامل شد و او آماده شروع اين صعود دشوار شد. او براي ادامه مسير يك چادر، كيسه خواب، زيراندار، سوخت براي اجاق و غذا را به كمب 1 آورد. قسمت بعدي صعود از يك مسير تركيبي، شامل يخ و سنگ تشكيل شده است. مسيري كه تاكنون وي در صعود هاي خود در هيماليا مشابه آن را پيش روي نداشته است. پرتگاهي به عمق 1900متر. تنها مزيت اين مسير اين بود كه در آن خطر بهمن، ريزش سنگ و يا برج هاي يخي وجود نداشت. اما خطر واقعي در اين مرحله مشخصات فني مسير بود كه جايي را براي اشتباه وي باقي نمي گذاشت.

يكبار ديگر كه كريستوفر در كمپ1 هم هوايي كرد، به كمپ2 در ارتفاع 7200 صعود كرد.  قسمت دوم صعود از اين مرحله آغاز مي شد. امكان چك كردن مسير و برگشت به كمپ1 براي كريسوفر نبود، چون مسير اين قسمت مسير بسيار باريك با شيب بسيار تندي برخط الراس و لبه هاي پرتگاه قرار گرفته بود. حالا كريستوفر براي صعود نهايي آماده بود.

 

در 13 مي (24 ارديبهشت) او كمپ اصلي ماکالو را براي استراحت در كمپ اصلي مسير خود ترك كرد.

 

در 14 مي (25 ارديبهشت) او مستقيما به كمپ ۲ در ارتفاع  7200 متري صعود كرد.

 

در 15 مي (26 ارديبهشت) كمب1 را براي صعود قسمت دوم مسير جديد خود ترك كرد. مسيري كه در پايان، او را مسقيما به بالاي قله ماکالو2 مي رساند. قيافه كريستوفر حتما خيلي تغيير كرده است. كوله او حدود 25 كيلوگرم وزن دارد در حاليكه وزن خود كريستوفر تنها 60 كيلوگرم است. عكسهايي كه كريستوفر در مسير صعود گرفته است اين موضوع را به خوبي نشان مي دهد. اين قسمت مسير وقت و نيروي زيادي را از كريستوفر گرفت. او شب را در ارتفاع 7200متري و بر روي يك لبه باريك و بروي حجم عظيمي از برف، در يك شيب  تند سپري كرد.

 

                                         

 

در 16 مي (27 ارديبهشت) و در ساعت 4 بعد از ظهر خسته و بي رمق، اما بسيار خوشحال او موفق شد تا قله ماكالو2 با ارتفاع 7682متر را فتح كند.  به علت خستگي زياد كريستوفر قادر نبود تا مسير معمول صعود به قله ماكالو  رو طي كند. بهمين دليل تصميم گرفت تا چادر خود را در زير قله ماكالو2 برپا كند. شيب اين مسير براي رسيدن به مسير معمول قله ماكالو بسيار زياد و براي وي كه بسيار خسته شده بود، خطرناك بود.

 

                          ثاب گذاری مسیر

 

در 17 مي (28 ارديبهشت) او هنوز خسته و بدتر آنكه سرما  هم خورده است. مرتب سرفه مي كند و در طول شب چند بار از خواب بيدار مي شود. او تصميم مي گيرد تا خود را به مسير معمول صعود قله اصلي ماكالو برساند و براي استراحت بيشتر چادر خود را در آنجا برپا كند. او موفق مي شود تا اين مسير را طي كند و در مسير معمول صعود، چند كوهنورد را كه از قله ماكالو برمي گشتند، ملاقات مي كند.

 

                       شب مانی در 7100m

 

در 18 مي (29 ارديبهشت) كريستوفر چادر خود را در ساعت 2 صبح براي فتح ترك مي كند. بعد از2 ساعت تلاش به علت خستگي زياد، كريستوفر تصميم مي گيرد تا تلاش خود را متوقف كرده و برمي گردد. در راه بركشت از مسير معمول او كوهنوردان ديگري را ملاقات مي كند و در مورد شرايط كمپ اصلي قله ماكالو از آنها اطلاعاتي را دريافت مي كند. تمام تيمهاي حاضر در منطقه فردا صبح كمپ اصلي ماكالو را ترك مي كنند. كريستوفر در نهايت تصميم مي گيرد تا 2 روز در كمپ اصلي كه خود برپا كرده استراحت كند و بعد براي فتح قله بركردد.

 

                          شب مانی دز 7500 زیر قله ماکالو

 

در 19 مي (30 ارديبهشت) برنامه او ادامه دارد. او مجبور است تا از مرز بين تبت و پاكستان عبور كند. از مسيري كه جز يك نقشه، هيچ اطلاعات ديگري در مورد آن نداشت. شرايط جوي بسيار بد است. بارش برف با شدت جريان دارد و ديد او بسيار محدود است. كريسوفر مجبور است اين مسير بسيار طولاني را در ارتفاع 6000 متري طي كند. سرانجام بعد از ساعتها تلاش به كمپ اصلي خود مي رسد.  

در 20 مي (31 ارديبهشت) وسايل و تجهيزات خود را جمع كرده و منتظر ياك، دستيار و آشپز خود مي ماند اما ياك هرگز نمي آيد.

 

در 23 مي ( 3 خرداد) تصميم مي گيرد تا تنها به كاتماندو برگردد، جايي كه خانواده اش منتظر وي هستند.

 

                                             

                                                                     ********

 

قله هاي 8000 متري كه توسط جان كريستوفر لافايل صعود شده اند:

 

سال 2004: گشايش يک مسير جديد انفرادي بر روي قله ماکالو. تلاش وي براي فتح قله ناکام ماند.

 

سال  2003: گشايش انفرادي  يك مسير تازه روي جبهه شمالي قله دالاگيري 8167 متر (31 ارديبهشت)، قله نانگا پاربات 8125 متر (5 تير)، برودپيك 8047 متر (25 تير) .

 

سال 2002: آناپورنا 8091 متر. براي اولين بار در جهان اين قله را از جبهه شرقي و بدون اكسژن صعود كرد. وي مسافت 15 كيلومتر را در ارتفاع بين 7000 تا 8000 متري طي كرد. كريستوفر نشان كريستال (Cristal d’or) را از فداراسيون كوهنوردي فرانسه به عنوان بهترين صعود سال در هيماليا براي اين صعود دريافت كرد.

 

سال 2001: كي تو 8611 متر. وي به همراه همنورد فرانسوي خود اولين فرانسويهايي بودند كه از جبهه جنوبي اين قله را صعود كردند. كريستوفر نشان كريستال را به عنوان بهترين صعود سال در هيماليا از فدراسيون فرانسه دريافت كرد.

 

سال 2000: ماناسلو 8163 متر. اولين صعود انفرادي از جبهه شمال شرقي بر روي اين قله.

 

سال 1998: آناپورنا. تلاش ناموفق براي صعود از جبهه جنوبي.

 

سال 1997: لوتسه 8516 متر. صعود از مسير معمول به همراه يك تيم ايتاليايي.

 

سال 1997: دالاگيري 8167 متر. تلاش ناموفق براي صعود انفرادي در زمستان.

 

سال 1996: گاشربروم 1، 8035 متر و گاشرپروم2، 8068 متر.  صعودي انفرادي به اين دو قله در 4 روز. وي موفق به گشايش يك مسير جديد بر روي جبهه شمال شرقي كاشربروم 1 شد.

 

سال 1995: آناپورنا. اولين صعود انفرادي از جبهه شمالي بر روي اين قله. كريستوفر موفق شد تا ارتفاع 7500 متري صعود كند.

 

سال 1994: شيشانپاگما 8036 متر. صعود از مسير معمول و گشايش يك مسير انفرادي جديد بر روي جبهه شمالي اين قله. كريستوفر نشان كريستال را از فدراسيون كوهنوردي فرانسه به عنوان بهترين صعود سال درهيماليا، براي اين صعود دريافت كرد.

 

سال 1993: چوآيو 8201 متر. اولين قله بالاي 8000 متر براي كريستوفر. وي موفق شد اين قله را از مسير لهستانيها صعود كند.

 

سال 1992: آناپورنا. تلاش كريستوفر  براي گشودن يك مسير جديد بر روي جبهه شمالي اين قله در ارتفاع 7200 متري شكست خورد. در اين صعود وي همنوردش بير بگين (Pierre Beghin)  را از دست داد. وي بعد از 4 روز با دست شكسته خود را به كمپ اصلي رساند.                                   

 

                                                          *********

فعلاً.

نوشته شده توسط رضا در 14:10 با موضوع: | لینک ثابت |

اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات